اي شگفتي نيست كه اعتماد شيوخ و طلاب معاصرش را كسب كند و مبالغه نيست اگر بگوييم اعتماد ائمه و محدثين تمامي قرون را كسب كرد. 
هر گامي را كه پيمود مسلمانان به دنبال آن حركت مي كنند و از آثارش بهره مي برند. او كتابش را تاليف نكرد تا مزدي بگيرد و يا جايزه و پاداشي كسب كند . . . بلكه او اجر و مزدش را از خدا مي خواست. آيا اجر و مزدي بالاتر از اجر و مزد الهي وجود دارد؟ 

***
جايگاه امام بخاري 
ثقات و مجتهدين همگي شهادت داده اند كه در زير سايه آسمان از امام بخاري عالم تر و حافظ تر به حديث رسول الله وجود ندارد. شيخ و استادش امام محمد بن يحيي الذهلي از اسامي و كنيت راويان از امام بخاري مي پرسيد، او بدون كوچكترين درنگي پاسخ مي داد. گويا سوره (قل هو الله احد) را مي خواند. امام مسلم بن حجاج در مقابلش مانند دانش آموز كوچكي مي نشست و زانوي تلمذ مي زد، روزي به او گفت: ((اي استاد استادان بگذار بر پاهايت بوسه بزنم)). 
يكي از فقيهان، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  را در خواب ديد. پيامبر به او گفت: ((تا كي كتاب امام شافعي را تدريس مي كني؟ و كتاب مرا درس نمي دهي؟)) 
گفت: ((اي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم  كتاب تو چيست؟)) فرمودند: ((الجامع محمد بن اسماعيل)) 
همه ي اين شواهد بر فضل، برتري و جايگاه رفيع و والاي امام بخاري دلالت دارد. 
زبانش قطعه اي است؛ از صدق، قلبش تكه اي است از طهارت. هرگز ديده نشده است او انساني را به بدي ياد كند. . . . حتي كساني كه در صدد اذيت و آزار او بودند براي آنان مغفرت و بخشش طلب مي كرد عبارت بسيار جالب و شگفت انگيزي دارد كه بر پاكي زبان و شرافتمندي و علو درجه و مقام او دلالت مي كند. ((هرگز از كسي غيبت نكرده ام.)) 
آيا اين دلالت بر تقوي و پرهيزگاري ندارد؟ 
مردي كه در زندگي اش كسي را به بدي ياد نمي كند و اين در حالي است كه افرادي بودند كه هميشه در صدد اذيت و آزار او بودند. اين ويژگيهاي فردي و صفات اخلاقي بر امانت و صدق او روشنايي خاصي مي بخشد كتاب (الجامع الصحيح) كاري خارق العاده و عاري از هر گونه شك و ترديد است. 
مسلمانان به اين كتاب اهميت داده و از جايگاه عزيز و والايي در نزد آنان برخوردار است زيرا كه آيينه تمام نماي نبوت است. 
كسي كه مي خواهد در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  حاضر شود كتاب (الجامع الصحيح) را بخواند. 
كسي كه مي خواهد با صحابه زندگي كند. كتاب (الجامع الصحيح) را بخواند. 
كسي كه مي خواهد ماهيت سنت نبوي را درك كند كتاب (الجامع الصحيح) را بخواند. 
كسي كه مي خواهد مسير زندگي اش را مشخص كند كتاب (الجامع الصحيح) را بخواند.  
كسي كه مي خواهد خود را از پستي و فرومايگي دنيا نجات دهد بايد بدان چه كه در (الجامع الصحيح) وارد شده است عمل كند. 
كسي كه مي خواهد عصر نبوت را مجسم كند، تصوير آن را از (الجامع الصحيح) بيابد. 
كسي كه مي خواهد پله هاي رفيع اخلاق را بپيمايد راهنماي او بايد (الجامع الصحيح) باشد. 
همان طوري كه ميوه پاك و شيرين در غير از زمين آباد حاصل نمي شود، همين طور اين كتاب بزرگ را غير از مردي بزرگ نمي تواند تاليف كند. 
در اين كتاب (الجامع الصحيح) دو مورد بسيار با اهميت و بزرگ يافت مي شود. ((عظمت مطالب و محتواي كتاب و عظمت مولف و نويسنده آن.)) 
عظمت مولف و نگارنده آن نشات گيرنده از شكوه و عظمت مطالب آن است. 
امام بخاري حديث را در قلبش مي نوشت قبل از اينكه آن را در اوراق بنويسد. و آن را عملاً با روش و اخلاق خويش تطبيق مي كرد، حتي مي توانيم بگوييم، ان امام همام حديث مجسم بود . . . او امين است چرا كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  به رعايت امانت تشويق مي كند و از خيانت باز مي دارد او راستگو است زيرا كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  راستي را تشويق و دروغ را نهي مي كند. . . . او با گذشت و مهربان است، چرا كه گذشت و مهرباني با سيرت و سرنوشت پيامبر سرشته بود. 

***
زندگى نامه 
امام بخارى(رحمه الله )

تاليف:عبدالمنعم قنديل

مترجم : محمدصديق دهوارىعبادت امام بخاري 
اخلاق امام بخاري متشكل است، از آنچه كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  دستور مي دهد. 
فهم و دركش از دين از حضور دائمي وجدان او با پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  نشات گرفته است و از صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  البته جزء از خلفاي راشدين رحمهم الله  در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  حضور بيشتري دارد. 
براي اينكه اين فرصت براي هيچ يك از صحابه پيش نيامد كه حضوري دائمي در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  داشته باشد و تمامي احاديث را از او بشنود. 
ولي اين فرصت براي امام بخاري مهيا شد كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  را در تمامي لحظه هاي زندگي اش همراهي كند. پس ارتباط او ارتباط دائمي و مستمر بود. وصاياي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  عقل، قلب  و وجدانش را پر نموده و آنها را نصب عين و آويزه گوش خويش قرار داده بود. 
او عصر نبوت را در خلوت و تنهايي، در مجالس علم، و در همه جا استشمام مي كرد. 
تجسم سيرت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  لحظه اي از ذهن امام بخاري خارج نمي شود. و صداي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  پيوسته به گوش او مي رسيد. امام بخاري در حالي كه يك قرن از عروج ملكوتي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  گذشته بود در محضر او زندگي مي كرد. تا آنجا چهره اي از علم و معرفت امام بخاري را نمايان ساختيم در ادامه اين سوال پيش مي آيد. عبادتش چگونه بود؟ 
زندگي امام بخاري سر تا پا عبادت بود. كودكي اش را در تحصيل علم به دور از بازيهاي كودكانه سپري مي كرد خاطره دوران كودكي او را دوستش _ هاني بن نضر _ (رفيق دوران تحصيلش) براي ما اين چنين بيان مي كند. 
در نزد محمد بن يوسف فريابي بوديم در شام، مثل ديگر جوانان براي تفرج و توت خوردن بيرون رفتيم محمد بن اسماعيل در آن زمان نيز نزد ما بود و با ما در اموري كه مشغول بوديم همكاري نمي كرد و سخت مشغول فراگيري دانش بود. اين نشان دهنده اخلاق و سيرت امام بخاري در دوران كودكي است او دقيقه اي از عمر خود را بيهوده بدون فراگيري دانش تلف نمي كرد. در كودكي مانند بزرگان عمل مي كرد و شخصيت علمي خويش را كم كم شكل مي داد به نفس خود اجازه نمي داد برنده جام (كاپ) بچه گانه در ميدان زندگي باشد. 
استادش فريابي او را كودكي مي يابد كه نبوغش در حال شكوفايي بود، قبل از اينكه موعد زمان آن فرا رسيده باشد. نشانه هاي استادي و بزرگواري در سنين كودكي در او مشهود بود . . .  وقتي كه فريابي از او حديثي مي پرسيد، به گونه اي سند و متن آن را ذكر مي كرد كه گويا نام و نام خانوادگي خود را بيان مي كند. هنگامي كه موقع نماز فرا مي رسيد در اسرع وقت براي انجام آن بپا مي خواست. وقتي كه دوستانش به لهو مشغول بودند از آنان دوري مي نمود چرا كه او در اموري كه مربوط به او نبود شركت نمي كرد. وقتي كه صحبت از دنيا بود صحبتش را با حمد و ثناي خداوند شروع مي كرد. 

***
علاقه امام بخاري به قرآن 
زندگي امام بخاري از لحظه طلوع سپيده دم تا به هنگام شب و لح