د آيد که کشته‌ها وسط راه بمانند و منادي از آسمان ندا کند.

خبر پنجاه و هشتم، باز حضرت باقر گفته: منتظر صوت ناگهاني باشيد از طرف دمشق که در آن فرج بزرگي است. اين خبر برخلاف اخباري است که ندا را از آسمان مژده مي‌داد. اگرچه تمامش رمي بالغيب و منتظر گذاشتن ساده‌دلان است.

خبر پنجاه و نهم و شصتم و شصت و دوم، راويان ساده دل از حضرت صادق روايت کرده‌اند که قائم نوزده سال و چند ماهي رياست مي‌کند اگرچه اخبار ديگر مي‌گويد: پنج و يا هفت سال از قول همان امام.

خبر شصت و يکم، راويان از همان امام روايت کرده‌اند که فرموده: پس از موت قائم، مردي از اهل بيت سيصد و نه سال رياست مي‌کند. حال کسي نبوده بپرسد: شما که فرموديد؟ پس از موت قائم خيري نيست. خواننده، ملاحظه کن تمام اين اخبار ضد و نقيض است.

خبر شصت و سوم، همان خرافتي است که در خبر دوم آمده‌است.

خبر شصت و چهارم، همان مطلبي است که در خبر پنجاه مي‌باشد، مکرر پس از مکرر.

خبر شصت و پنجم، مکرر خبر بيست و پنجم مي‌باشد.

خبر شصت و ششم، حضرت صادق فرموده: هرگاه فرزندان عباس اختلاف کنند و سلطنت ايشان سست گردد و کسي که طمع نمي‌کرد در ايشان طمع کند ووو آن وقت است که صاحب اين امر ظاهر شود. نويسنده گويد: تمام اين اخبار غيبي باطل شده زيرا بني‌عباس ملکشان رفت و کسي ظاهر نشد.

خبر شصت و هفتم، راويان از قول حضرت صادق قدري موعظه نقل کرده، سپس تهمت زده‌اند به زيد بن علي بن الحسين که او قيام کرد، ولي دعوت به خود نکرد بلکه دعوت به سوي رضاي آل محمد نمود، و ما آل محمد راضي نبوديم و او ما را معصيت کرد تا آخر. در حاليکه زيد بن علي از بزرگان آل محمد بود و او قيام کرد و مدعي امامت خود شد و مي‌فرمود: کسيکه در خانه بنشيند و پرده بيندازد و محکوم به حکم ديگران باشد و حوزة اسلامي را سرپرستي نکند امام نيست. ولي اين راويان متملق او را رها کردند و آمده‌اند از قول برادرزادة او را محکوم مي‌کنند.

خبر شصت و هشتم، روايت شده از علي بن الحسين که قبل از قيام قائل هر کس از ما قيام کند، مثل او مثل جوجه‌اي است که از لانة خود قبل از آنکه پرهايش محکم شود پرواز کند پس اطفال او را بگيرند و با او بازي کنند. بنابراين آقايان زمان ما برخلاف فرمايش امام سجاد عمل کرده‌اند!!.

خبر شصت و نهم، امام فرموده: خانه‌نشين باشيد مانند پلاس خانه باشيد تا سفياني خروج کند آن وقت به سوي ما بيائيد، کسي نبوده بپرسد آن وقت شما کجائيد که به سوي شما بيائيم. راويان به اين اخبار سر مردم را گرم کرده‌اند.

خبر هفتادم و هفتاد و يکم، مکررات اخبار قبل مي‌باشد.

خبر هفتاد و دوم، روايتي است مجعول از قول رسول خدا (ص) که فرموده: وقت خروج قائم، شمشير او را ندا کند: «قم يا ولي الله فاقتل أعداء الله، اي ولي خدا بايست و قيام کن و دشمنان خدا را بکش». معلوم مي‌شود شمشير قائم، زودتر از قائم مي‌فهمد که وقت خروج است، و مانند اسب حضرت حسين -عليه السلام- که به قول ايشان وقتي به کربلا رسيد اول او فهميد آنجا کربلا است و حرکت نکرد و بعد حضرت حسين با سؤال از اين و آن، فهميد آنجا کربلا است.

خبر هفتاد و سوم، راويان خرافاتي از قول رسول خدا (ص) جعل کرده‌اند که فرمود: وقت خروج قائم منادي از آسمان ندا کند اي مردم قطع شد مدت ستمگران (چگونه براي بعثت رسول خدا (ص) اين مناديان آسماني ندا نکردند که براي فرزند دوازدهم دختري او اين ندا را مي‌کنند) و ولي امر بهترين امت است، به مکه ملحق شويد پس نجباء مصر از مصر و ابدال از شام و گروه‌هاي عراق که راهبان شب و شيران روزند که دلهاي ايشان مانند پاره‌هاي آهن است با او بين رکن و مقام بيعت کنند. نويسنده گويد: تمام اينها رجما بالغيب و از جعليات است زيرا ابدال و نجباء از خرافات صوفيه‌است و در اسلام نبوده‌است.

خبر هفتاد و چهارم، مانند خبر 12 مي‌باشد مکرر است.

خبر هفتاد و پنجم، مکرر خبر 27 مي‌باشد.

خبر هفتاد و ششم، مانند بعضي اخبار ديگر مرفوعه و بي‌اعتبار است. از امام پرسيده: از کجا بدانيم که قائم خروج کرده؟ امام جواب داده: صبح که مي‌شود زير سر هر يک از شما صحيفه‌اي است که بر آن نوشته شده است: «طاعة معروفة». معلوم مي‌شود زير سر و يا متکاي هر يکي از شيعيان خدا نامه‌اي مي‌فرستد.

خبر هفتاد و هفتم، روايت شده که در پرچم مهدي آمده‌است که: «اسمعوا وأطيعوا» يعني، بشنويد و اطاعت کنيد.

خبر هفتاد و هشتم، حضرت باقر طبق خبر مرفوع و بي‌اعتبار فرموده که چون لشکر سفياني به زمين فرو رود قائم به کعبه پناهنده شده و خود را تعريف مي‌کند بقدر يک صفحه که من چنين و چنانم و قسم مي‌دهد که شاهد به غايب برساند. تا اينکه خدا 313 نفر را بدون وعده‌گاه مانند ابرهاي پائيزي براي او جمع کند. سپس حضرت باقر آية 148 سورة بقره را خوانده که هيچ مناسبتي با قيام قائم ندارد و صريح است در قيامت.

خبر هفتاد و نهم، برخلاف اخباري است که گفتند: بين رکن و مقام قيام مي‌کند، اين خبر مي‌گويد: زير درخت سمره مي‌نشيند و جبرئيل در صورت مردي مي‌آيد و مي‌گويد: اي بنده! چه چيز باعث نشستن تو در اينجا شده است؟ او جواب مي‌دهد: منتظرم عشاء شود و بعد به مکه روم و خوش ندارم در اين گرما خارج شوم. جبرئيل مي‌خندد، پس چون بخندد، قائم او را مي‌شناسد، پس جبرئيل دست او را مي‌گيرد و با او مصافحه مي‌کند و بر او سلام مي‌کند و مي‌گويد: برخيز و اسبي بنام براق براي او مي‌آورد و او سوار مي‌شود و به کوره رضوي مي‌رود، پس محمد و علي مي‌آيند و براي او عهدنامه و منشوري مي‌نويسند که بر مردم قرائن کند تا آخر بافته‌هاي او.

خبر هشتادم و هشتاد و يکم، مرفوعه‌است و باضافه راوي واقفي است. در اين اخبار پس از آنکه گفته 313 نفر در رکاب قائم هستند مي‌گويد: جبرئيل و ميکائيل اول کساني هستند که با او بيعت مي‌کنند و با اين دو، پيغمبر و علي نيز خواهند بود که به او کتاب آمده عمل کن، پس سيصد نفر و قليلي از اهل مکه با او بيعت مي‌کنند تا آخر، (من نمي‌دانم اين راويان چرا از جعليات خود سير نمي‌شوند و مدعيان علم چرا اين چيزها را جمع کرده‌اند).

خبر هشتاد و دوم، مرفوعه و بي‌اعتبار است، ولي در آن خرافاتي است که موجب بدنامي قائم است مي‌گويد: قائم گنجي در طالقان دارد و آن طلا و نقره نيست و پرچمي دارد. که از وقتي پيچيده شده باز نشده‌است و مرداني دارد که دلهاشان مانند آهن است، به هيچ شهري قصد ننمايند مگر آنکه آنرا خراب و ويران کنند بر سر زين‌هايشان مانند عقابند و به زين امام دست مي‌مالند و برکت مي‌طلبند تا اينکه مي‌گويد: شعار ايشان «يا لثارات الحسين»، است. (معلوم مي‌شود تمامشان اهل خرافاتند و خون امام حسين را از مردم آخرالزمان مي‌طلبند).

خبر هشتاد و سوم و هشتاد و چهارم، مکررات اخبار سابقه مي‌باشد، ولي چيزي که در اينجا اضافه آمده آن است که مي‌گويد: حضرت صادق فرموده: روز نوروز روزي است که قائم قيام مي‌کند و بر دجال ظفر پيدا مي‌کند و او را بر کناسة کوفه به دار مي‌زند و ما در ه