حال وقوف، ديدم. گفتم: بخدا سوگند! اين مرد، از قريش است. اينجا چه كار مي كند؟! (چون قريش جاهليت، در زمان حج، از حرم، بيرون نمي رفتند)
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:745.txt">باب (51): چگونگي برگشتن رسول ‏الله (ص) از عرفات بسوي مزدلفه</a><a class="text" href="w:text:746.txt">باب (52): پيامبر (ص) مردم را هنگام بازگشت از عرفات، به آرامش دعوت نمود  </a><a class="text" href="w:text:747.txt"> باب (53): كسي كه افراد ناتوان و ضعيف خود را درشب بفرستد و خود در مزدلفه بماند و دعا كند و بعد از غروب ماه، براه بيفتد </a><a class="text" href="w:text:748.txt">باب (54): نماز صبح در مزدلفه چه وقت خوانده شود؟</a><a class="text" href="w:text:749.txt">باب (55): چه وقت از مردلفه بايد حركت كرد؟</a><a class="text" href="w:text:750.txt">باب (56): سوار شدن بر شتر هَدي </a><a class="text" href="w:text:751.txt">باب (57): كسي كه شتر (هَدي) با خود ببرد</a><a class="text" href="w:text:752.txt">باب (58): قلاده كردن هدي در ذو الحليفه، سپس، احرام بستن</a><a class="text" href="w:text:753.txt">باب (59): كسي كه بدست خود، هَدي را قلاده نمود</a><a class="text" href="w:text:754.txt">باب (60): قلاده انداختن بر گردن گوسفندان</a></body></html>باب (51): چگونگي برگشتن رسول ‏الله (ص) از عرفات بسوي مزدلفه
826 ـ عَنْ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّهُ سُئِلَ عن سِيرِ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ حِينَ دَفَعَ، قَالَ: كَانَ يَسِيرُ الْعَنَقَ، فَإِذَا وَجَدَ فَجْوَةً نَصَّ. (بخارى:1666) 
ترجمه: از اسامه بن زيد رضي الله عنهما روايت است كه از وي در مورد چگونگي راه رفتن رسول ‏الله (ص) هنگام برگشتن از عرفات، در حجة الوداع، پرسيدند. اسامه گفت: عادي راه ميرفت. و هرگاه، به جاي خلوتي مي رسيد، تندتر راه مي رفت.

باب (52): پيامبر (ص) مردم را هنگام بازگشت از عرفات، به آرامش دعوت نمود  
827 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّهُ دَفَعَ مَعَ النَّبِيِّ (ص) يَوْمَ عَرَفَةَ، فَسَمِعَ النَّبِيُّ (ص) وَرَاءَهُ زَجْرًا شَدِيدًا، وَضَرْبًا وَصَوْتًا للإِبِلِ، فَأَشَارَ بِسَوْطِهِ إِلَيْهِمْ وَقَالَ: «أَيُّهَا النَّاسُ عَلَيْكُمْ بِالسَّكِينَةِ فَإِنَّ الْبِرَّ لَيْسَ بِالإِيضَاعِ». (بخارى:1671)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي‏گويد: روز عرفه، با رسول‏ الله (ص) از عرفات، براه افتادم. نبي اكرم (ص)  سر و صداي زدن شترها را از پشت سر، شنيد. آنگاه، با تازيانه اش به سوي آنها اشاره كرد و فرمود: «اي مردم! آرامش را حفظ كنيد. زيرا اجر و پاداش، در عجله كردن و دوانيدن شترها نيست».
 
 باب (53): كسي كه افراد ناتوان و ضعيف خود را درشب بفرستد و خود در مزدلفه بماند و دعا كند و بعد از غروب ماه، براه بيفتد 
828 ـ عَنْ أَسْمَاءَ بَنْتِ أَبِيْ بَكْرٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّهَا نَزَلَتْ لَيْلَةَ جَمْعٍ عِنْدَ الْمُزْدَلِفَةِ، فَقَامَتْ تُصَلِّي، فَصَلَّتْ سَاعَةً، ثُمَّ قَالَتْ: يَا بُنَيَّ، هَلْ غَابَ الْقَمَرُ؟ قَالَ: لا، فَصَلَّتْ سَاعَةً، ثُمَّ قَالَتْ: يَا بُنَيَّ هَلْ غَابَ الْقَمَرُ؟ قال: نَعَمْ، قَالَتْ: فَارْتَحِلُوا، فَارْتَحَلْنَا وَمَضَيْنَا، حَتَّى رَمَتِ الْجَمْرَةَ، ثُمَّ رَجَعَتْ فَصَلَّتِ الصُّبْحَ فِي مَنْزِلِهَا، فقال لَهَا: يَا هَنْتَاهُ، مَا أُرَانَا إِلاَّ قَدْ غَلَّسْنَا، قَالَتْ: يَا بُنَيَّ، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) أَذِنَ لِلظُّعُنِ. (بخارى:1679)
ترجمه: از اسماء دختر ابوبكر رضي الله عنهما روايت است كه او در شبي كه نمازهاي مغرب و عشاء را باهم مي خوانند (شب مزدلفه)، در مزدلفه توقف كرد و به نماز ايستاد و ساعتي نماز خواند. سپس، گفت: اي پسرم! آيا ماه، غروب كرده است؟ وي گفت: خير. اسماء ساعتي ديگر، نماز خواند و دوباره پرسيد: اي پسرم! آيا ماه، غروب كرده است؟ گفت: بلي. اسماء رضي الله عنها گفت: پس حركت كنيد. آنگاه، ما حركت كرديم و رفتيم تا اينكه اسماء رضي الله عنها جمرة عقبه را سنگ زد و سپس، برگشت و نماز صبح را در محل توقف خود، در منا، بجا آورد. عبد الله ؛بردة اسماء و راوي حديث؛ مي‏گويد: به ايشان گفتم: فكر مي كنم در تاريكي، حركت كرديم. اسماء گفت: فرزندم! رسول‏ الله (ص) زنان را براي اين كار، اجازه داده است.
829 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: نَزَلْنَا الْمُزْدَلِفَةَ، فَاسْتَأْذَنَتِ النَّبِيَّ (ص) سَوْدَةُ أَنْ تَدْفَعَ قَبْلَ حَطْمَةِ النَّاسِ، وَكَانَتِ امْرَأَةً بَطِيئَةً، فَأَذِنَ لَهَا، فَدَفَعَتْ قَبْلَ حَطْمَةِ النَّاسِ، وَأَقَمْنَا حَتَّى أَصْبَحْنَا نَحْنُ، ثُمَّ دَفَعْنَا بِدَفْعِهِ، فَلأَنْ أَكُونَ اسْتَأْذَنْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَمَا اسْتَأْذَنَتْ سَوْدَةُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ مَفْرُوحٍ بِهِ. (بخارى:1681)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏گويد: با رسول ‏الله (ص) در مزدلفه، منزل گرفتيم. سوده رضي ‏الله‏ عنها كه زني بطيئ السير (آهسته رو) بود، از رسول ‏الله (ص) اجازه خواست تا قبل از ازدحام مردم، حركت كند. رسول ‏الله (ص) به او اجازه داد و او قبل از ساير مردم، براه افتاد. ما تا صبح، در مزدلفه، مانديم. و با رسول ‏الله (ص) برگشتيم. ولي اگر من نيز مانند سوده رضي‏الله‏ عنها اجازه مي‏گرفتم، برايم خيلي بهتر بود.
 
باب (54): نماز صبح در مزدلفه چه وقت خوانده شود؟
830 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ (رض): أَنَّهُ قَدِمَ جَمْعًا فَصَلَّى الصَّلاتَيْنِ، كُلَّ صَلاةٍ وَحْدَهَا بِأَذَانٍ وَإِقَامَةٍ، وَالْعَشَاءُ بَيْنَهُمَا، ثُمَّ صَلَّى الْفَجْرَ حِينَ طَلَعَ الْفَجْرُ، قَائِلٌ يَقُولُ: طَلَعَ الْفَجْرُ، وَقَائِلٌ يَقُولُ: لَمْ يَطْلُعِ الْفَجْرُ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِنَّ هَاتَيْنِ الصَّلاتَيْنِ حُوِّلَتَا عَنْ وَقْتِهِمَا فِي هَذَا الْمَكَانِ، الْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ، فَلا يَقْدَمُ النَّاسُ جَمْعًا حَتَّى يُعْتِمُوا، وَصَلاةَ الْفَجْرِ هَذِهِ السَّاعَةَ»، ثُمَّ وَقَفَ حَتَّى أَسْفَرَ، ثُمَّ قَالَ: لَوْ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَفَاضَ الآنَ أَصَابَ السُّنَّةَ. فَمَا أَدْرِي أَقَوْلُهُ كَانَ أَسْرَعَ أَمْ دَفْعُ عُثْمَانَ (رض)، فَلَمْ يَزَلْ يُلَبِّي حَتَّى رَمَى جَمْرَةَ الْعَقَبَةِ يَوْمَ النَّحْرِ. (بخارى:1683)
ترجمه: هنگامي كه عبد الله (ص) به مزدلفه رسيد، نماز مغرب و عشاء را  جمع كرد. هر نماز را با اذان و اقامه اي جداگانه خواند و بين نماز مغرب و عشا، شام خورد. و نماز صبح را هنگام طلوع فجر (اول وقت)، خواند. طوري كه بعضي گفتند: فجر طلوع كرده و بعضي گفتند: طلوع نكرده است. سپس، عبد الله (رض) گفت: رسول ‏الله (ص) فرمود: «نماز هاي مغرب و عشاء در اينجا (مزدلفه)، از وقت اصلي خود، تغيير يافته اند. پس تا هوا خوب تاريك نشده به مزدلفه نياييد. و نماز صبح نيز بايد در اين وقت، خوانده شود». عبدالله (رض) بعد از نماز فجر تا روشن شدن هوا، توقف كرد. بعد فرمود: اگر اكنون، امير المومنين بر مي گشت، م