انگر کشيدند؛ يعني کساني که معتقد بودند اهل الله‌اند و ساکنان حرم امن الهي!

مقتضاي اين اوضاع و احوال بحراني آن بود که رسول‌ خدا -صلى الله عليه وسلم- موضعي قاطع بگيرند، و مسلمانان را از بلا و مصيبتي که در آن گرفتار آمده بودند رها سازند، و تا آنجا که در توان داشته باشند، فشار سهمگين اذيت و آزار قريشيان را نسبت به مسلمانان کاهش دهند. به اين منظور، حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- دو گام عظيم حکيمانه برداشتند که در پيشرفت دعوت اسلام و تحقق بخشيدن به اهداف آن نقش اساسي داشت. آن دو تصميم مهم عبارت بودند از اينکه اولاً، خانة ارقم بن ابي الارقم را مرکز دعوت و پايگاه تربيت مسلمين گردانيدند؛ و ثانياً مسلمانان را دستور دادند که به حبشه مهاجرت کنند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- این خبر را طبرانی از قتاده روایت کرده است. روایت ابن اسحاق حاکی از آن است که سران قریش نیز در این کار دخالت داشته‌اند. نک: سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 652.
[2]- به روایت از عطاء، تفسیر ابن کثیر، سوره کوثر، ج 4، ص 595.
[3]- کنزالعمّال، ج 12، ص 449.
[4]- سوره مسد، آیه 4.
[5]- نکـ: سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 335-336. قریش حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم-  را از روی کینه و عداوت، «مذمم» می‌نامیدند؛ و خداوند با این ترتیب عملا دشنام‌هایشان را از آن حضرت دور می‌گردانید. نکـ: التاریخ، بخاری، ج 1، ص 11؛ صحیح البخاری همراه با فتح‌الباری، ج 7، ص 162؛ مسند امام احمد، ج 2، ص 244، 340، 369.
[6]- حاکم نیشابوری نیز در المستدرک (ج 2، ص 361)، ابن ابی شبیة در المصنف (ج 11، ص 498، ح 1187)، ابویعلی در مسند خویش (ج 4، ص 246، ح 2358) ابونعیم اصفهانی در دلائل النبوة (ص 71، ح 54)، طبرانی، ابن ابی‌حاتم و دیگران این داستان را با اندکی اختلاف در متن- روایت کرده‌اند.
[7]- سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 416.
[8]- در صحیح بخاری (ج 1، ص 543) به این مطلب تصریح شده است.
[9]- صحیح‌البخاری، کتاب الوضوء، باب «اذا القی علی المصلی قذر او جیفة»، ج 1، ص 37، ح 240، 520، 2934، 3185، 3854، 3960؛ هفتمین این جماعت عمارة بن الولید بوده است؛ چنانکه در حدیث 520 تصریح شده است.
[10]- سوره همزه، آیه 1 به بعد.
[11]- سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 356-357.
[12]- همان، ج 1، ص 361-362.
[13]- سوره قلم، آیات 10، 13.
[14]- سوره قیامت، آیه 31 به بعد.
[15]- سوره علق، آیه 18-19.
[16]- ابن جریر طبری این روایت را در تفسیر این آیات آورده است. نظیر این روایت را نیز ترمذی در قسمت تفسیر، سوره اقرأ، ج 5، ص 414، ح 3349 و جاهای دیگر آورده است.
[17]- سوره قیامت، آیات 34-35.
[18]- نکـ: تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 477؛ الدرالمنثور، ج 6، ص 478؛ و منابع دیگر.
[19]- صحیح مسلم، کتاب صفات المنافقین واحکامهم، ج 4، ص 2154، ح 38.خانة ارقم

خانة ارقم بن‌ابي‌الارقم پايين کوه صفا واقع شده بود، و از ديدرس و مجالس و محافل طاغيان مکه دور بود. پيامبر اکرم -صلى الله عليه وسلم- اين خانه را درنظر گرفتند تا مسلمانان را مخفيانه در آنجا نزد خود گردآورند، و در آنجا به تلاوت آيات و تزکية مسلمانان و تعليم کتاب و حکمت بپردازند، و مسلمانان عبادات و اعمال مذهبي خودشان را در آنجا به جا بياورند، و در کمال امنيت و سلامت، تعاليم الهي و آسماني را دريافت کنند، و در اين خانه همة کساني که اسلام مي‌آورند داخل شوند، اما طاغيان سلطه‌گر و انتقامجوي مکه از وجود چنين مکاني باخبر نشوند.

از جمله مسائلي که هيچ شک و ترديدي در آن نبود، اين بود که اگر رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- بطور علني با مسلمانان جمعيتي را تشکيل مي‌دادند، مشرکان مکه با تمامي آن قساوت و بي‌رحمي که داشتند با آنان روياروي مي‌شدند و نمي‌گذاشتند پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- به کار تزکية نفوس مسلمانان و تعليم کتاب و حکمت به آنان بپردازند، و چه بسا منجر به برخورد شديد طرفين مي‌شد. حتي موردي اينچنين عملا اتفاق افتاد؛ چنانکه ابن اسحاق آورده است. اصحاب رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- در بعضي دره‌هاي گوشه و کنار مکه مخفيانه نماز مي‌گزاردند؛ عده‌اي از کفار قريش آنان را ديدند؛ به آنان ناسزا گفتند و با آنان درگير شدند. سعدبن ابي‌وقّاص مردي را ضربت زد و خون او جاري شد، و اين نخستين خوني بود که در اسلام ريخته شد[1].

معلوم است که اگر اين برخوردها متعدد و طولاني مي‌شد، منجر به هلاکت مسلمانان و از ميان رفتن همة آنان مي‌گرديد. بنابراين، مخفيانه و سري عمل کردن، بسيار حکيمانه مي ‌نمود. از اين رو، عموم ياران پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- اسلام و عبادات و اجتماعاتشان را مخفي مي ‌کردند، اما شخص رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- در ميان انبوه مشرکان آشکارا به دعوت اسلام و عبادت خدا مي ‌پرداختند، و هيچ چيز نمي ‌توانست آن حضرت را از اين کار بازدارد؛ در عين حال، به منظور رعايت حال يارانشان، و مصلحت مسلمين، مخفيانه نزد مسلمانان مي ‌آمدند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 263.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:89.txt">هجرت اوّل به حبشه</a><a class="text" href="w:text:90.txt">بازگشت مهاجران</a><a class="text" href="w:text:91.txt">هجرت دوم به حبشه</a><a class="text" href="w:text:92.txt">نيرنگ قريشيان به مهاجران</a><a class="text" href="w:text:93.txt">سوء قصد به جان رسول خدا</a><a class="text" href="w:text:94.txt">اسلام آوردن حمزه</a><a class="text" href="w:text:95.txt">مسلمان شدن عُمَربن خَطّاب</a><a class="text" href="w:text:96.txt">نمايندهء قريش نزد رسول ‌خدا</a><a class="text" href="w:text:97.txt">گفتگوي سران قريش با رسول خدا</a><a class="text" href="w:text:98.txt">تصميم قطعي ابوجهل بر قتل پيامبر</a><a class="text" href="w:text:99.txt">مصالحه و عقب نشيني</a><a class="text" href="w:text:100.txt">سرگرداني قريشيان و مراجعة آنان به يهوديان</a><a class="text" href="w:text:101.txt">موضع گيري ابوطالب و خاندان وي</a></body></html>فصل ششم
هجرت به حبشه و پيامدهاي آن

هجرت اوّل به حبشه

آغاز دشمني‌هاي مشرکان مکه با مسلمانان، اواسط يا اواخر سال چهارم بعثت بود. ابتدا اين خصومت‌ها خفيف بود؛ امّا روز به روز و ماه به ماه شدّت بيشتري يافت؛ تا آنکه در اواسط سال پنجم سخت بالا گرفت، و اقامت مسلمانان را در مکه غيرممکن گردانيد. به اين فکر افتادند که چاره‌اي بيانديشند تا از اين عذاب اليم نجات پيدا کنند. در همين اوضاع و احوال بود که آياتي از سورة زمر نازل شد و اشاره به اين داشت که مسلمانان مي‌توانند راه هجرت را پيش گيرند، و با صراحت اعلام مي‌کرد که زمين خدا تنگ نيست:

﴿لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾[1].

رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- مي‌ دانستند که اَصحَمة نجاشي پادشاه يمن پادشاهي دادگر است، و در مملکت او به کسي ستم روا نمي ‌دارند؛ اين بود که مسلمانان را دستور دادند به حبشه مهاجرت کنند، و دينشان را از آسيب فتنه‌ها و آزارهاي مشرکين و کفّار دور سازند[2].

در ماه رجب سال پنجم بعثت، نخستين گروه از صحابة پيامبر اسلام به حبشه مهاجرت کردند. اين گروه متشکّل ا