تند كسی كه خدا او را بهتر از ما میداند به ما چه میرسد كه در باره آنها زبان درازی كنیم ؟ حالا اگر بعد از این همه آیات كه ذكر شد یكی بیاید و بگوید ( ایمان به قرآن دارم آیاتش را قبول دارم اما نمی پذیرم كه صحابه انسانهای شریفی بودند ) بنظر شما آیا تناقض گویی نمی كند ؟ 
صـفات منـافقـين

برخی از داشمندان مذهب تشیع تمام آیات فصل پیش را با یك آیه رد می كنند و به اصطلاح آب پاكی روی دست ما میریزند آنها میگویند (ما قبول نداریم كه آیه در حق عمر ابوبكر و دیگران باشد زیرا خداوند (جل و علا) همچنین فرموده است : (وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَهِ) (التوبة:101) ( و بعضی از اعراب ( بادیه نشین ) درحول شما منافقانند و بعضی اهل مدینه هم منافقند )اما جواب این شبه به مدد الله(جل جلاله) : به قرآن مراجعه كنید می بینید اولاً آیه قبل از ین اختصاص به مدح مهاجران و انصار و تابعین داشته است ، دوماً خداوند(جل جلاله) فرموده (ومن اهل المدينة مردوا على النفاق) ونفرموده (اهل المدینه كلهم منافقون الا علی و ابوذر و سلمان و مقداد)  ولی شما همه را منافق كردید از حضرت عایشه تا عامی ترین شهروند مدینه از نظر شما منافق بودند ‍. ما حق نداریم بدون دلیل انگشت اتهام را به سوی صحابه كرام دراز كنیم حرف كه بی دلیل نمی شود شما برای آنكه صحابه را مشمول آیه ای بدانید باید دلیل ارائه دهید و براهین محكم بیاورید وگر‍‍نه اگر قرار هركی هركی باشد فردا یكی دیگر بلند می شود و به حجت همین آیه كه ( فى المدینه منافقون ) می گوید چون علی در مدینه بود پس منافق است ( استغفرالله ) آیا شما این استدلال را قبول می كنید پس چاره این است قبل از آنكه زید و عمر و را به نفاق متهم كنیم بیاییم و بررسی كنیم كه اصلاً منافقین چه صفاتی داشتند و بعد ببینیم كه آیا این صفات برصحابه منطبق بود یانه ؟راه حل درست و منطقی همین است و گرنه اگر بازار تهمت و تهمت بازی گرم شود هیچكس در امان نمی ماند پس حالا بیاییم صفات منافقین را نه از دید ما بلكه از نظر قرآن بررسی كنیم :
 +منافقين به جهاد نمی رفتند
 ‍‍‍‍‍‍‍‍‍(وَإِذَا أُنْزِلَتْ سورةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ الْقَاعِدِينَ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ) (التوبة:86-87) (و چون فرود آورده شود سوره ای (به این معنی ) كه ایمان آورید به خدا و جهاد كنید در ركاب رسولش اجازه می خواهند از تو صاحبان قدرت و مكنت (منافقان ) و می گویند رها كن ما را تا بانشسته گان باشیم راضی شدند به آنكه با پس مانده گان باشند و بر قلب آنها مهر زده شد پس آنها درك نمی كنند .) و ما همه میدانیم كه صحابه كرام از جنگ بدر تا جنگ روم با حضرت بودند و عدد شان از 314 نفر در جنگ بدر به 30000 نفر در آخرین سال حیات پیامبر افزایش یافت و باز همه میدانیم كه اصحاب كبار چون ابوبكر و عمر و عثمان و على و زبیر و طلحه در اغلب جنگها در ركاب آن حضرت بودند و اگر هم در جنگی بطور استشنائی یكی از صحابه حضور نداشت دلیلش نه نا فرمانی و سرپیچی بلكه این بود كه حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم ) به آن صحابه ماموریت دیگری محول فرموده بودند پس این صفت منافقین اصلاً بریاران پیامبر تطبیق نمیكند . 
  +خرابكاری می كنند
خداوند می فرماید اگر بفرض منافقین برای جنگ خارج شوند و پیامبر را همراهی كنند در وسط راه دست بخراب كاری می زنند به آیه توجه كنید .(لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالاً وَلَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَهَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَهَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورُ حَتَّى جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ) (التوبة:48) (و اگر بیرون بیایند با شما چیزی به شما افزایند جز فساد و مركب میرانند بین شما (تاخت و تازكنند ) فتنه جویان. و در بین شما كسانیند كه از آنها حرف شنویی دارند و خدا داناست بستمگاران بدرستی كه پیش از این نیز آشوب را خواسته بودند. و خداوند كارها را به صلاح تو برگرداند تا حق آمد و امر خدا ظاهر شد در حالیكه آنها اینرا دوست نداشتند ) مثل آن كاری كه منافق بزرگ عبدالله بن ابی درجنگ احد كرد و یاران منافق خود را از نیمه راه برگرداند و حاضر به جنگ نشد . و اگر كسی بگوید صحابه منافق بودند بر اساس این آیه آنها در جنگها باید دست به خرابكاری می زدند و با این وصف پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم ) نمی بایست در یك نبرد هم پیروز می شدند .صحابه در هر یك از جنگها به نوبه خود قهرمانی و رشادت از خود نشان دادند اهل تشیع فقط كارهای علی رضی الله عنه را ذكر می كند و دروغ هم نمی گوید ما هم قبول داریم و به آن افتخار می كنیم ولی در جنگها همه اصحاب نقش اساسی داشتند مثلاً جنگ خیبر را بیاد بیاوریم بحثی نیست كه قهرمان بزرگ این جنگ حضرت علی رضی الله عنه بود اما دیگران هم سهم داشتند مثلاً در ابتدای جنگ یعنی شب هفتم وقتی حضرت عمر رضی الله عنه یك یهودی را اسیر كرد كار مسلمانها آسان شد زیرا آن یهودی از ترس جان، همه راز های خیبر را برای مسلمانان گفت پس آیا این كار عمر خرابكاری بود . یا سازندگی ؟ یا كمك به مسلمانها ؟ پس این آیه كه منافقان را خرابكار در معارك، و جاسوس می نامد، با عملكرد اصحاب صد در صد مخالف و در جهت عكس كارهای صحابه است .
+ ايراد به رسـول خدا صلی الله عليه و آله و سلم
 (وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ) (التوبة:58) (و از آنها كسی است كه طعنه میزند تو را در تقسیم اموال صدقه و اگر از آن مال به آنها بدهی راضی می شوند و اگر ندهی ناگهان خشم گیرند )این صفات منافقان بوده و هست و نشیندم اهل تشیع هم بگویند كه حضرت ابوبكر و عمر و عثمان رضی الله عنهم به پیامبر درتقسیم غنایم ایراد می گرفتند بلكه به گواهی قرآن و تاریخ آنها خود در راه خدا انفاق می كردند خصوصاً حضرت عثمان رضی الله عنه در اینكار گل سرسبد و سر آمد دیگران بودند . پس این صفت منافقین نیز با اخلاق صحابه تطابق ندارد بلكه فرق بین زمین تا آسمان است .
+ ذليل هستند 
(يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَهِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ) (المنافقون:8)      می گویند هنگامیكه به شهر برگردیم پس حتماً عزیزان و بزرگان ذلیلان و خواران را از شهر بیرون می كنند و (اما) برای خدا و پیامبرش و مؤمنین است عزت و بزرگی ولی منافقان نمی دانند . 
كیست كه نداند در مدینه عزیز ترین مردم اصحاب بودند در آن شهر پادش