ه وسعت برايشان تنگ آمد، و از خودشان بيزار شدند. قطع رابطة مردم با آنان تا آنجا شدت گرفت که پس از گذشت چهل روز از آغاز قطع رابطه محکوم شدند بر اينکه با زنانشان نيز قطع رابطه کنند، و پس از آنکه دوران محروميت آنان از حقوق اجتماعي بر پنجاه روز بالغ گرديد، خداوند قبول توبة آنان را با نزول اين آيه اعلام فرمود:

﴿وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ﴾[2].

«و خداوند پذيرفت توبه آن سه تن را که از جنگ برجاي ماندند و کارشان به جايي رسيد که زمين خدا با همه وسعت آن برايشان تنگ آمد، و جانشان بر لب آمد، و باور کردند که در برابر خدا هيچ پناهگاهي جز درگاه او نيست؛ آنگاه خداوند راه توبه را براي آنان گشود، تا توبه کنند، که همانا خداوند توّاب و رحيم است».

مسلمانان شادمان شدند؛ آن سه مؤمن راستين نيز به طور زايدالوصفي شادمان گرديدند، مژده دادند و بشارت شنيدند و شادماني کردند و هدايا و صدقات فراوان به اين و آن دادند، و آن روز يکي از بهترين روزهاي خوش زندگاني مسلمانان بود.

راجع به آن افرادي که به خاطر عُذر شرعي نتوانسته بودند به جنگ بروند، خداوند متعال فرمود:

﴿لَيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ﴾[3].

«بر افراد ناتوان، ونيز بر بيماران، و نيز بر کساني که چيزي ندارند که انفاق کنند، حرجي نيست، و همين که خيرخواه خدا و رسول خدا باشند کافيست.»

حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- نيز وقتي به نزديکي مدينه رسيدند، دربارة اين جماعت فرمودند:

(إن بالمدينة رجالاً ما سرتم مسيراً ولا قطعتم وادياً إلا کانوا معکم، حبسهم العذر).

«در مدينه مرداني هستند که هر راهي که شما پيموده‌ايد، و هر بياباني که از آن گذشته‌ايد، همه جا با شما بوده‌اند؛ عُذر جسماني مانع آنان بوده است.»

رزمندگان مسلمان گفتند: اي رسول‌خدا، با آنکه در مدينه بوده‌‌اند؟! فرمودند: (وهم بالمدينه) با آنکه در مدينه بوده‌‌اند!؟
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سوره آل عمران، آيه 179.
[2]- سوره توبه (برائت)، آيه 118.
[3]- سوره توبه (برائت)، آيه 91.بازتاب غزوهء تبوک
اين غزوه تأثير بسزايي در گسترش نفوذ مسلمانان و تحکيم مباني قدرت سياسي و نظامي آنان در جزيره‌العرب داشت. مردم دريافتند که هيچ نيرويي در جهان عرب نمي‌‌تواند با نيروي اسلام برابري کند و در کنار آن مطرح باشد، و آخرين پس‌مانده‌هاي آمال و آرزوهايي که در دل برخي از اعراب جاهلي و منافقان باقي مانده بود، و پيوسته چشم انتظار دردسرها و مصيبتهاي جديد براي مسلمانان بودند، و آرمان‌هاي خودشان را با روميان پيوند داده بودند؛ همه از ميان رفت و رنگ باخت. آنان نيز، پس از جنگ تبوک، سر تسليم فرود آوردند، و واقعيت را چنانکه بود پذيرفتند؛ واقعيتي که هيچ راه گريزي از آن نمي‌شناختند، و در برابر آن درمانده بودند.

از اين رو، ديگر جاي آن نبود که مسلمانان همچنان با منافقان با نرمش و مدارا رفتار کنند. خداوند از آن پس امر فرموده بود که بر آنان سخت بگيرند، تا آنجا که از پذيرفتن صدقات ايشان مسلمانان را نهي فرمود، و نمازگزاردن بر جنازه‌هايشان را ممنوع گردانيد، و پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- و مسلمانان را از استغفار براي آنان و ايستادن بر سر خاک آنان بازداشت، و فرمان داد تا مسلمانان آشيانة دسيسه و توطئه‌اي را که تحت عنوان مسجد ساخته بودند، درهم بکوبند، و آياتي دربارة آنان نازل فرمود که آنان را سخت رسوا کرد، و ديگر در شناسايي آنان جاي تأملّي باقي نگذارد، و درست مانند آن بود که آيات قرآني براي ساکنان مدينه نام‌هاي منافقان را با صراحت تمام يادآور شده باشد.

ميزان تأثير غزوة تبوک را از آنجا مي‌توان دريافت که هرچند پس از فتح مکّه ورود هيأت‌هاي نمايندگي قبايل و طوايف عرب به مدينه آغاز شده بود، و حتّي پيش از فتح مکّه نمونه‌هايي داشت، پس از اين غزوه، توالي و تعدّد آن به اوج خودش رسيد [1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- تفاصيل مربوط به غزوه تبوک را از اين منابعـ برگرفته‌ايم: سيرةابن‌هشام، ج 2، ص 515-537؛ زاد المعاد، ج 3، ص 2-13؛ صحيح البخاري، ج 1، ص 252، 414، ج 2، ص 633-637 و جاهاي ديگر؛ صحيح مسلم، شرح نَوَوي بر آن، ج 2، ص 246؛ فتح الباري، ج 8، ص 110-126.نُزول آيات قرآني پيرامون غزوهء تبوک
آيات متعدّدي از سورة توبه (برائت) پيرامون مسائل مربوط به اين غزوه نازل شده‌اند. بعضي از اين آيات پيش از عزيمت رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- به قصد تبوک، و برخي از آنها در اثناي سفر، و بعضي ديگر پس از مراجعت آنحضرت و رزمندگان اسلام به مدينه نازل شدند. آيات اين بخش از سورة توبه (برائت) مشتمل‌اند بر يادآوري اوضاع و شرايط حاکم بر اين غزوه، رسواسازي منافقان، بيان امتياز و فضيلت مجاهدان و مٌخلصان، و اعلام پذيرش توبة مسلمانان راستين، چه آنان که بسوي جبهة جنگ عزيمت کردند، و چه آنان که برجاي ماندند؛ و برخي مطالب ديگر.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:404.txt"> چند واقعة ديگر</a><a class="text" href="w:text:405.txt">حج گزاردن ابوبکر</a><a class="text" href="w:text:406.txt">مُروري بر غزوات پيامبر</a></body></html>ديگر رويدادهاي مهم سال نهم هجرت
در سال نهم هجرت، چند واقعة ديگر اتفاق افتاده است که از نظر تاريخي حائز اهميت است:

1. پس از مراجعت پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- از سفر تبوک براي نخستين بار حکم لِعان فيمابين عُوَيمر عَجلاني و همسر وي به اجرا درآمد.

2. آن زن غامديه نزد رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- آمد و به ارتکاب زنا اعتراف کرد، و پس از آنکه کودک وي را از شير گرفتند، وي را سنگسار کردند.

3. اًصحَمه ملقّب به نجاشي، پادشاه حبشه، در ماه رجب از دنيا رفت، و رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- در مدينه از راه دور به جنازة او نماز گزاردند.

4. اُمّ‌کلثوم دختر پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- در ماه شعبان از دنيا رفت، و آنحضرت بخاطر فقدان دخترشان بسيار اندوهگين شدند و به عثمان گفتند: (لو کانت عندي ثالثة لزوجتکها). اگر سومين دختر را نيز مي‌داشتم، او را به همسري تو درمي‌آوردم!

5. پس از بازگشت رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- از غزوة تبوک، سرکردة منافقان، عبدالله بن اُبّي بن سِلْول از دنيا رفت، و رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- براي وي طلب مغفرت کردند، و بر جنازة او نماز گزاردند. عمر کوشيد که آنحضرت را از اين دو کار بازدارند، و پس از آن آية شريفة قرآن مطابق رأي و نظر عمر نازل گرديد.
حج گزاردن ابوبکر
در ذيقعده يا ذيحجّه سال- سال نهم هجرت- رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- ابوبکر صدّيق را به عنوان «ا