ي كرد) (انشقاق:19)
1778ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: (لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ) حَالاً بَعْدَ حَالٍ قَالَ: هَذَا نَبِيُّكُمْ (ص). (بخارى:4940)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: (لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ) يعني حالات مختلفي را طي خواهي كرد. و اين، خطاب به پيامبر شما است. 

سورة شمس

باب (79)
1779ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ زَمْعَةَ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ (ص) يَخْطُبُ وَذَكَرَ النَّاقَةَ وَالَّذِي عَقَرَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «(إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا): انْبَعَثَ لَهَا رَجُلٌ عَزِيزٌ عَارِمٌ مَنِيعٌ فِي رَهْطِهِ مِثْلُ أَبِي زَمْعَةَ». وَذَكَرَ النِّسَاءَ فَقَالَ: «يَعْمِدُ أَحَدُكُمْ فَيَجْلِدُ امْرَأَتَهُ جَلْدَ الْعَبْدِ، فَلَعَلَّهُ يُضَاجِعُهَا مِنْ آخِرِ يَوْمِهِ». ثُمَّ وَعَظَهُمْ فِي ضَحِكِهِمْ مِنَ الضَّرْطَةِ وَقَالَ: «لِمَ يَضْحَكُ أَحَدُكُمْ مِمَّا يَفْعَلُ»؟ وفي رواية: «مِثْلُ أَبِي زَمْعَةَ عَمِّ الزُّبَيْرِ بْنِ الْعَوَّامِ. (بخارى:4942)
ترجمه: عبدالله بن زمعه (رض) مي‌گويد: شنيدم كه نبي اكرم (ص) در سخنراني خود، سخن از شتر صالح و كسي كه آنرا پي كرده بود، به ميان آورد و فرمود: (إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا) يعني مردي كه مانند ابوزمعه در ميان قوم‌اش بي‌نظير، خشن، با شهامت و مقتدر بود، برخاست (و آنرا پي كرد).
سپس سخني از زنان به ميان آورد و فرمود: «بعضي از شما همسرانشان را مانند برده، كتك مي‌زنند. و چه بسا كه در پايان همان روز، با او همبستر مي‌شوند».
آنگاه، آنها را براي خنديدن‌شان بخاطر بادي كه از شكم، خارج مي‌شود نصيحت كرد و فرمود: «چرا يكي از شما براي كاري كه از خودش، سر مي‌زند، (به ديگران) مي‌خندد»؟
و در روايتي، آمده است كه : «شخصي كه شتر صالح را پي كرد، مانند ابوزمعه ؛عموي زبير بن عوام؛ بود».

سورة علق

باب (80): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (هرگز چنين نيست، اگر او باز نيايد...) (علق:15)
1780ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ أَبُو جَهْلٍ: لَئِنْ رَأَيْتُ مُحَمَّدًا يُصَلِّي عِنْدَ الْكَعْبَةِ لأَطَأَنَّ عَلَى عُنُقِهِ. فَبَلَغَ النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ: «لَوْ فَعَلَهُ لأَخَذَتْهُ الْمَلائِكَةُ». (بخارى:4958)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي‌گويد: ابوجهل گفت: اگر محمد را ببينم كه كنار كعبه نماز مي‌خواند، گردنش را لگد خواهم كرد. اين سخن به نبي اكرم (ص) رسيد. فرمود: «اگر چنين كند، فرشتگان جلوي او را خواهند گرفت».

72- کتاب اجازه خواستن
باب (1): سلام گفتن افراد کمتر به افراد بیشتر.
باب (2): سلام دادن رهگذر به شخص نشسته
باب (3): سلام دادن به آشنا و بیگانه
باب (4): اجازه خواستن بخاطر نگاه است
باب (5): زنای اعضای بدن
باب (6): سلام کردن به بچه ها.
باب (7): اگر کسی بگوید کیستی؟ و او در جواب بگوید: منم.
باب (8): باز کردن جا در مجالس
باب (9): حلقه زدن دستها دور زانوها هنگام نشستن.
باب (10): جواز در گوشی صحبت کردن در جمعی که بیش از سه نفر در آن باشد
باب (11): هنگام خواب، نباید آتشی در خانه، روشن بماند
باب (12): آنچه درباره ساختن خانه آمده است
73- کتاب دعا
باب (1): هر پیامبری، دعای مستجابی دارد.
باب (2): بهترین استغفار
باب (3): استغفار پیامبر اکرم ص در روز و شب
باب (4): توبه
باب (5): دعای وقت خواب
باب (6): خوابیدن بر پهلوی راست
باب (7): دعای بیدار شدن از خواب، در هنگام شب
باب (8): 
باب (9): از خداوند بطور قطع و یقین بخواهید.
باب (10): بنده تا زمانی که عجله نکرده است،دعایش قبول می شود
باب (11): دعای هنگام پریشانی
باب (12): پناه جستن به خداوند از شر گرفتاریها.
باب (13): این سخن رسول الله ص که فرمود: پروردگارا! بنده ای را که من اذیت کردم، آنرا برایش باعث کفاره گناهان و نزول رحمت بگردان
باب (14): پناه خواستن از بخل
باب (15): پناه خواستن از بدهکاری و گناه.
باب (16): این گفته پیامبر اکرم ص که می فرمود: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة».
باب (17): این دعای پیامبر اکرم ص که می فرمود: «خدایا! گناهان گذشته و آینده ام را بیامرز»
باب (18): فضیلت کلمه لا اله الا الله.
باب (19): فضیلت گفتن سبحان الله.
باب (20): فضیلت یاد خداوند
74- کتاب آرامش خاطر و رقت قلب
باب (1): صحت و فراغت
باب (2): در دنیا باید مانند مسافر، زندگی کرد
باب (3): آرزوهای دور و دراز.
باب (4): هر کس به شصت سالگی برسد، حجت خداوند بر او تمام شده است.
باب (5): کاری که برای رضای خدا باشد
باب (6): از بین رفتن صالحان و نیکوکاران
باب (7): پرهیز از فتنه مال
باب (8): مال انسان همان است که جلوتر فرستاده است
باب (9): چگونگی زندگی پیامبرص و یارانش و روگردانی آنها از دنیا
باب (10): مداومت و اعتدال در کارها.
باب (11): امید توأم با ترس
باب (12): درباره حفظ زبان و اینکه هر کس، به خدا و روز قیامت، ایمان دارد باید سخن شایسته بگوید یا سکوت نماید
باب (13): اجتناب از گناهان.
باب (14): دوزخ با هواهای نفسانی، احاطه شده است
باب (15): بهشت و دوزخ از بند کفشهایتان به شما نزدیکترند
باب (16): همیشه باید به اشخاص پایین تر از خود، نگاه کرد نه بالاتر از خود
باب (17): اراده کار نیک و بد
باب (18): از بین رفتن امانت داری
باب (19): ریاکاری و شهرت طلبی
باب (20): تواضع و فروتنی636
باب (21): هر کس، آرزوی دیدار خدا را داشته باشد، خدا نیز مشتاق دیدارش خواهد بود
باب (22): سکرات موت
باب (23): روز قیامت، خداوند زمین را در قبضه خود می گیرد
باب (24):
باب (25): این گفته خداوند متعال که می فرماید: «آیا آنان فکر نمی کنند که در روز بزرگی بر انگیخته می شوند، روزی که مردم در پیشگاه پروردگارشان حاضر می شوند».
باب (26): قصاص در روز قیامت.
باب (27): توصیف بهشتیان و دوزخیان.
باب (28): درباره حوض (کوثر)
75- کتاب قضا و قدر.
باب (1): پس از نوشته شدن علم خداوند، قلم ها خشک شده اند
باب (2): امر خداوند، مقدر و شدنی است
باب (3): نذر، بنده را بسوی قضا و قدر، سوق می دهد
باب (4): معصوم، کسی است که خداوند او را حفظ نماید
باب (5): خداوند، میان انسان و قلبش (آرزوهایش) فاصله می اندازد
76- کتاب سوگندها و نذرها
باب (1): درباره این سخن خداوند متعال که می فرماید: «خداوند، شما را بخاطر سوگندهای غیرارادیتان مؤاخذه نمی کند».
باب (2): پیامبر خدا چگونه سوگند یاد می کرد؟
باب (3): این گفته خداوند متعال که می فرماید: «مشرکین با همه توان خود و با تأکید هر چه بیشتر، سوگند می خوردند»
باب (4): اگر کسی فراموش کند و سوگندش را بشکند
باب (5): نذر کردن برای اطاعت از خداوند است.
باب (6): اگر کسی بمیرد و نذری بر ذمه اش باشد
باب (7): نذر کردن برای انجام گناه و چیزی که توان آنرا ندارد
77- کتاب کفاره سوگند
باب (1): صاع مدینه و مد نبی اکرم
78- کتاب میراث
باب (1): میراث فرزند از پدر و مادرش.
باب (2): میراث دختر پسر با خواهر
باب (3): برده آزاد شده هر قوم و فرزند دخترشان، جزو همان قوم بشمار می روند
باب (4): کسی که خود را به غیر پدرش، نسبت دهد
79- کتاب حدود
باب (1): زدن با شاخه درخت خرما و کفش
باب (2): لع