امام بخاري (رح) را قبول كرد و فرمود: اي جماعت اصحاب حديث، به اين جوان نگاه كنيد و احاديثي را كه او روايت مي كند بنويسيد. اگر چنانچه او در زمان حسن بن ابي حسن بصري بود، به امام بخاري در شناخت حديث و فقه اش نياز پيدا مي كرد.)) تقريباً نود هزار نفر از معاصرينش كتاب (الجامع الصحيح) را مطالعه كردند. 

***
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:27.txt">با پيامبر و اصحابش </a><a class="text" href="w:text:28.txt">اخلاق امام بخاري در برابر خدا و رسولش </a><a class="text" href="w:text:29.txt">جايگاه امام بخاري </a><a class="text" href="w:text:30.txt">عبادت امام بخاري </a><a class="text" href="w:text:31.txt">علاقه امام بخاري به قرآن </a><a class="text" href="w:text:32.txt">سخاوت امام بخاري </a><a class="text" href="w:text:33.txt">مجاهدت امام بخاري </a><a class="text" href="w:text:34.txt">امام بخاري به جوانان آموزش مي دهد. </a><a class="text" href="w:text:35.txt">دانش آموز مدرسه حديث </a><a class="text" href="w:text:36.txt">نيشابور از امام بخاري استقبال مي كند.</a><a class="text" href="w:text:37.txt">بادهاي فتنه </a><a class="text" href="w:text:38.txt">توطئه ها شروع مي شود. </a><a class="text" href="w:text:39.txt">امام بخاري بدون خداحافظي شهر را ترك مي كند. </a><a class="text" href="w:text:40.txt">((امام بخاري نعمت هاي خداوندي را يادآور مي شود.)) </a><a class="text" href="w:text:41.txt">بخارا از فرزندش استقبالي مي كند ولي. . . </a><a class="text" href="w:text:42.txt">امام بخاري ذلت علم را نپذيرفت. </a><a class="text" href="w:text:43.txt">امام بخاري شب عيد به شهادت مي رسد. </a><a class="text" href="w:text:44.txt">تاليفات امام بخاري </a><a class="text" href="w:text:45.txt">آنچه كه از امام بخاري ياد مي گيريم: </a><a class="text" href="w:text:46.txt">مختصري از تاريخ زندگي امام بخاري نوشته بر سنگ مرقد مطهر </a></body></html>با پيامبر و اصحابش 
آيا بعد از اين كسي پيدا مي شود كه در مورد صحت حتي يك حديث از احاديث (الجامع الصحيح) شك و ترديد كند؟ 
آيا كسي مي تواند اين كتاب را با اسانيدش حفظ كند ولو در تمام عمرش به حفظ آن مشغول بشود. اساتيد حديث مباهات مي كنند كه مي توانند احاديث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  را شرح و تفسير كنند ولي از هيچ يك از آنان نشنيده ايم كه اين كتاب را با اسانيدش حفظ كرده باشد. . . و راستي اين توانايي را از كجا و چگونه مي تواند كسب كند؟ 
برايمان كافي است كه از اين كتاب (صحيح) آنچه را كه از تعاليم دين لازم و ضروري است فراگيريم. همچنين خداوند سبحانه و تعالي به امام بخاري نبوغ سرشاري اعطاء نموده بود تابه بالاترين درجات فهم و آگاهي صعود كند تا جايي كه گاهي حديثي را در شام مي شنيد در عراق تدوين مي كرد و حديثي را كه در مكه مي شنيد آن را در خراسان تدوين مي كرد، بدون اينكه حرفي را كم و يا زياد كند. 
همچنين خداوند به او قلبي پاك، كه ضربات آن براي غير خدا به تپش نيامده و وسوسه گناه نداشته، اعطا فرمود. او دائماً در پيشگاه پيامبر و يارانش حضور دارد. 
تجارتي ندارد كه خود را با آن مشغول كند و جاه و منصبي كه شيفته آن باشد و نه دنيايي كه دين خود را به خاطر آن بفروشد. 
اگر چنانچه زندگي امام بخاري را از دوران كودكي اش بررسي كنيم اتفاقات و رفتارهاي شگفتي را خواهيم ديد، در حالي كه كودكي ده ساله بود اسانيد حديث را حفظ داشت و استادش را به تجديد نظر در روايت حديث وامي داشت. . . . و استاد سخنش را قبول مي كرد . . . مانند اطفال ديگر در سنين كودكي به بازي و سرگرمي مشغول نبود . . . زيرا كه وظيفه مهمي را كه عنايت الهي به او عرضه كرده بود به خوبي درك مي كرد و در اين باره مي فرمايد: ((از ده سالگي به حفظ حديث تمايل پيدا كردم)) قبل از پانزده سالگي در كنار ائمه بخارا، مرو و نيشابور حاضر مي شود تا احاديثي را كه شيوخ قادر به حفظ آنان نيستند حفظ كند. 
تا قبل از بيست سالگي پنج باز مناسك حج را بجاي آورده بود و جمله اي در مجلس استادش اسحاق بن راهويه مي شنود و آن جمله قلبش را به تپش وامي دارد و احساسات و عواطفش را تحريك مي كند ((كاش مختصري از احاديث صحيح پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  را جمع آوري مي كرديد.)) پس از آن امام بخاري به انجام اين كار مهم تصميم قاطع مي گيرد و شروع به جمع آوري احاديث و به تدوين كتاب (الجامع الصحيح) مي پردازد. 
احاديث را با وضو و طهارت كامل در كتاب (الجامع الصحيح) ثبت مي كند چرا كه او در محضر پيامبر حضور دارد!! 
به راستي چه شخصيت با عظمتي است؟ وجدان او از زمان طفوليت و ولادت به عشق الهي و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  در هم آميخته بود و به آنچه كودكان و هم سالانش فكر مي كردند نمي انديشيد. كتاب تاريخ صحابه و تابعين را در جوار روضه خضراء پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  تاليف مي كند تا صاحب رسالت عظمي را بر هر كلمه (هر حرفي كه مي نويسد) شاهد بگيرد. 
و از اينجا عظمت كتابش را كه (الجامع الصحيح المسند المختصر من حديث رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم  و سننه و ايامه) ناميده درك مي كنيم. كتابش را با آنچه كه شايسته عظمت و بزرگي است و با تكريم و احترام تناسب دارد شروع كرد و آن را با مقدمه اي تقلدي به روش نويسندگان شروع نكرد زيرا حياي آن بيشتر از آن بود كه سخن و كلامش بر حديث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  پيشي بگيرد و شايسته نبود كه بر حديث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  پيشي بگيرد و كتابش را با آيه كريمه زير شروع كرد: 
)إِنَّا أَوْحَينَا إِلَيكَ كَمَا أَوْحَينَا إِلَي نُوحٍ وَالنَّبِيينَ مِنْ بَعْدِهِ)  
ترجمه: (همانا وحي فرستاديم به سوي تو همان گونه كه وحي فرستاديم بسوي نوح و پيامبران بعد از وي). 

***
اخلاق امام بخاري در برابر خدا و رسولش 
امام بخاري در برابر خدا و رسولش با چه ادب و اخلاقي رفتار مي كند؟ 
او قلم را جز در پاكي و طهارت بدست نمي گيرد زيرا كلام پاكي را مي نويسد. از اينجاست كه وضعيت روحي او را كه در آن كتاب (الجامع الصحيح) را تصنيف كرده است به خوبي درك مي كنيم امام بخاري قبل از تاليف كتاب (الجامع الصحيح) مراحل گوناگوني را پشت سر گذاشت هجرتها، سفرهاي مداومي در گوشه و كنار جهان اسلام انجام داد تا راويان ثقه و مورد اعتماد را دريابد. 
و توانست بر ششصد هزار شيخ كه بين هر يك هزاران كيلومتر فاصله بود دسترسي پيدا كند، تصور كنيم كه اين جوان لاغر اندام مي توانست در بخارا بماند و در آنجا به تحصيل علوم متداول بپردازد و فقيه و عالم و دانشمندي در حد دانشمندان ديگر گردد. 
ولي او همه دنيا را به مثابه يك دانشگاه تصور كرده و در جستجوي حديث به هر كجا كه لازم باشد سفر مي كند. اگر چه در اين راه متحمل سختيها و مشقات زياد شده و همه آنها را با كمال ميل تحمل مي كند. 
امام بخاري بسيار كم مي خوابيد چرا كه جستجو براي يافتن حديث كار و حرفه دائمي او بود در بعضي از شبها گاهي پانزده و گاهي بيست بار بر مي خواست، تا بعضي از احاديث را مرور كند. چرا كه حامل امانتي است كه به او سپرده شده بود و مي خواست به بهترين وجه آن را ادا كند، و به راستي كه او امانت را با دقت و اخلاص ادا نمود چرا كه دست تقدير الهي او را به تحرك وامي داشت و چراغ توفيق راه را براي او روشن مي ساخت. 
پس ج