ن هم مشمول اند؟! اينها سؤالاتي است كه اين آيات بر مي انگيزد و جواب آنها را بايد مؤمن بدهد نه غالي! نه كسي چون عبد الله حضرمي! جواب اين آيات را بايد مؤمن به قرآن بدهد كه معتقد است قرآن از جانب پروردگار جهان و عالم هر آشكار و نهان است, نه عبد الله بن القاسم الحضرمي كه غالي و كذاب و دشمن خدا و رسول و ائمه است، آنگاه از قول امامي به دروغ روايت مي كند كه (مردم جز سه تن كافر شدند)!!
7ـ آيات ديگري در قرآن كريم در مدح و ستايش اصحاب رسول خدا آمده كه به برخي از آنها اشاره مي شود همچون آية شريفة" آَمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آَمَنَ باللهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ = پيامبر و مؤمنان همگي به خداوند و فرشتگانش و كتابهاي (آسماني اش) و فرستادگانش ايمان آروده اند" (البقره/285) آيا مؤمنان كه همگي به خدا و فرشتگان او وكتابهاي آسماني و پيمبران خدا ايمان آوردند, مرتدند؟! آيا اين آيه در آن روز مصداق داشته يا نه؟ و اگر داشته چه كساني بوده اند؟ يا اين آية شريفه:" لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى المُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آَيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ =خداوند منت نهاد بر مؤمنين آنگاه كه رسولي از جنس خودشان در ميانشان بر انگيخته كه آيات خدا را برايشان تلاوت كرده و آنان را پاك و پاكيزه مي كند و كتاب و حكمت به ايشان مي آموزد كه براستي قبلاً در ضلالت آشكار بوده اند" (آل عمران/164) آيا چنين مؤمنيني وجود داشته اند؟ يا اگر وجود داشته اند همگي قبل از رحلت رسول خدا از دنيا رفته اند؟ آيا مي توان چنين ادعائي كرد؟
8ـ اين آية شريفه كه در بارة مؤمنين و مجاهدين حمراء الأسد آمده است و مي فرمايد: " وَأَنَّ الله لَا يُضِيعُ أَجْرَ المُؤْمِنِينَ, الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِـلَّه وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ, الَّذِينَ قَالَ لَـهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ, فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ الله وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ الله وَاللهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ= مؤمنان نيكوكار و با تقوايي كه خداوند و رسولش را حتي پس از اينكه زخم برداشتند, اجابت كردند, پاداشي بزرگ دارند و خداوند پاداش آنان را تباه نمي سازد، همآنان كه چون به ايشان گفته شد بترسيد از مردمي كه براي جنگ با شما گرد آمده اند, ايمانشان افزون گشت و به نعمت و فضل إلهي بازگشتند و بدي ايشان را نرسيد و خشنودي خدا را پيروي كردند و خداوند داراي فضل عظيم است" (آل عمران/171 تا 174) آيا چنين مؤمنيني وجود داشته اند يا نه؟ و اگر وجود داشتند چه كساني بودند؟ آيا فقط همان سه نفرند كه بعد از رسول خدا مرتد نشدند؟ يعني سلمان و ابو ذر و مقداد؟ كه البته بودن ابو ذر نيز در ميان مجاهدين مذكور مسلم نيست, پس خدا از چه كساني اينقدر مدح و ستايش مي كند, آيا اينان همه قبل از مرگ رسول خدا از دنيا رفته بودند؟! در حالي كه نام مجاهدين جنگ ثبت است و اكثر آنان در آن زمان حيات داشتند و تاريخ سراسر افتخارشان روشن است. 
9ـ " إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآَيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ, الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ... فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ الله وَاللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ= به راستي كه در آفرينش آسمانها و زمين و آمدوشد شب و روز هر آينه براي خردمندان نشانه هاست, آنان كه ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده, خدا را ياد مي كنند و در آفرينش آسمانها و زمين انديشه مي كنند... پس آنان كه هجرت كرده و يا از ديارشان رانده شده و در راه من آزار شدند و جنگيدند و كشته شدند هر آينه بديهايشان را بپوشانم و آنان را به بوستانهايي در آورم كه از زيرشان رودها روان است كه اين پاداشي از خداست و در نزد خدا ثوابهاي نيكوست" (آل عمران/190-191-195)  شيخ طوسي در تفسير اين آيات در كتاب "التبيان" مي فرمايد: "طبري گفته است اين آيه مختص به كساني از اصحاب پيغمبر است كه از وطن و خانوادة خود مهاجرت كرده و از اهل شرك مفارقت كردند و ساير پيروان رسول خدا كه در ياري مؤمنان بر دشمنانشان تعجيل كرده و به خداوند راغب بودند. آنگاه شيخ مي فرمايد: به نظر طبري اين قول را آيات بعدي نيز تقويت مي كند كه مي فرمايد: "فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى ..." تا اينكه مي فرمايد آن كساني كه هجرت كردند و از خانه و ديار خود خارج شدند و در راه من آزار ديدند و مقاتله كردند و كشته شدند هر آينه گناهان ايشان را مي پوشانيم و آنان را در بهشت هايي داخل مي كنيم كه از زير قصرهاي آن نهرهائي جاري است, اينها ثوابي است از جانب خدا و در نزد او ثوابهايي نيكوست, آنگاه مرحوم شيخ مي فرمايد: "اين چنين وعده ها لايق و سزاوار نيست مگر به همان كساني كه طبري يادآور شده است و لايق ساير أقوال نيست" سپس مرحوم شيخ, قول بلخي را نيز آورده كه گفته است: "اين آيه و ما قبل آن در بارة پيروان رسول خدا و مهاجران با او نازل شده است و نيز هر كس از مسلمين كه جزء كساني باشد كه سالك به سبيل ايشان بوده و متابعت آثار ايشان نمايد, مشمول اين آيه مي شود"(34) . آيا كساني كه خدا فرموده اينان كه مهاجرت كرده و از ديار خود خارج شدند و در راه من آزار كشيدند و مقاتله كرده و كشته شدند آنان را وارد بهشت مي كنم چه كسانند؟! هم اينانند كه اين حديث كفر آميز مي گويد (جز سه نفر همه كافر شدند), كدام دلي كه به خدا و رسول و روز قيامت ايمان دارد, مي تواند اين مخالفت صريح با آيات قرآن را بپذيرد؟ 
10ـ "لِلْفُقَرَاءِ المُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ الله وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ, وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُو