هم و ديناري، نه غلام و كنيزي و نه چيز ديگري، از خود بجا گذاشت. فقط قاطر سفيد و اسلحه اش و زميني كه آنرا هم صدقه كرده بود، از وي باقي ماند.
1184ـ عنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ أَبِي أَوْفَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا أنَّهُ سُئِلَ: هَلْ كَانَ النَّبِيُّ (ص) أَوْصَى؟ فَقَالَ: لا. فَقِيْلَ لَهُ: كَيْفَ كُتِبَ عَلَى النَّاسِ الْوَصِيَّةُ أَوْ أُمِرُوا بِالْوَصِيَّةِ؟ قَالَ: أَوْصَى بِكِتَابِ اللَّهِ. (بخارى:2740)
ترجمه: از عبد الله بن ابي اوفي (رض) پرسيدند:  آيا رسول الله (ص) وصيتي كرده بود؟ گفت: خير. به او گفتند: چرا بر مردم، وصيت كردن، لازم شده است يا چرا مردم به آن، امر شده اند؟ گفت: رسول الله (ص) براي عمل به كتاب خدا، و صيت كرده بود.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:109.txt">باب (31) : شب بيداري براي فراگيري علم و دانش</a><a class="text" href="w:text:110.txt">باب (32): حفظ علم</a><a class="text" href="w:text:111.txt">باب (33): گوش فرادادن به علما</a><a class="text" href="w:text:112.txt">باب (34): اگر از عالمي بپرسند كه كدام يك از مردم  دانا تراست، چه بگويد؟</a><a class="text" href="w:text:113.txt">باب (35): ايستاده پرسيدن از عالمي كه نشسته است</a><a class="text" href="w:text:114.txt">باب (36): خداوند مي فرمايد: (وَمَا أُوتِيْتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً) (از علم و دانش فقط مقدار اندكي به شما داده شده است)</a><a class="text" href="w:text:115.txt">باب (37): اختصاص دادن درس و تعليم به گروهي از مردم  بخاطر اينكه شايد همه آنرا نفهمند</a><a class="text" href="w:text:116.txt">باب (38): حيا در علم</a><a class="text" href="w:text:117.txt">باب (39): كسي كه از سؤال كردن شرم كند  و به ديگري بگويد كه سؤال كند</a><a class="text" href="w:text:118.txt">باب (40): تعليم و فتوي در مسجد</a><a class="text" href="w:text:119.txt">باب (41): كسيكه سؤال كننده را بيش از آنچه سؤال كرده جواب دهد</a></body></html>باب (2): صدقه و خيرات، هنگام مرگ
1185ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِلنَّبِيِّ (ص): يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ؟ قَالَ: «أَنْ تَصَدَّقَ وَأَنْتَ صَحِيحٌ حَرِيصٌ تَأْمُلُ الْغِنَى وَتَخْشَى الْفَقْرَ، وَلا تُمْهِلْ حَتَّى إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ، قُلْتَ لِفُلانٍ كَذَا وَلِفُلانٍ كَذَا وَقَدْ كَانَ لِفُلانٍ». (بخارى:2748)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه مردي  خطاب به نبي اكرم (ص) گفت: اي     رسول خدا! كدام صدقه، بهتر است؟ فرمود: «صدقه اي كه هنگام تندرستي، حرص جمع آوري مال، اميد به ثروتمند شدن و ترس از فقر، داده شود. پس در صدقه دادن، تأخير نكن تا اينكه روح به حلقوم برسد. آنگاه، مي گويي كه به فلاني، اينقدر بدهيد و به فلان نفر ديگر، اينقدر بدهيد. در صورتيكه آن زمان (‌هنگام سكرات) ‌اين مال از آن فلان (وارث) است».

باب (3): آيا زنان وفرزندان، جزو خويشاوندان هستند
1186¬ـ عَنْ أبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) حِينَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: (وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ) قَالَ: «يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ ـ أَوْ كَلِمَةً نَحْوَهَا ـ اشْتَرُوا أَنْفُسَكُمْ لا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا، يَا بَنِي عَبْدِمَنَافٍ، لا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا، يَا عَبَّاسُ بْنَ عَبْدِالْمُطَّلِبِ لا أُغْنِي عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا، وَيَا صَفِيَّةُ عَمَّةَ رَسُولِ اللَّهِ لا أُغْنِي عَنْكِ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا، وَيَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ سَلِينِي مَا شِئْتِ مِنْ مَالِي لا أُغْنِي عَنْكِ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا». (بخارى:2753)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: هنگامي كه آية ( وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ) يعني خويشاوندان نزديك ات را بترسان، نازل شد، رسول خدا (ص) برخاست و فرمود:  «اي قريش! ـ يا خطابي مانند اين ـ خود را از عذاب الهي، نجات دهيد. زيرا من نمي توانم شما را از عذاب خدا، نجات دهم. اي فرزندان عبد مناف! من نمي توانم براي شما نزد خدا، كاري بكنم. اي عباس بن عبد المطلب! من نمي توانم براي تو نزد خدا، كاري انجام دهم. اي صفيه؛ عمة  رسول خدا! من نمي توانم براي تو، نزد خدا، كاري انجام دهم. و اي فاطمه دختر محمد! از مالم هر چه مي خواهي، طلب كن. ولي من نمي توانم براي تو نزد خدا، كاري انجام دهم».

باب (4): حكم خداوند دربارة اموال ايتام
1187ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ عُمَرَ تَصَدَّقَ بِمَالٍ لَهُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَكَانَ يُقَالُ لَهُ: ثَمْغٌ وَكَانَ نَخْلاً، فَقَالَ عُمَرُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي اسْتَفَدْتُ مَالاً وَهُوَ عِنْدِي نَفِيسٌ، فَأَرَدْتُ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِهِ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «تَصَدَّقْ بِأَصْلِهِ لا يُبَاعُ وَلا يُوهَبُ وَلا يُورَثُ، وَلَكِنْ يُنْفَقُ ثَمَرُهُ». فَتَصَدَّقَ بِهِ عُمَرُ، فَصَدَقَتُهُ تِلْكَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَفِي الرِّقَابِ وَالْمَسَاكِينِ وَالضَّيْفِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَلِذِي الْقُرْبَى، وَلا جُنَاحَ عَلَى مَنْ وَلِيَهُ أَنْ يَأْكُلَ مِنْهُ بِالْمَعْرُوفِ أَوْ يُوكِلَ صَدِيقَهُ غَيْرَ مُتَمَوِّلٍ بِهِ. (بخارى:2764)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: پدرم در زمان رسول الله (ص) باغ نخلي را كه ثمغ نام داشت صدقه نمود و گفت: اي رسول خدا! من مالي دارم كه نزد من از ارزش بالايي برخوردار است و مي خواهم آنرا صدقه بدهم. نبي اكرم (ص) فرمود: «اصل آنرا صدقه كن تا فروخته، هبه و به ارث برده نشود و فقط ميوة آن مورد استفاده قرار گيرد». عمر (رض) آنرا صدقه كرد. و اين صدقة او در راه خدا، آزاد ساختن بردگان، كمك به مساكين، پذيرايي مهمان و رهگذر و مساعدت خويشاوندان، صرف مي شد. و ايرادي ندارد كه سرپرست آن، به اندازة متعارف، از آن، بخورد يا به دوستش بخوراند ولي مجاز نيست كه (از ميوة آن) براي جمع آوري ثروت، استفاه كند.

باب (5) خداوند مي فرمايد: (كساني كه اموال يتيمان را مي خورند در حقيقت، آتش، وارد شكمهايشان مي كنند و به دوزخ، واصل مي شوند)
1188ـ  عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ». قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: «الشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلاتِ». (بخارى:2767) 
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه نبي اكرم (ص) فرمود: «از هفت گناه نابود كننده اجتناب كنيد». گفتند: اي رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمود: «شرك به خدا، سحر، كشتن انسان بي گناه، خوردن ربا، خوردن مال يتيم، فرار از جهاد و تهمت زنا به زنان پاكدامن و بي خبر از فساد».
باب (6): نفقة سرپرست وقف
1189ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لا يَقْتَسِمُ وَرَثَتِي دِينَارًا وَلا