اعت كنيد، اما پيامبر چنين سخن قاطعي كه اختلافى اگر پيدا شود را براي هميشه از بين مي‌برد نگفت و بلكه فرمود هر كس من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست[14].

خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ﴾. (الحديد: 15). 

«پس امروز نه از شما فديه‏اى پذيرفته مى‏شود، و نه از كافران; و جايگاهتان آتش است و همان سرپرستتان مى‏باشد; و چه بد جايگاهى است».

به خاطر شدت پيوستگي و همراهي دوزخ با كافران آن را مولا و دوست آنها ناميده است.

- مولات و دوست داشتن صفت هميشگي علي -رضی الله عنه- و مومنان علي را دوران حيات پيامبر و بعد از وفات پيامبر و بعد از وفات خود علي هميشه دوست دارند، پس در حيات پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مولا و دوست مومنان بوده است و بعد از وفات خودش نيز او را مومنان دوست دارند، پس او مولاي ماست چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾. (المائدة:55). 

«سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند; همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند».

و علي از سران و بزرگان مؤمنان است. 

- اگر منظورپيامبر والي و سرپرست مي‌بود نمي‌گفت: مولي، بلكه مي‌گفت والي، چون كلمه مولي با كلمه والي فرق مي‌كند والي از ولايت يعني فرمانروايي، و مولي از ولايه يعني محبت و ياري كردن است خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ﴾. (التحريم: 4). 

«اگر شما دو زن (عايشه و حفصه) به درگاه خداوند توبه كنيد، به راستي كه دلهاي شما از همدستي عليه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به توبه كردن مايل است و دستور خداوند را به سمع قبول دريافته است، و اگر با هم عليه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- متفق شويد، در حقيقت خدا ياور اوست، و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان او هستند».

- خداوند متعال دربارة قوم ابراهيم -علیه السلام- مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ﴾. (آل عمران: 68).  

«سزاوارترين مردم به ابراهيم، آنها هستند كه از او پيروى كردند، و (در زمان و عصر او، به مكتب او وفادار بودند; همچنين) اين پيامبر و كسانى كه (به او) ايمان آورده‏اند (از همه سزاوارترند); و خداوند، ولى و سرپرست مؤمنان است».

و منظور اين نيست كه آنها حاكم و رئيس ابراهيم هستند بلكه ابراهيم امام و رئيس آنهاست.

امام شافعي در مورد حديث زيد مي‌گويد: منظور محبت و دوستي اسلام است چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لاَ مَوْلَى لَهُمْ﴾. (محمد:11)[15].

«اين (نصرت‌دادن‌ مؤمنان‌ و فرجام‌ ناميمون‌ براي‌ كفار) براى آن است كه خداوند مولا و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند; اما كافران مولايى و يارى ندارند».

پس حديث بر اين دلالت نمي‌كند كه علي بعد از پيامبر خدا خليفه است و بلكه بر اين دلالت مي‌كند كه علي ولي از اولياي خداست كه بايد او را دوست داشت و ياري كرد.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- مسلم کتاب فضائل الصحابه حديث 2408.

[2]- ترمذی كتاب المناقب باب من قبل علس حديث 3713.

[3]- مسند احمد 5/347.

[4]- خصائص علی ص 96 شماره 79.

[5]- المستدرک 3/110.

[6]- السلسلة الصحیحة حديث 1750.

[7]- مسند احمد 1/152584.

[8]- پیامبر خالد را برای جنگ یمن فرستاده بود و او بعد از پیروزی کسی را پیش پیامبر فرستاد تا غنیمت را تقسیم کند.

[9]- علی وقتی کنیز را گرفت با آن همبستر شد و بعد بیرون آمد و غسل کرد.

[10]- بخاری كتاب المغازي، باب بعث علي وخالد إلى اليمن حديث 4350.

[11]- ترمذی كتاب المناقب، باب مناقب علي حديث 3712.

[12]- البدایة والنهایة 5/95.

[13]- النهایة فی غریب الحدیث 5/228.

[14]- نوری طبرسی یکی از علمای بزرگ شیعه می‌گوید: پیامبر به صراحت نگفت که علی خلیفه اوست، بلکه با سخنانی مجمل که دارای معانی زیادی است و باید بوسیله قرینه یک معنی مشخص شود به خلافت علی اشاره کرد. فصل الخطاب 205/206.

[15]- النهایة فی غریب الحدیث 5/228.
2- حديث كساء
اين حديث را عايشه -رضی الله عنها-[1] روايت كرده است او مي‌گويد: به هنگام صبح پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در حالي كه چادري بر او بود بيرون آمد و علي و فاطمه و حسن و حسين -رضی الله عنهم- را داخل چادر كرد و گفت: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33)[2].

«خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». 

از اين حديث استدلال مي‌كنند كه خداوند متعال خواسته است كه پليدي را از آنها دور كند، و هر چه خدا بخواهد مي‌شود، پس وقتي خدا پليدي را از آنها دور كرد آنها معصومند، و وقتي معصوم هستند بايد آنها از ديگران به خلافت سزاوارتر باشند. 

و اين به خاطر امور زيادي باطل است: 

اولاً: اين آيه‌اي كه آيه تطهير ناميده مي‌شود دربارة زنان پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- نازل شده است، چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً * وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً * وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً﴾. (الأحزاب: 32- 34). «اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد; پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد; خداوند لطيف و خبير است».
