 فتنه پديدار شد به ناقلان و راويان گفتند كه افرادي را كه شما از آنها روايت مي‌كنيد، براي ما نام ببريد و وقتي نام مي‌برند احاديث اهل سنت پذيرفته مي‌شد و احاديث اهل بدعت پذيرفته نمي‌شد[1]. چون قاعدة كلّي در مورد افراد اين است كه آنها ثقه و مورد اعتمادند، و ابن سيرين از بزرگان تابعين است و دوران اصحاب را دريافته و با همه تابعين زندگي كرده است، و منظور از فتنه در اينجا ظهور اهل بدعت مانند شيعيان[2] و خوارج[3] و قدريه[4] است. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- مقدمه صحیح مسلم باب الاسناد من الدین.

[2]- شیعه کسانی هستند که ادعا کردند که پیروان علی و فرزندانش می‌باشند، و ادعا کردند که امامت ویژه علی و فرزندانش است،. و اغلب اصحاب را کافر قرار داده‌اند. نگا: اصول مذهب الشیعه و کتاب الشیعه والتشیع. (مترجم).

[3]- خوارج کسانی بودند که بعد از جنگ صفین علیه علی -رضي الله عنه- شوردیند و علی در نهروان با آنها جنگید.

[4]- قدریه کسانی هستند که منکر تقدیر و سرنوشت می‌باشند، و می‌گويند هر چيز جديد است و پديد خواهد شد.5- آيا درست كه پيامبر ابوبكر را با سورة براءت فرستاد و او را در حج امير مردم كرد سپس او را برگرداند و علي در جاي او قرار داد؟

اولاً پيامبر علي را به عنوان امير حج نفرستاد بلكه در سال نهم امير مردم در حج ابوبكر بود، و وقتي علي پيش ابوبكر آمد ابوبكر از او پرسيد پيروي مي‌كني يا امير هستي؟ گفت: بلكه پيروي مي‌كنم. و كل قضيه اين است كه پيامبر با كفار مكه عهد و پيمان داشت و خداوند به او فرمان داد كه عهد آنها را به آنان باز گرداند و از آنها اظهار بيزاري كند، خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ * وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾. (التوبة: 1- 3).

«(اين، اعلام) بيزاري خداوند و پيغمبرش از مشركاني است كه شما با آنان پيمان بسته‌ايد پس (اي مومنان! به كافران بگوئيد): آزادانه چهار ماه در زمين بگرديد و بدانيد كه شما هرگز نمي‌توانيد خدا را درمانده كنيد و بيگمان خداوند كافران را خوار و رسوا مي‌سازد اين اعلامي است از سوي خدا و پيغمبرش به همه مردم در روز بزرگترين حج كه خدا و پيغمبر از مشركان بيزارند و اگر توبه كرديد اين براي شما بهتر است، و اگر سرپيچي كرديد بدانيد كه شما نمي‌توانيد خداي را درمانده داريد و كافران را به عذاب عظيم و سخت دردناكي مژده بده».

و عادت عرب‌ها بر اين بود كه وقتي بين آنها و كسي عهد و پيماني مي‌بود بايد آن عهد و پيمان را خود آن شخص يا فردي از خانواده‌اش لغو مي‌كرد، و ابوبكر در حج امير مردم بود و در عرفه براي آنها سخنراني كرد[1].


 
--------------------------------------------------------------------------------
 
[1]- بخاری كتاب التفسیر سوره براءة، ونگا: سخن حافظ ابن حجر در فتح الباري در شرح اين حديث كه مفيد است.
آيا واقعاً ميان خويشاوندان پيامبر و اصحابش عداوت و دشمني بوده است؟

اين سخن باطلي است بلكه در حقيقت آنها با همديگر روابط خوبي داشتند و با هم دوست بودند و به يكديگر زن مي‌دادند و از همديگر زن مي‌گرفتند. و مصاهرت‌هاي زيادي ميان آل پيامبر و اصحاب بوده است، پيامبر دو دخترش ام كلثوم و رقيه را يكي پس از ديگر به ازدواج عثمان در آورد، و العاص بن الربيع با زينب ازدواج كرد، و علي دخترش ام كلثوم را به ازدواج عمر در آورد[1]، و علي بعد از وفات ابوبكر با اسماء بنت عميس بيوة ابوبكر ازدواج كرد، و علي با امامه بنت العاص بن الربيع ازدواج كرد، و محمد بن ابي بكر را علي بزرگ كرد و پرورش داد[2]، و محمد بن علي بن الحسين با أم فروه بنت القاسم بن محمد بن ابي بكر الصديق ازدواج كرد بنابراين جعفر بن محمد بن علي بن الحسين كه ملقب به امام صادق است مي‌گفت: ابوبكر دوبار مرا زاده است[3] زيرا مادرش أم فروه بنت القاسم بن محمد بن ابي بكر الصديق بود، و مادر أم فروه اسماء بنت عبدالرحمن بن ابي‌بكر الصديق بود. و ابان بن عثمان بن عفان با أم كلثوم بنت عبدالله بن جعفر بن ابي طالب[4] ازدواج كرده بود، و سكينه بنت الحسين بنت علي بن ابي طالب همسر مصعب بن الزبير بن العوام بود[5]، و ازدواج‌هاي زياد ديگر ميان آنها صورت گرفته است، و آنها با يكديگر صميمي بودند، بنابراين علي بن ابي طالب فرزندانش را ابوبكر و عمر و عثمان ناميد[6] و همچنين حسن اسم فرزندش را ابوبكر گذاشت[7] و علي بن الحسين پسرش را عمر نام گذاشت[8]، و موسي بن جعفر اسم عمر و عايشه را بر فرزندانش گذاشت[9]، و يكي از بهترين كتاب‌ها در اين موضوع كتاب الشيعه و اهل البيت احسان الهي ظهير است[10].

وصلى الله على نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاریخ الاسلام عهد الخلفاء الراشدین 275 و الکافی 5/346.

[2]- ربيب پسر همسر از شوهر ديگر كه او را طلاق داده، يا آن شوهر فوت كرده است.

[3]- سیر أعلام النبلاء 6/255.

[4]- الشیعة وأهل البیت 141.

[5]- الطبقات الکبری 5/183.

[6]- معرفة الصحابة 1/309، کشف الغمّة 2/67.

[7]- سیر أعلام النبلاء 3/279، كشف الغمّة 2/198 

[8]- کشف الغمّة 2/302.

[9]- منبع سابق 3/29-31.

[10]- الشیعة وأهل البیت 140- 144.
فصل دوم

بعثت رسول الله -صلی الله عليه وآله وسلم-
در روز دوشنبه دوازدهم[1] ربيع الاول خداوند بر بشريت منّت نهاد و سرور انسانيت[2] و هادي آن محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب هاشمي قريشي ديده به جهان گشود، ايشان -صلى الله عليه وآله وسلم- هنوز در شكم مادر بود كه پدرش از جهان چشم فرو بست و در شش سالگي نيز مادرش را از دست داد، و پدر بزرگش عبدالمطلب سرپرستي او را به عهده گرفت اما بعد از دو سال عبدالمطلب وفات يافت و ابو طالب سرپرستي او را به عهده گرفت.

وقتي پيامبر به چهل سالگي رسيد خداوند او را مبعوث كرد تا مردم را مژده دهد و آنها را از عذاب الهي بترساند، و ايشان -صلى الله عليه وآله وسلم- به بهترين وجه رسالت خويش را انجام داد و فرمان الهي را به مردم رساند تا مردم را از گمراهي‌ها به سوي نور بيرون بياورد، بنابراين بزرگان قومش با او دشمني ورزيدند و او و پيروانش را مورد اذيت و آزار قرار دادند، افرادي از او پيروي كردند كه دنيا را فروخته و آخرت را خريده بودند و آنها با جان و مال خويش در راه خدا جهاد كردند و خدا و پيامبرش را ياري دادند. خداوند می‌فرمايد: ﴿لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَن