هدايت‌ كند، ناداني‌ را تعليم‌ دهد، غريبه‌اي‌ را پناه‌ دهد، شري‌ را از مخلوق‌ خدا دور سازد، موانعي‌ را از سر راه‌ بردارد، نفعي‌ به‌ كسي‌ برساند و... تمام‌ اينها در صورتي‌ كه‌ در آن‌، نيت‌ سالمي‌ نهفته‌ باشد، عبادت‌ و قرب‌ الهي‌ محسوب‌ مي‌شوند.
اعمال‌ زيادي‌ از اين‌ نوع‌ هستند كه‌ اسلام‌ آنها را از عبادتهاي‌ خداوند و شعبه‌هاي‌ ايمان‌ و موجبات‌ پاداش‌ نزد خداوند ـ متعال‌ ـ به‌ حساب‌ آورده‌ است‌.
اگر ما در اين‌ باب‌، احاديث‌ پيامبر صلي الله عليه و سلم  را مطالعه‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ او هرگز به‌ فرض‌ و واجب‌نمودن‌ اين‌ گونه‌ عبادات‌ بر انسان‌ ـ از آنجا كه‌ او انسان‌ است‌ و همين‌ كافي‌ است‌ ـ اكتفا ننموده‌، بلكه‌ در طلب‌ و انجامشان‌، شدت‌ به‌ خرج‌ داده‌ و آنها را بر تمام‌ مفاصل‌ و اعضاي‌ ريز و درشت‌ بدنشان‌ نيز فرض‌ نموده‌ است‌!
أبوهريرة‌ رضي الله عنه  از رسول‌ خدا صلي الله عليه و سلم  روايت‌ مي‌كند كه‌: «بر هر استخوان‌ ريز و كوچكي‌، هر روز كه‌ خورشيد طلوع‌ مي‌كند، صدقه‌اي‌ واجب‌ است‌: اگر بين‌ دو نفر عدالت‌ و برادري‌ برقرار كند، برايش‌ صدقه‌اي‌ است‌. اگر به‌ برادرش‌ در سواركردن‌ يا حمل‌نمودن‌ بار و كالايش‌ بر روي‌ چهارپايش‌ كمك‌ كند، صدقه‌اي‌ است‌. هر كلمة‌ پاك‌ و طيبه‌اي‌ را بگويد، هر گامي‌ را براي‌ نماز بردارد، هر مانعي‌ را از سر راه‌ دور سازد، برايش‌ صدقه‌اي‌ است‌». 
إبن‌عباس‌ رضي الله عنه  نيز مانند اين‌ را از رسول‌ خدا صلي الله عليه و سلم چنين‌ روايت‌ كرده‌ است‌: «بر هر عضوي‌ از انسان‌، هر روز نمازي‌ واجب‌ است‌! مردي‌ در آن‌ بين‌ گفت‌: اين‌ سخت‌ترين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ تا به‌ حال‌ به‌ ما گفته‌اي‌! فرمود: امركردنت‌ به‌ كارهاي‌ نيك‌ و بازداشتنت‌ از كارهاي‌ زشت‌، يك‌ نماز است‌. كمك‌كردنت‌ به‌ ضعيفان‌، يك‌ نماز است‌. آلودگيها و كثافاتي‌ را از سر راه‌ برمي‌داري‌ و دور مي‌سازي‌، اين‌ خود يك‌ نماز است‌. هر قدمي‌ را كه‌ براي‌ نماز برمي‌داري‌، خود يك‌ نماز است‌». 
و مثل‌ همين‌ روايت‌ را بريدة‌ رضي الله عنه  از رسول‌ خدا صلي الله عليه و سلم روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «در انسان‌، سيصد و شصت‌ مفصل‌ وجود دارد؛ پس‌ بر او واجب‌ است‌ كه‌ براي‌ هر مفصلي‌، صدقه‌اي‌ دهد! گفتند: چه‌ كسي‌ طاقت‌ و توانايي‌ اين‌ كار را دارد، اي‌ رسول‌ خدا؟! ـ گمان‌ كردند كه‌ منظورش‌ صدقة‌ مالي‌ است‌ ـ فرمود: بر روي‌ خلط‌ سينه‌، يا آب‌بيني‌ در مسجد خاك‌ مي‌ريزي‌، و چيزي‌ را از سر راه‌ دور مي‌سازي‌ و...». 
احاديث‌ زيادي‌ در اين‌ باره‌ وارد شده‌اند كه‌ حتي‌ لبخند مسلمان‌ به‌ روي‌ برادرش‌ را صدقه‌ دانسته‌اند. كمك‌ به‌ شنوايي‌ ناشنوايان‌، دستگيري‌ و راهنمايي‌ نابينايان‌، ارشاد و راهيابي‌ افراد سرگردان‌ و گمشده‌، شتاب‌ در پاسخ‌ به‌ فرياد غصّه‌داران‌ و افسوس‌خورندگان‌، كمك‌ به‌ ضعيفان‌ و آنچه‌ در اين‌ مدار از اعمال‌ مي‌چرخد، رسول‌ خدا صلي الله عليه و سلم  آن‌ را عبادتي‌ ارزشمند و صدقه‌اي‌ پاك‌ شمرده‌ است‌.
بدين‌ ترتيب‌، شخص‌ مسلمان‌ در اجتماعي‌ زندگي‌ مي‌كند كه‌ چشمه‌اي‌ جوشان‌ از خير و رحمت‌، دائماً در فوران‌ است‌ و نفع‌ و بركت‌ از آن‌ سرازير مي‌شود. كارهاي‌ نيك‌ انجام‌ مي‌دهد و به‌ آن‌ دعوت‌ مي‌كند، تمام‌ توان‌ خود را در انجام‌ آن‌ به‌ كار مي‌برد و به‌ آن‌ راهنمايي‌ مي‌نمايد، و همانگونه‌ كه‌ رسول‌ خدا صلي الله عليه و سلم  او را تشويق‌ مي‌كند، كليدي‌ براي‌ كارهاي‌ نيك‌، و قفلي‌ براي‌ كارهاي‌ زشت‌ و ناپسند مي‌شود؛ چنانچه‌ در حديث‌ إبن‌ماجه‌ آمده‌ است‌:
«خوشا! به‌ حال‌ بنده‌اي‌ كه‌ خداوند او را كليدي‌ براي‌ خير، و قفلي‌ براي‌ شر قرار داده‌ است‌».
بعضي‌ از افراد عجول‌ و حماسه‌جو و هيجاني‌ مي‌گويند:
اين‌ اعمال‌ اجتماعي‌، باعث‌ تعطيل‌ نشر دعوت‌ اسلامي‌ و بيداري‌ و آگاهي‌ مردم‌ به‌ حق و حقيقت‌ مي‌شود، در حالي‌ كه‌ اين‌ هدف‌ از سرگرم‌شدن‌ به‌ اين‌ كارها، بسي‌ واجب‌تر و ضروري‌تر است‌!
من‌ به‌ آنها مي‌گويم‌:
عمل‌ اجتماعي‌، خود نوعي‌ دعوت‌ است‌ و آن‌ در واقع‌ دعوتي‌ است‌ براي‌ مردم‌ در موقعيتهايشان‌، دعوتي‌ كه‌ با عمل‌ همراه‌ است‌.
زيرا دعوت‌، تنها سخن‌ و كلامي‌ نيست‌ كه‌ گفته‌ يا نوشته‌ شود، بلكه‌ تلاش‌ و مجاهده‌ در امور مردم‌ و حلّ مشكلاتشان‌ است‌ كه‌ آنها را به‌ انديشة‌ مطلوب‌ و خواسته‌شان‌ نزديك‌ مي‌سازد.
خداوند، امام‌ حسن‌البنّا را رحمت‌ كند! كه‌ به‌ درستي‌ اين‌ مسئله‌ را درك‌ كرده‌ بود. او انجمنهايي‌ را به‌ وجود آورد كه‌ به‌ كارهاي‌ نيك‌ و خدمات‌ اجتماعي‌ بپردازند.
هر مسلماني‌ همانگونه‌ كه‌ به‌ ركوع‌ و سجود و عبادت‌ خداوند ـ متعال‌ ـ امر شده‌ است‌، به‌ انجام‌ كارهاي‌ شايسته‌ براي‌ مردم‌ نيز امر گرديده‌ است‌. قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد:
( يا أيها الذين‌ آمنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربكم‌		 و افعلوا الخير لعلكم‌ تفلحون‌، و جاهدوا في‌ الله‌ حق‌		 جهاده‌ هو اجتباكم‌... ) . 
[ اي‌ مؤمنان‌! ركوع‌ و سجده‌ كنيد و پروردگار خويش‌ را		 عبادت‌ كنيد و كارهاي‌ نيك‌ انجام‌ دهيد تا رستگار شويد و		 در راه‌ خدا جهاد و تلاش‌ كنيد، آن‌ گونه‌ كه‌ شايستة‌ جهاد و		 تلاش‌ در راه‌ اوست‌. خداوند شما را برگزيده‌ است‌... ] .
طبق‌ اين‌ آيه‌، سه‌ بخش‌، رسالت‌ مسلمانان‌ در زندگي‌شان‌ را تشكيل‌ مي‌دهد:
بخشي‌ كه‌ پيوند و ارتباط‌ آن‌ با خدا را محدود مي‌كند كه‌ در عبادت‌ خداوند تجسم‌ مي‌يابد... بخشي‌ كه‌ علاقه‌ و پيوندش‌ با جامعه‌ را معين‌ مي‌سازد كه‌ در كارهاي‌ نيك‌ شكل‌ مي‌يابد... و بخش‌ آخر كه‌ رابطه‌اش‌ با قدرتهاي‌ شر را مشخّص‌ مي‌كند كه‌ در جهاد در راه‌ خدا صورت‌ مي‌گيرد.
 پس‌ اگر كسي‌ خود را با افعال‌ خير در جامعه‌ مشغول‌ سازد، خود را به‌ چيزي‌ سرگرم‌ ساخته‌ كه‌ خداوند بر او واجب‌ كرده‌ است‌، و هر كس‌ اين‌ گونه‌ عمل‌ كند، نزد خداوند مأجور است‌ و پاداش‌ مي‌گيرد، و نزد مردم‌ هم‌ محمود و ستوده‌ خواهد بود.
همچنين‌ بعضي‌ از آنان‌ مي‌گويند:
تلاش‌ دعوتگران‌ اسلام‌، بايستي‌ در اقامة‌ دولت‌ اسلامي‌ تمركز يابد و بس‌. دولتي‌ كه‌ طبق‌ آنچه‌ خدا نازل‌ فرموه‌ است‌، حكومت‌ كند. تمام‌ شؤون‌ زندگي‌ را بر اساس‌ اسلام‌ استوار سازد و در داخل‌، آن‌ را پياده‌ و اجرا كند و در خارج‌، آن‌ را تبليغ‌ نمايد.
هنگامي‌ كه‌ چنين‌ دولتي‌ اقامه‌ و مستقر شود، در آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ متولي‌ و عهده‌دار تمام‌ احتياجات‌ و خواسته‌هاي‌ جامعه‌ مي‌شود و شروع‌ به‌ تعليم‌ كامل‌ براي‌ جاهلان