ت حضرت عثمان -رضي الله عنه- آنجا مدفون گرديد[5] والله اعلم. واما اينكه تيجاني مي گويد: صحابه از دفن جسدش جلوگيري كردند، اين داستان را طبري در تاريخش از طريق واقداي به روايت از عبدالله بن يزيد هذلي و او، از عبدالله بن ساعده روايت كرده است[6]. 

و واقدي، همان محمد بن عمر واقدي است امام احمد در مورد او ميگويد: كذاب است وابو حاتم ونسائي ميگويد: احاديث ساختگي از طرف خود وضع ميكرد.

امام بخاري رحمه الله ميگويد: عبدالله بن زيد هذلي، گفته شده متهم به زنديق بودن است وامام نسائي مي گويد: هذلي، فردي مورد اعتماد نيست.
----------------------------------
[1] تاريخ الطبري (3/473).
[2] بيو گرافي سيف بن عمر را در كتابهاي رجال امثال تهذيب التهذيب وميزان الاعتدال نگاه كنيد.
[3] البداية والنهاية 7/342 ـ 343.               
[4] تاريخ الطبري 3/438.
[5] البدايه والنهايه 7/ 199.
[6] تاريخ الطبري 3/439.(42) ودر صفحه 193 مي گويد: مثلاً نوشته اند كه از مكه باز گشته بود. (عايشه) كه در راه به او خبر دادند كه عثمان كشته شد، از اين خبر خيلي خوشحال و خرسند گشت ولي هنگامي كه فهميد مردم با علي بيعت كرده اند، خشمگين شده گفت: (آرزو داشتم كه آسمان بر زمين فرود آيد وآن را بپوشاند پيش از آنكه علي بن ابي طالب به خلافت برسد).

اين دروغ وادعايي باطل است. كجاست ادعاي تيجاني كه ميگفت فقط امور ثابت نزد اهل سنت را ذكر مي كند.

واين روايت را طبري در تاريخش از طريق سيف بن عمر تيمي آورده است وسيف فرد كذابي است ودر مورد او در پاسخ شماره 39 صحبت كرديم.

(43) ودر صفحه 194 مي گويد:

بلكه آن هنگامي كه خبر وفات علي را به او دادند سجده شكر بجاي آورد.

هدف تيجاني اينست كه حضرت عايشه (رضي الله عنها) هنگامي كه خبر وفات حضرت علي -رضي الله عنه- را شنيد، سجده شكر بجاي آورد. 

تيجاني اين دروغ را به همه تاريخ نويساني كه حوادث سال چهلم هجري را نگاشته اند، نسبت داده است. و اين جريان ازدو جهت دروغ است:

(1) داستان، از اصل واساساش دروغ وساختگي است.

(2) نسبت دادن اين سخن به تاريخ نگاراني كه حوادث سال چهلم هجري را نگاشته اند هم دروغ است. خليفه بن خياط، طبري، ابن كثير، ذهبي، مسعودي وابن اثير، هيچكدام از اين تاريخ نگاران اين سخن را در تاريخ هايشان نياورده اند.

نمي دانم اين تاريخ نگاران چه كساني هستند كه حوادث سال چهلم هجري را نگاشته اند واين دروغ را ذكر كرده اند؟

بلكه من، اين صحبت دروغ را در هيچ كتابي نيافتم وآيا كسي كه براي خوانندگانش، اندك احترامي قائل باشد، چنين دروغ هاي مي نويسد؟ لعنة الله علي الكاذبين (لعنت خدا بردورغگويان باد).

(44) ودر همين صفحه 194 مي گويد:

ولي طلحه وزبير پنجاه نفر را آوردند وپس از آنكه به آنها چيزي دادند، آنان هم براي عايشه قسم خوردند كه اينجا (آب حوأب) نيست وبدينسان او مسير خود را تا بصره ادامه داد، وموَرخان نوشته اند: (اين اولين شهادت زوري بود در اسلام).

كجاست اين ادعايت كه در كتابت فقط امور ثابت ومورد اتفاق شيعه و سني را مي آوري؟ وكجا اين ياوه ات به ثبوت رسيده است؟ وتاريخ نويساني كه به آنها افتخار ميكني، چه كساني هستند؟ قاتلك الله آيا دروغ كوچكتر از اين پيدا نكردي؟!

وجاي شگفتي است كه اين تيجاني، در دروغ ها واباطيلش بسيار بي باك است، اين روايت را به طبري نسبت داده است ومن آنرا در طبري نيافتم وبه فرض وجود اين روايت در طبري، سندش كجاست؟ وآيا نزد اهل سنت صحيح وثابت است؟

(45) ودر صفحه 196 مي گويد:

و حتي نگذاشت كه جنازه حسن (سرور جوانان بهشت) كنار جدش رسول خدا دفن شود و گفت: (وارد خانه ام نكنيد كسي را كه دوستش ندارم).

بزرگان شيعه براي بدجلوه دادن چهره اصحاب رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- از وسائل مختلف و شيوه هاي معقول و غير معقول استفاده ميكنند.

بايد به آنها گفت: اگرشما در تهمت هايتان به ياران رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- را ستگو هستيد، به آنچه ثابت وصحيح است اكتفا كنيد و به دروغ، خدعه و فريب و دغلكاري پناه نبريد.

و اين حكايتى كه اينجا ذكر كرده، دروغي از درياي دروغهاي تمام نشدني اش است، آيا اين حكايت به ثبوت رسيده است؟ وكجا؟

(46) ودر صفحه 199 مي گويد:

((چگونه او (معاويه) را يكي از اصحاب عدول و مورد اطمينان ميشمارند در حالي كه به حسن بن علي سيد جوانان اهل، بهشت، زهر داد و او را كشت؟))

اين هم ثابت نيست واين مثل عادت تيجاني، دروغ است.

كجاست التزام تيجاني به گفته اش: فقط احاديث وداستانهاي ثابت نزد اهل سنت را ذكر ميكنم؟(47) ودر صفحه 217 ـ218 مي گويد:

زيرا علي (ع) داناتر و شجاع تر از همه اصحاب ـ به اجماع امت ـ بود.

اگر هدف او، اجماع امت شيعه است سخنش درست است. واگر هدف او ما اهل سنت هستيم، اين دروغي است كه بر ما بسته شده است و دروغ گفتن عادت تيجاني است و هيچ جاي تعجب و شگفتي ندارد.

اين اجماع كجاست و چه كسي آنرا نقل كرده است؟ اين تنها يك ادعا است و هر كسي ميتواند در هر موردي كه بخواهد چنين ادعايي بكند. به اعتقاد ما اهل سنت، حضرت علي -رضي الله عنه- از شجاع ترين صحابه واز دانشمند ترين آنهاست. اما اينكه از همه شجاعتر وداناتراست اين دروغ براهل سنت است. وبراي پاسخ سخن تيجاني (دانا ترين مردم بود) به پاسخ شماره (54) نگاه كنيد.

اما اينكه (علي شجاع ترين مردم بود) براي پاسخ آن به مطلب زير بنگريد:

شجاعت دو تفسير دارد، يكي، بمعني قوت قلب و پايداري در جاهاي هراسناك. دوم: جنگ سخت بابدن بطوريكه افراد زيادي را بكشد. اولي در واقع شجاعت است ودومي برقدرت بدني و كاري فرد دلالت دارد و چنين نيست كه هر كس بدني قوي داشته باشد؛ قلبش هم قوي است واگر كسي قلب قوي داشته لازم نيست بدنش قوي باشد. به همين خاطر فردي را مي بيني كه اگر افرادي با او باشند كه امنيتش را حفظ نمايند، ميجنگد و افراد زيادي را به قتل مي رساند در غير اين صورت دچار ترس و بزدلي شده و دلش از جا مي رود. و فردي ديگر را مشاهده ميكني كه داراي قلبي ثابت و استوار است و افراد زيادي بدست وي كشته نشده اند، در مواقع ترس و و حشت ثابت و استوار بوده و بي باكانه به هر خطري اقدام ميكند و اميران و فرماندهان و پيشكسوتان جنگي به اين صفت، بيشتر از صفت اولي نياز دارند زيرا فرمانده اگرداراي قلبي شجاع و استوار باشد، پيشاپيش حركت كرده، مقاومت ميكند و شكست نميخورد در نتيجه سربازان كنار او مي جنگند اما اگر فرمانده فردي بزدل و ضعيف القلب باشد، ناتواني او آشكار شده و اقدام نميكند و ثابت قدم نمي ماند اگر چه قدرت بدني زيادي داشته باشد.

پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- در اين شجاعتي كه براي فرماندهان جنگي مطلوب است، كامل ترين مردم بود ولي بادست خودش فقط، ابي بن خلف را به قتل رساند وهيچكس را بدست خودش، قبل از جنگ احد و بعد از آن نكشت و او شجاع تر از همه صحابه بود بطوريكه حضرت علي وديگران به رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- پناه مي بردند [1] اگر چه تعدادي از آنها با دست خودشان افراد بيشتري از رسول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم-، به قتل رساندند.

و اگر شجاعت مطلوب از 