نَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ﴾ (الأنعام/70). (ترک کن کساني را كه دين خود را لهو و لعب کردند و مغرور به حيات دنيا ‫شدند! و با قرآن به آنان يادآوری کن تا نفسي به سبب ‫گناهان خود بهلاک تسليم نشود، برای او جز خدا ولي و ‫شفيعي نيست!).

﴿وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاءُ وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ﴾(الروم/12). ‫(روزيکه قيامت مي‌‌شود، گناهکاران خاموش و نااميد ‫مي‌گردند و برای ايشان از شرکائي که به خدا نسبت داده ‫بودند شفيعاني پيدا نمي‌‌شوند و به آنان کافر مي‌‌گردند!).

﴿أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءَ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلا يَعْقِلُونَ؟﴾ (الزمر/43) (آيا غير از خدای ‫شفيعاني اتخاذ کردند؟ بگو آنان که چيزی از دستشان بر‌نمي‌آيد و ‫عقل ندارند! چگونه مي‌‌توانند شفاعت کنند؟). ﴿قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ!﴾. (الزمر/ ٤٤). (بگو شفاعت ‫مخصوص خداست، مالک آسمانها و زمين است و همگي ‫به طرف او رجوع مي‌‌کنيد!).

‫﴿وَاتَّقُوا يَوْمًا لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ﴾ (البقره/48). (بپرهيزيد از روزيکه نفسي برای ‫نفس ديگری نخواهد توانست چيزی بپردازد، و از او فديه‌ای پذيرفته نخواهد شد، و برای او شفاعتي فائده ‫نخواهد داد، و به آنان کمکي نخواهد شد!).

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾ (البقره/254). (ای کسانيکه ايمان آورده‌ايد، از ‫آنچه که بر شما روزی کرده‌ايم قبل از اينکه روزيکه در آن ‫بيع و دوستي و شفاعتي نيست بيايد، صدقه دهيد، کافران ‫ظالمانند).

﴿أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آَلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلا يُنْقِذُونِ﴾ (يس/23). (آيا جز از خدا چيز ديگری را معبود اتخاذ کنم که اگر ‫خداوند ارادة ضرری به من کند شفاعت آنان چيزی از من ‫دفع نکند و نتواند مرا نجات دهد؟!).

﴿وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا﴾ (النجم/26). (و چقدر ‫فرشتگان که در آسمانها هستند و شفاعت آنها چيزی را ‫دفع نمي‌‌کند!). 

‫و آيات ديگری هم هست که شفاعت را ثابت مي‌‌کند ‫ولي به شرط رضايت خداوند از مشفوع له واذن او به ‫شفاعت کننده مانند: ﴿مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ﴾ (البقره/255). (اگر اذن او نباشد کيست که در نزد او شفاعت کند؟).

﴿‫إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأمْرَ مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ﴾ (يونس/3). (پروردگار شما ‫خداونديست که آسمان‌ها و زمين را در شش روز آفريد و ‫بعد بر عرش قرار گرفت، همه کارها را او اداره مي‌‌کند. ‫اگر اذن او نباشد شفاعت کننده‌ای برای کسي نيست ‫خداوند شما چنين است او را پرستش کنيد آيا متذکر ‫نمي‌شويد؟...).

﴿يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا﴾ (طه/109). ‫(در آنروز ماداميکه خدای متعال اذن ندهد و از شفاعت او ‫را راضي نشود. شفاعتي فائده نمي‌‌دهد).

﴿وَلا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ﴾ (سبأ/23). (در نزد خداوند ‫شفاعتي نافع نمي‌گيرد، مگر برای کسانيکه اذن بدهد مفيد ‫شود).

﴿لا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا﴾ (مريم/87). (در آن روز فقط کسي که عهدی نزد خداوند متعال داشته باشد - يعني ‫مأذون باشد - مي‌تواند شفاعت بکند).

﴿وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾ (الزخرف/86). ‫(آنهائيکه غير از خدا عبادتشان مي‌‌کنند، قادر به شفاعت ‫نيستند. فقط برای کسانيکه علم بوحدانيت خدا داشته و با ‫آن شهادت مي‌‌دهند مي‌توان شفاعت کرد).

‫نتيجه گرفتن از آيات بالا و تحقيق در مسئلة شفاعت ‫محتاج به مقدمه‌ايست: 
‫يکي از تعليمات عالي و مسلمِ اسلام اين‌است که ‫انسان بايد به غير از حقتعالي متکي به کسي نباشد، و غير ‫از او موجودی را مؤثر نداند، و چون از جهت ديگر در ‫سعادت مادی و معنوی انسان گرو بند اعمالش هست: ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ﴾ (المدثر/38). (هر کسي در ‫گرو عمل خويش است). پس بايد با توکل و اتکاء به حق ‫تحصيل اعمال نيک و افعال پسنديده و طي مراحل ترقي و ‫تکامل کرد: ‫ ساية حق بر سر بنده بود عاقبت جوينده يابنده بود ‫﴿إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لأنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا﴾ (الإسراء/7). (هر نيک و بدی ‫که کرديد به خودتان برمي‌گردد)، انسان فرزندش عملش ‫است، عمل و کردار نيک با تسليم شدن به حق اصل ‫سعادت و رستگاريست: ﴿بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾ (البقره/112). (آری کسي که خود را به خدا تسليم کند و نيکوکار باشد مزد خود را نزد ‫پروردگارش مي‌‌يابد و ترس و غمي ندارد). ‫

نجات از بدبختي‌ها و نکبات فقط بوسيلة عمل صالح ‫ميسر است، و هر بدبختي كه ببشر روي مآورد بواسطه اعمال بد آنها است: ((إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ تُرَدُّ إِلَيْكُم)) (اعمال شما به خودتان برمي‌گردد).

‫خداوند مي‌‌فرمايد: ﴿لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا﴾ (النساء/123). 

‫در شأن نزول اين آيه چنين ذکر کرده‌اند که مسلمانان با ‫اهل کتاب مجادله و مخاصمه کردند و بر ضد يکديگر ‫استدلال نمودند، اهل کتاب به مسلمين گفتند ما از شما ‫بهتر و بالاتر و [به] خداوند نزديکتريم چون پيغمبر و کتاب ‫ما پيش از پيغمبر و کتاب شما بود، مسلمانان گفتند ما از ‫شما بهتريم چون پيغمبر ما بهترين پيغمبران و خاتم انبياء ‫است و شرع ما ناسخ شرايع مي‌‌باشد، اين آيه مبارکه نازل ‫گرديد. ‫

يعني: آنچه خداوند از ثواب و اجر برای مؤمنين وعده ‫فرموده با آروزی شما يافت نخواهد شد (و صرف اينکه ما ‫امت خيرالمرسل