لْعَبُ (بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ). (بخارى:4876)
ترجمه: ام المؤمنين عايشه رضي الله عنهما مي‌گويد: من كودكي خردسال بودم و بازي مي‌كردم كه اين آيه در مكه بر محمد (ص) نازل شد: (بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ) يعني بلكه ميعادگاهشان، قيامت است و مصيبت قيامت، عظيم‌تر و تلخ‌تر است.

سورة رحمن
باب (67): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد:(غير از اين دو باغ، دو باغ ديگر وجود دارد) [رحمن:62]
1763ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ قَيْسٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «جَنَّتَانِ مِنْ فِضَّةٍ آنِيَتُهُمَا وَمَا فِيهِمَا، وَجَنَّتَانِ مِنْ ذَهَبٍ آنِيَتُهُمَا وَمَا فِيهِمَا، وَمَا بَيْنَ الْقَوْمِ وَبَيْنَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَى رَبِّهِمْ إِلاَّ رِدَاءُ الْكِبْرِ عَلَى وَجْهِهِ فِي جَنَّةِ عَدْنٍ».    (بخارى:4878)
ترجمه: عبدالله بن قيس (رض) مي‌گويد: رسول الله (ص) فرمود: «دو باغ وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنها است از نقره ساخته شده است. و دو باغ ديگر وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنها است از طلا ساخته شده است. و در بهشت عدن بين مردم و نگاهشان به چهرة پروردگار، فقط حجاب كبريايي وجود دارد».

باب (68): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (حورهايي كه همواره در خيمه ها هستند) [رحمن:72]
1764ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ قَيْسٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ خَيْمَةً مِنْ لُؤْلُؤَةٍ مُجَوَّفَةٍ، عَرْضُهَا سِتُّونَ مِيلاً فِي كُلِّ زَاوِيَةٍ مِنْهَا أَهْلٌ مَا يَرَوْنَ الآخَرِينَ، يَطُوفُ عَلَيْهِمُ الْمُؤْمِنُونَ». قَدْ تَقَدَّمَ الْحَدِيْثُ آنِفاً. (بخارى:4880)
ترجمه: عبدالله بن قيس (رض) مي‌گويد: رسول الله (ص) فرمود: «در بهشت، خيمه‌اي از مرواريد ميان تهي وجود دارد كه عرض آن، شصت ميل است. و در هر زاوية آن، همسراني (حوراني) وجود دارند كه ساكنان زواياي ديگر را نمي‌بينند. و مؤمنان، گِرد آنان مي‌چرخند». شرح بقية حديث قبلا بيان شد.
سورة ممتحنه 
باب (69): اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد: (بادشمنان من و با دشمنان خود، دوستي نكنيد) [ممتحنه:1]
1765ـ عَنْ عَلِيٍّ (رض) يَقُولُ: بَعَثنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنَا وَالزُّبَيْرَ وَالْمِقْدَادَ، فَذَكَرَ حَدِيْثَ حَاطِبِ بْنِ أَبِيْ بَلْتَعَةَ وَقَالَ فِي آخِرِهِ: فنَزَلَتْ فِيهِ: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ). (بخارى:4890)
ترجمه: از علي (رض) روايت است كه رسول الله (ص) او را با زبير و مقداد فرستاد. آنگاه علي (رض) ماجراي حاطب بن ابي بلتعه را بيان كرد و در پايان، گفت: اين آيه، در مورد او نازل شد: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ)  يعني اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! با دشمنان من ودشمنان خود، دوستي برقرار نكنيد.

باب (70): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (هنگامي كه زنان مؤمن، براي بيعت، نزد تو بيايند...) [ممتحنه:12]
1766ـ عَنْ أُمِّ عَطِيَّةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: بَايَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَقَرَأَ عَلَيْنَا: (أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا) وَنَهَانَا عَنِ النِّيَاحَةِ، فَقَبَضَتِ امْرَأَةٌ يَدَهَا فَقَالَتْ: أَسْعَدَتْنِي فُلانَةُ أُرِيدُ أَنْ أَجْزِيَهَا. فَمَا قَالَ لَهَا النَّبِيُّ (ص) شَيْئًا، فَانْطَلَقَتْ وَرَجَعَتْ فَبَايَعَهَا. (بخارى:4892) 

ترجمه: ام عطيه رضي الله عنها مي‌گويد: رسول الله (ص) با ما بيعت كرد و اين آيه را خواند كه: (أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا) يعني با خداوند، چيزي را شريك نسازيم. و همچنين ما را از نوحه خواني، نهي فرمود. آنگاه زني دستش را جمع كرد و گفت: فلاني در غم من نوحه خوانده است، مي‌خواهم پاداش‌اش را بدهم (در غم او نوحه بخوانم). نبي اكرم (ص) به او چيزي نگفت. پس آن زن رفت و دوباره برگشت و با آنحضرت (ص) بيعت كرد.

سورة جمعه

باب (71): اين سخن خداوند متعال‌كه مي فرمايد: (وگروهي  ديگر كه هنوز به اينها ملحق نشده اند) [جمعه:3]
1767ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: كُنَّا جُلُوسًا عِنْدَ النَّبِيِّ (ص) فَأُنْزِلَتْ عَلَيْهِ سُورَةُ الْجُمُعَةِ: (وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ) قَالَ: قُلْتُ: مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَلَمْ يُرَاجِعْهُ حَتَّى سَأَلَ ثلاثا وَفِينَا سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ، وَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَدَهُ عَلَى سَلْمَانَ ثمَّ قَالَ: «لَوْ كَانَ الإِيمَانُ عِنْدَ الثرَيَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ أَوْ رَجُلٌ مِنْ هَؤُلاءِ». (بخارى:4897)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‌گويد: نزد نبي اكرم (ص) نشسته بوديم كه سورة جمعه بر ايشان نازل گرديد. من در مورد: (وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِم) يعني گروهي ديگر كه هنوز به اينها ملحق نشده اند، پرسيدم و گفتم: اي رسول خدا! آنها چه كساني هستند؟ آنحضرت (ص) به من جوابي نداد تا اينكه سؤالم را سه بار تكرار كردم. گفتني است كه سلمان فارسي نيز آنجا بود. آنگاه، رسول الله (ص) دست مبارك‌اش را بر سلمان نهاد و فرمود: «اگر ايمان در ثريا باشد، مردان يا مردي از اينها به آن، دست خواهد يافت». 
سورة منافقين

باب (72): اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد: (هنگامي كه منافقان نزد تو مي آيند، وميگويند:گواهي ميدهيم كه تو فرستادة خدا هستي) [منافقون:1]
1768ـ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ (رض) قَالَ: كُنْتُ فِي غَزَاةٍ فَسَمِعْتُ عَبْدَاللَّهِ ابْنَ أُبَيٍّ يَقُولُ: لا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِهِ، وَلَئِنْ رَجَعْنَا مِنْ عِنْدِهِ لَيُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنْهَا الأَذَلَّ، فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِعَمِّي أَوْ لِعُمَرَ، فَذَكَرَهُ لِلنَّبِيِّ (ص) فَدَعَانِي فَحَدَّثتُهُ، فَأَرْسَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَى عَبْدِاللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ وَأَصْحَابِهِ، فَحَلَفُوا مَا قَالُوا. فَكَذَّبَنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَصَدَّقَهُ، فَأَصَابَنِي هَمٌّ لَمْ يُصِبْنِي مِثلُهُ قَطُّ، فَجَلَسْتُ فِي الْبَيْتِ فَقَالَ لِي عَمِّي: مَا أَرَدْتَ إِلَى أَنْ كَذَّبَكَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَمَقَتَكَ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: (إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ) فَبَعَث إِلَيَّ النَّبِيُّ (ص) فَقَرَأَ فَقَالَ: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ صَدَّقَكَ يَا زَيْدُ». (بخارى:4900)
ترجمه: زيد بن ارقم (رض) مي‏گويد: در يكي از غزوات كه شركت داشتم، شنيدم كه عبدالله بن ابي مي‌گويد: به اطرافيان رسول خدا انفاق نكنيد تا از اطراف‌اش پراكنده شوند. و اگر به مدينه بازگشتيم، افراد بزرگوار، انسانهاي پست و  ذليل را از آن، بيرون خواهند كرد. من سخنان‌اش را براي عمويم يا عمر، بازگو نمودم. و او آنها را به اطلاع نبي‌اكرم (ص) رسانيد. پس آنحضرت (ص) مرا فرا خوا