هي ديگر شدم. پس آنرا مغفرت کن. خداوند مي فرمايد: آيا بنده ام دانست که پروردگاري دارد که گناهان را مي بخشد و بخاطر آنها مجازات مي کند؟ پس بنده ام را بخشيدم. 
سپس بعد از مدتي، مرتکب گناهي ديگر شد و گفت: پروردگارا! مرتکب گناهي ديگر شدم. آنرا نيز ببخش. خداوند مي فرمايد: «آيا بنده ام دانست که پروردگاري دارد که گناهان را    مي بخشد و بخاطر آنها مجازات مي کند؟ پس بنده ام را بخشيدم. و بعد از مرحلة سوم مي گويد: پس هر چه مي خواهد، انجام دهد».

باب (6): سخن گفتن خداوند متعال در روز قيامت با پيامبران و ديگران 
2203ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ، شُفِّعْتُ، فَقُلْتُ: يَا رَبِّ أَدْخِلِ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ خَرْدَلَةٌ، فَيَدْخُلُونَ. ثُمَّ أَقُولُ أَدْخِلِ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ أَدْنَى شَيْءٍ». فَقَالَ أَنَسٌ: كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى أَصَابِعِ رَسُولِ اللَّهِ (ص). (بخارى:7509)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: شنيدم که نبي اکرم (ص) مي فرمود: «روز قيامت، شفاعت من پذيرفته مي شود. لذا من مي گويم: پروردگارا! هرکس، در دل اش به اندازة يک دانة اسپند، ايمان وجود دارد، او را وارد بهشت گردان. پس آنان وارد بهشت مي شوند. سپس مي گويم: هركس كه در قلبش ذره اي ايمان وجود دارد، او را نيز وارد بهشت گردان». انس(رض) مي گويد: گويا هم اكنون انگشتان رسول خدا (ص) را مي بينم (که به آن ذرة كوچك اشاره مي نمايد).
2204ـ وَعَنْهُ (رض) ذَكَرَ حَدِيثَ الشَّفَاعَةِ وَقَدْ تَقَدَّمَ مُطَوَّلاً مِنْ رِوَايَةِ أَبِيْ هُرَيْرَةَ (رض) وَزَادَ هُنَا فِيْ آخِرِهِ: «فَيَأْتُونَ عِيسَى فَيَقُولُ: لَسْتُ لَهَا وَلَكِنْ عَلَيْكُمْ بِمُحَمَّدٍ (ص) فَيَأْتُونِي، فَأَقُولُ: أَنَا لَهَا، فَأَسْتَأْذِنُ عَلَى رَبِّي، فَيُؤْذَنُ لِي، وَيُلْهِمُنِي مَحَامِدَ أَحْمَدُهُ بِهَا لاَ تَحْضُرُنِي الآنَ، فَأَحْمَدُهُ بِتِلْكَ الْمَحَامِدِ، وَأَخِرُّ لَهُ سَاجِدًا. فَيَقُولُ: يَا مُحَمَّدُ، ارْفَعْ رَأْسَكَ، وَقُلْ يُسْمَعْ لَكَ، وَسَلْ تُعْطَ، وَاشْفَعْ تُشَفَّعْ. فَأَقُولُ: يَا رَبِّ، أُمَّتِي أُمَّتِي. فَيَقُولُ: انْطَلِقْ، فَأَخْرِجْ مِنْهَا مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ شَعِيرَةٍ مِنْ إِيمَانٍ. فَأَنْطَلِقُ، فَأَفْعَلُ، ثُمَّ أَعُودُ، فَأَحْمَدُهُ بِتِلْكَ الْمَحَامِدِ، ثُمَّ أَخِرُّ لَهُ سَاجِدًا. فَيُقَالُ: يَا مُحَمَّدُ، ارْفَعْ رَأْسَكَ، وَقُلْ يُسْمَعْ لَكَ، وَسَلْ تُعْطَ، وَاشْفَعْ تُشَفَّعْ. فَأَقُولُ: يَا رَبِّ، أُمَّتِي أُمَّتِي. فَيَقُولُ: انْطَلِقْ فَأَخْرِجْ مِنْهَا مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ أَوْ خَرْدَلَةٍ مِنْ إِيمَانٍ، فَأَخْرِجْهُ. فَأَنْطَلِقُ فَأَفْعَلُ. ثُمَّ أَعُودُ فَأَحْمَدُهُ بِتِلْكَ الْمَحَامِدِ. ثُمَّ أَخِرُّ لَهُ سَاجِدًا. فَيَقُولُ: يَا مُحَمَّدُ، ارْفَعْ رَأْسَكَ، وَقُلْ يُسْمَعْ لَكَ، وَسَلْ تُعْطَ، وَاشْفَعْ تُشَفَّعْ. فَأَقُولُ: يَا رَبِّ، أُمَّتِي أُمَّتِي. فَيَقُولُ: انْطَلِقْ فَأَخْرِجْ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ أَدْنَى أَدْنَى أَدْنَى مِثْقَالِ حَبَّةِ خَرْدَلٍ مِنْ إِيمَانٍ، فَأَخْرِجْهُ مِنَ النَّارِ. فَأَنْطَلِقُ فَأَفْعَلُ». (بخارى:7510)
 ترجمه: انس (رض) حديث شفاعت را که به روايت ابوهريره (رض) بطور مفصل در شمارة      (1725) بيان شد، ذکر کرد و در پايان آن، افزود: پيامبر خدا (ص) فرمود: آنگاه مردم نزد عيسي  عليه السلام مي روند. او مي گويد: اين، كار من نيست. شما نزد محمد (ص) برويد.  سپس مردم نزد من مي آيند. من مي گويم: اين، کار من است. آنگاه از پروردگارم اجازه مي خواهم. پس به من اجازه داده مي شود و خداوند ثناهايي را که اكنون به خاطر ندارم، به من الهام مي کند. من او را با همان ثناها مورد ستايش قرار مي دهم و به سجده مي افتم. آنگاه خداوند متعال مي فرمايد: اي محمد! سرت را بلند کن و بگو. زيرا سخن ات شنيده مي شود. و بخواه كه به تو عنايت مي شود. و شفاعت کن كه شفاعت ات پذيرفته مي شود. من مي گويم: پرور دگارم! امتم ، امتم. خداوند مي فرمايد: برو و هر کس را که در قلب اش به اندازة يك دانة جو، ايمان وجود دارد، از آتش بيرون بياور. من مي روم و اين کار را انجام مي دهم. سپس بر مي گردم و دوباره او را با همين ثناها مورد ستايش قرار مي دهم و به سجده مي افتم.آنگاه خداوند مي فرمايد: اي محمد! سرت را بلند کن و بگو. زيرا سخن ات شنيده مي شود. و بخواه كه به تو عنايت مي شود. و شفاعت کن كه شفاعت ات پذيرفته مي شود. من دوباره مي گويم: پرور دگارم! امتم، امتم. خداوند مي فرمايد: برو و هر کس را که در قلب اش به اندازه ي ذره اي يا دانة اسپندي، ايمان وجود دارد، از آتش بيرون بياور. من مي روم و اين کار را انجام مي دهم. سپس براي سومين بار بر مي گردم و با همين ثناها او را مورد ستايش، قرار مي دهم و به سجده مي افتم. خداوند مي فرمايد: اي محمد! سرت را بلند کن و بگو. زيرا سخن ات شنيده مي شود. و بخواه كه به تو عنايت مي شود. و شفاعت کن كه شفاعت ات پذيرفته مي شود. پس من مي گويم: پروردگارا! امتم، امتم. خداوند مي فرمايد: برو و هرکس را که در قلبش به اندارة کوچکترين ذرة دانة اسپند، ايمان وجود دارد، از آتش بيرون بياور. من مي روم و اين کار را انجام مي دهم».
2205ـ وَفِيْ رِوَايَةٍ عَنْهُ: «ثُمَّ أَعُودُ الرَّابِعَةَ، فَأَحْمَدُهُ بِتِلْكَ الْمَحَامِدِ، ثُمَّ أَخِرُّ لَهُ سَاجِدًا. فَيُقَالُ: يَا مُحَمَّدُ، ارْفَعْ رَأْسَكَ، وَقُلْ يُسْمَعْ، وَسَلْ تُعْطَهْ، وَاشْفَعْ تُشَفَّعْ. فَأَقُولُ: يَا رَبِّ، ائذَنْ لِي فِيمَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ. فَيَقُولُ: وَعِزَّتِي وَجَلالِي، وَكِبْرِيَائي وَعَظَمَتِي، لأُخْرِجَنَّ مِنْهَا مَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ».
ترجمه: و در روايتي ديگر از انس (رض) آمده است که رسول الله (ص) فرمود: «سپس براي چهارمين بار بر مي گردم و خداوند را با همين ثناها مورد ستايش قرار مي دهم و برايش به سجده مي افتم. آنگاه به من گفته مي شود: اي محمد! سرت را بلند کن. بگو، سخن ات شنيده مي شود. سؤال کن. به تو عنايت مي شود و شفاعت کن که شفاعت تو پذيرفته مي شود. من مي گويم: پروردگارم! دربارة کساني که لا اله الا الله گفته اند، به من اجازه ي شفا عت بده. مي فرمايد: به عزت و جلال و بزرگي و عظمت ام سو گند که هر کس، لا اله الا الله گفته است، او را از آتش بيرون خواهم كرد».

باب (7): ترازوي اعمال و اقوال در روز قيامت
2206ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «كَلِمَتَانِ خَفِيفَتَانِ عَلَى اللِّسَانِ، ثَقِيلَتَانِ فِي الْمِيزَانِ، حَبِيبَتَانِ إِلَى الرَّحْمَنِ: سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ». (بخارى:7563)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «دو کلمه 