لاحظه کردم که ایشان روایات و اندرزهای ارزند‌ه‌ای انتخاب نموده‌اند و شاهکار بزرگ كرده‌اند، و به شیوه استادانه و شایسته مقصود را رسانده‌اند. و چون ایشان مشاهده کرده‌اند بسیاری از مسلمانان در منجلاب گناه فرو رفته‌اند، و بر گناهان اصرار می‌ورزند، و به عواقب آن توجه نمی‌کنند اقدام به تألیف این رساله نموده‌اند. 
بی‌تردید گناه و عصیان عامل از بین رفتن برکت و نزول عذاب الهی است، و آنچه بر سر پیشینیان آمد مجازات و کیفر زودرسی (بخاطر کفر و شرک و اصرار بر گناه و نافرمانی) بوده است، و کیفر زودرس شدیدتر و به یادماندنی‌تر است، خداوند درباره برخی از مجازات‌شدگان در دنیا می‌گو‌ید: ‏ وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ ‏. (الحشر: 3).
«و اگر نه اين بود كه خداوند ترك وطن را بر آنان مقرّر داشته بود آنها را در همين دنيا مجازات مي‌كرد، و براي آنها در آخرت نيز عذاب آتش است ».
و همراه با آن چه می‌خوانیم و میشنویم، و با وجود این همه نصیحت‌ها و پندها، بسیاری از کشورها و افراد و گروه‌هائی که به اسلام مباهات می‌کنند را می‌بینیم که بر گناهان کبیره اصرار می‌ورزند، و به گناه کردن افتخار می‌کنند، و یکی از آن عاصیان به گناهش فخر می‌نمود، گویا کار نیک انجام داده، و آرزوی پاداش آن را دارد، و این افتخارکردن فریب و وسوسه شیطان است، پس بر هر مسلمانی واجب است به پروردگار روی آورد و رفتار خویش را اصلاح کند و توبه نماید، و بر گناهان گذشته خویش اندوهگین شود، و پروردگار توبه بندگان را می‌پذیرد و گناهان را مورد عفو قرار می‌دهد. 
و صلى ‌الله على سيدنا محمد وآله وصحبه وسلم
عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين
عضو افتاء
اغفال شدن به رحمت خداوند جهل است: 
برخی مردم به رحمت خداوند اغفال می‌شوند، و تنها رحمت خداوند را مشاهده می‌کنند، و فراموش می‌کنند که خداوند (شدید‌العقاب) است.
ابوعمرو بن العلاء می‌گوید: فررزدق به نزد جماعتی که باهم درباره رحمت خداوند گفتگو می‌کردند نشست، و فررزدق از همه آنها امید و رجاء بیشتر داشت، به او گفتند: چرا به زنان پاکدامن تهمت می‌زنید؟ گفت: به من بگوئید اگر مانند نافرمانی پروردگار با پدر و مادرم انجام دهم آیا فکر می‌کنید آنها از ته دل دوست داشته باشند مرا به تنور مملو از آتش بیاندازند؟ گفتند: خیر، بلکه تو را عفو می‌کنند. گفت من به رحمت پروردگار از پدر و مادر بیشتر امیدوارم! 
ابن جوزی در تعلیقی بر این قصه می‌گوید : این نادانی محض است، چون رحمت پروردگار بشیوه لطافت و ملایمت قلبی نیست، و اگر این طور بود پرنده‌ای ذبح نمی‌گردید، و بچه‌ای نمی‌مرد، و کسی وارد جهنم نمی‌شد، اشتباه فررزدق از دو جهت است: 
1- فررزدق فقط به جانب رحمت توجه کرده، و به عقاب و کیفر توجه نکرده است. 
2- فراموش کرده که رحمت فقط برای توبه‌کنندگان است چنانچه قرآن می‌فرماید: ‏ وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ  (طه: 82).
«و من برای کسی که توبه کند بسیار آمرزنده هستم».
و در آیه دیگر: وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ . (الأعراف: 156).
«و رحمت و مهربانی من شامل هر چیزی است و کسانی که تقوا پیشه کنند رحمت من برای آنها حتمی و مخصوص آنهاست».
و امروزه اگر جوانی مرتکب گناهی می‌شود از برخی مردم شنیده می‌شود که می‌گویند: آنها جوان هستند، و خدا آمرزنده و مهربان است، و فراموش می‌کنند: که خدا شدیدالعقاب است. 

درباره شوم بودن گناه و آثار مخرب آن بر فرد و جامعه بحث کردیم، و این به معنای نامیدی از رحمت خدا نیست، بلکه بیدار کردن بر خطرات گناه و رابطه دائمی با پروردگار است. 
ابوهریره رض می‌گوید: پیامبر ص به نقل از پروردگار(در حديث قدسى) فرمودند: «بنده‌ام گناهی کرد سپس گفت: خدایا مرا عفو کن، خداوند ‌می‌فرماید: بنده‌‌ام گناه کرد و می‌داند خدایي دارد و مجازات می‌كند، و او را می‌بخشد، سپس دوباره گناه می‌کند و می‌گوید: خدایا مرا عفو کن، خداوند می‌فرماید: بنده‌‌ام گناه کرد و می‌داند خدای دارد و مجازات می‌كند، و او را می‌بخشد، سپس دوباره گناه می‌کند و می‌گوید: خدایا مرا عفو کن، خداوند می‌فرماید: بنده‌‌ام گناه کرد و می‌داند خدای دارد و مجازات می‌كند، و او را می‌بخشد، خداوند می‌فرماید: آنچه می‌خواهید انجام بده تو را بخشیدم» .
معنای حدیث این است جز گمراهان کسی از رحمت خدا ناامید نمی‌شود، و انسان هر چه گناه انجام داده باشد نباید از رحمت خداوند مأیوس باشد، و ارتباط و ذکر همیشگی پروردگار سبب عفو و بخشش گناهان است، و یکی از صفات پروردگار (غفور و تواب) است، و در آن دو صفت دلالت بر وسعت رحمت و مغفرت پروردگار است، ولیکن باید انسان عاقل همیشه از گناهان بیم داشته باشد، هرچند هم توبه کرده باشد، چون اطلاعی از پذیرش توبه ندارد. 
ابن جوزی : می‌گوید : (بسیاری مردم را دیده‌ام به پذیرش توبه اطمينان و باور کرده‌اند و گویا یقین دارند، و این جز خدا کسی نمی‌داند، سپس اگر توبه مورد پذیرش واقع شده باشد، خجالت از انجام گناه همیشه ماندگار است، و ترس پس از توبه مورد تأیید است، چنانچه در صحاح آمده: مردم به نزد آدم ؛ می‌روند، آدم می‌گوید: گناهم، و به نزد نوح، ابراهیم، عیسی  ﻹ می‌روند، و همگی می‌گویند: گناهم. 
گناه پیامبران در واقع گناه نیست، و با وصف آن توبه کرده‌اند و پوزش طلبید‌ه‌اند، و پس از آن هم بیمناک بوده‌‌اند، و خجالت پس از توبه از بین نمی‌رود، چه زیباست فرموده فضیل بن عیاض :: «چقدر شرمسارم از تو ای خدایا، هر چند مرا ببخشید، به خدا سوگند بدبختی برای کسی است که گناه می‌کند و لذت لحظه‌ای را برمی‌گزیند، چون گناه حسرتی بجا می‌گذارد، هر چند هم مورد عفو قرار گیرد، هیچ وقت از دل انسان جدا نمی‌شود» .
هنگامی که انسان از گناه کردن بیمناک باشد، و عمل نیک و حسنات محو‌کننده گناه انجام دهد، گناهان پیشین او باعث ورودش به بهشت می‌شود: اما چگونه است؟ ابراهیم بن أدهم در تفسیر این آیه: ‏ وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ‏. (الرحمن: 46).
«و براى كسى كه از ايستادن در پيشگاه پروردگارش ترسيده (و به اوامر و نواهى او عمل كرده)، دو باغ بهشتى است!».
می‌فرماید: (اگر بخواهد گناهی انجام دهد از ترس خدا پرهیز می‌کند)، حسن رض می‌گوید: پیامبر ص فرمودند: (انسان گناهی انجام می‌دهد و بواسطه آن خداوند او را به بهشت وارد می‌کند، صحابه گفتند: ای پیامبر خدا چگونه وارد بهشت می‌شود؟ فرمود: در برابر چشمش (گريزان و توبه‌كنان) است تا او را به بهشت وارد می‌کند) .
عرض سعید : کردند: عابدترین انسان کیست؟ گفت: (کسی است مرتکب گناه شده است و هر گاه گناهش را به یاد می‌آورد عملش را ناچیز می‌شمارد) .
پس اگر خواستى از گناهان رهايى يابى خود را به استغفار تسمك جو، و اعمال نيك انجام بده، و از گناهانت بترس، 