 خداگونه‌هايي برمي‌گزينند و آنان را همچون خدا دوست مي‌دارند و كساني كه ايمان آورده‌اند, خدا را سخت دوست مي‌د‌ارند (و بالاتر از هر چيز به او عشق مي‌ورزند.»
و در دنباله‌ي همين آيه فرموده است : 
 كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللهُ أعْمَالَهُم حَسَراتٍ عَلَيهِم وَ مَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ  بقره / 167
«اين چنين خداوند كردارهايشان را به گونه‌ي حسرت‌زا و اندوهباري نشان‌ ايشان مي‌دهد و آنان هرگز از آتش (دوزخ) بيرون نخواهند آمد.» 
از اين آيات روشن مي‌شود كه كفّار و مشركين، خدايان ساختگي و دوستان خود را چنان دوست داشته و در برابرشان تسليم بوده و تعظيم‌شان‌كرده‌اندكه جز براي‌خداوند جايز نيست آن گونه اعمالي انجام شود. 
 شيخ‌الاسلام محمد بن عبدالوهّاب درباره‌ي اين آيات فرموده است : «خداوند بيان‌كرده‌كه آنان خدايان ساختگي را به اندازه خداوند يكتا دوست داشته‌اند. و از اينجا ثابت مي‌شود كه آنان خداوند را نيز بسيار دوست داشته‌اند، امّا اين محبّت سبب وارد شدنشان به دايره‌ اسلام نشده است. پس‌ در اين‌صورت وضعيت كساني‌كه خدايان‌باطل را بيشتر از خداوندحقيقي دوست دارند، چه خواهد بود؟ و كسي كه خداوند را دوست نداشته، بلكه فقط خدايان باطل را دوست مي‌دارد چه سرانجام شومي خواهد داشت؟!»
لازمة توحيد اين است‌كه انسان محبّت خود را براي خداوند خالص‌گرداند و هيچ ياور و سرپرستي را همانندخداوند دوست ندارد. پس ولايت فقط مخصوص خداوند است : 
 اَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أولياءَ، فاللهُ هُوَ المَوْلَي وَ‌ هُوَ يُحْيِي الْمَوتَي وَ هُوَ عَلَي كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ  شوري/9
«(ستمگران و كافران) كسي جز خدا را به سرپرستي گرفته‌اند، در صورتي كه سرپرست اوست و او مردگان را زنده مي‌گرداند و او بر همه چيز تواناست.»
3ـ انساني كه مدّعي يكتاپرستي است، نبايد جز خداوند قانون‌گذاري داشته باشد و نبايد همانند خداوند از او اطاعت كند، خداوند در اين باره چنين مي‌فرمايد : 
 أفَغَيْرَ اللهِ ابْتَغِي حَكَمَاً وَ هُوَ الَّذِي أنْزَلَ إلَيكُمُ الْكِتَــابَ مُفَصَّلاً  انعام/114
«آيا جز خدا را (ميان خود و شما) قاضي كنم؟ در حالي كه اوست كه كتاب (آسماني قرآن) را براي شما نازل كرده و (حلال و حرام، حقّ و باطل، و هدايت و ضلالت) در آن تفصيل داده شده است.»
اين قضيه به آن دليل است كه تنها كسي كه حق قضاوت و قانون‌گذاري در مسائل مربوط به بندگان و امور دين و دنياي آنان را دارد، فقط خداوند يكتاست كه به وضعيت مخلوقات خود دانا و نسبت به‌آنان مهربان و به مصالح و مفاسدآنان آگاه است. 
 ألا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ  ملك/14
«مگر كسي‌كه (مردمان را) مي‌آفريند (حال و وضع‌ايشان را) نمي‌داند، در حالي كه او دقيق و باريك‌بين و بسيار آگاه است.»
به همين جهت قرآن كريم مقرّر فرموده كه حكم به معني قانون‌گذاري فقط ‌مخصوص ‌خداوند باشد. در قرآن‌ چنين مي‌خوانيم : 
 إنِ الْحُكْمُ إلاَّ للهِ أمَرَ ألاَّ تَعْبُدُوا إلاَّ إيَّاهُ ذلِكَ الدِّيْنُ الْقَيِّمُ وَ لَكِنَّ أكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ  يوسف/40
«فرمانروايي از آن خداست و بس. خدا دستور داده است كه جز او را نپرستيد. اين است دين راست و ثابتي (كه ادلّه و برهان‌هاي عقلي و نقلي پشتوانه‌ي آن است) ولي بيشتر مردم نمي‌دانند.»
قرآن [در يك موضع‌گيري شديدتر] قضاوت را به نزد غير خدا و رسول‌بردن و قانون غيرخدايي را معتبرشمردن، خروج از حقيقت ايمان دانسته و آن را اطاعت شيطان مي‌داند. 
 ألَمْ تَرَ إلَي الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أنَّهُم آمَنُوا بِمَا اُنْزِلَ إلَيكَ وَ مَا اُنزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أنْ يَتَحَاكَمُوا إلَي الطَّاغُوتِ وَ قَدْ اُمِرُوا أنْ يَكْفُرُوا بِهِ و يُرِيدُ الشَّيطَانُ أنْ يُضِلَّهُم ضَلالاً بَعِيداً * وَ إذَا قِيلَ لَهُم تَعَالَوا إلَي مَا أنْزَلَ اللهُ وَ إلي الرَّسُولِ رَأيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدودَاً  نساء/ 60 ـ 61
«(اي پيغمبر) آيا تعجب نمي‌كني از كساني كه مي‌گويند كه آنان به آنچه بر تو نازل شده و پيش از تو نازل‌شده ايمان دارند ( ولي با وجود اين ادّعا هنگام اختلاف) مي‌خواهند داوري را به پيش طاغوت ببرند. در حالي كه به آنان فرمان داده شده كه به طاغوت كفر ورزند. اهريمن مي‌خواهد كه ايشان را به گمراهي شديدي مبتلا سازد. و زماني كه به ايشان گفته شود : به سوي چيزي بيائيد كه خداوند آن را (بر محمدّ) نازل كرده است و به سوي پيغمبر روي آوريد، منافقان را مي‌بيني كه سخت به تو پشت مي‌كنند.»
دوّم : كافر دانستن طاغوتيان 
عنصر اول براي تحقق توحيد همان خالص گردانيدن عبادت براي خدا بود و بيان شد كه بايد تعظيم و محبّت و اطاعت كامل را كه فقط مخصوص خداوند است، حق خالص او دانست. 
امّا عنصر دوم، كافردانستن طواغيت و بي‌زاري جستن از همه 
كساني ‌است ‌كه براي طاغوت ‌عبادت ‌كرده و يا آن را به‌سرپرستي گرفته‌اند. اين مسئله به قدري مهم است كه در برخي آيات قرآن كفر به طاغوت بر ايمان به خداوند مقدّم شده است. مانند آيه‌ي زير كه مي‌فرمايد : 
 فَمَنْ يَكْفُر بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤمِنْ بِاللهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بالْعُرْوَةِ الْوُثقَي لانْفِصَامَ لَهَا   بقره / 256
«بنـابراين كسـي كه از طاغوت نافرماني كند و به خدا ايمان آورد به 
محكم‌ترين دستاويز در آويخته است (و او را از سقوط و هلاكت مي‌رهاند و) اصلاً گسستن ندارد.»
پيامبر  نيز در اين باره چنين مي‌فرمايد : 
«كسي كه، لا إله إلاّ الله، را بگويد و به همه‌ي خدايان ديگر كفر ورزد، ‌جان و مالش حرام و حساب و كتابش بر عهده‌ي خداوند خواهد بود.» به روايت مسلم
با توجه به اين آيه و حديث روشن مي‌شود كه فقط اقرار به كلمه‌ي توحيد سبب حفظ جان و مال نيست، بلكه بايد كفر به خدايان دروغين نيز شامل آن شود.
اين بدان خاطر است كه اشياء به وسيله‌ي اضداد خود شناخته مي‌شوند. پس ايمان به خداي يگانه فقط زماني محقق مي‌شود كه كفر به باطل و بي‌زاري از اهل آن به همراهش باشد. 
و بر همين اساس بودكه پيشواي اهل توحيد ـ ابراهيم (ع) ـ بيزاري و برائت خود را از بت‌هاي قوم خود آشكار كرد و دشمني خود را با آنان اعلام نمود. خداوند در اين باره چنين فرموده است : 
 وَ إذْ قَالَ إبْرَاهِيمُ لأبِيهِ وَ قَوْمِهِ إنَّنِي بَرَآءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ * إلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي فَإنَّهُ سَيَهْدينِ   زخرف/ 26 ـ 27
«وقتي ابراهيم به پدر و قوم خود گفت : من از معبودهايي كه مـي‌پرستيد بيزام. بجز آن معبودي كه مرا آفريده است. چرا كه او مرا 
(به حق) رهنمود خواهد كرد.»
و نيز فرموده است كه : 
 قَدْ كَانَتْ لَكُم اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي ابْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إذْ قَالُوا لِقَوْمِهِم إنَّا بُرَءَ‌اءُ مِنكُم وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَ