ديگر كه يكي از ديگري زماناً و يا مكاناً و يا وجوداً جدا باشد، و مراد به دو چيز غير هم، آنكه يكي از آن دو ديگري نباشد، و يا آنچه كه به يكي علم و در عين حال به ديگري جهل روا باشد، اصطلاحات اكثر معتزله و غير ايشان است.مقدمه ي ناشر

الحمد لله الذي أكمل دينه واتم نعمته، و رضى لنا الإِسلام دينًا، و أشهد أن لا إِله إِلا الله وحده لا شريك له، و أشهد أنّ محمدًا عبده ورسوله. أما بعد:
بزرگترين نعمتي كه خداوند بر اين امت محمدي افزون داشته آن است كه بهترين پيامبران و رسولان را براي آنان فرستاده و آن هم محمد صلى الله عليه و سلم  مي باشد، و براي آنان بهترين مردم را بعد از انبياء عليهم السلام اختيار فرموده تا ياران رسول او باشند.
و همچنان بهترين مبلغين و صادقترين گواهان بر حق بودند، چنانكه باريتعالي ميفرمايد:
(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْأِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً)
((محمد فرستاده بر حق خدا است و مردمي كه با او همراهند ياران پاكباز او رضى الله عنه  و آل بيت نبوت هستند با كافران سختگيرند و با مومنان مهربانند و هيئت شان در وقت عبادت در ركوع و سجود مي بيني ايشان را، در دلهايشان توحيد و اخلاص پروردگار است، آنچه را كه ميخواهند از فضل او ميخواهند، و در راه خوشنودي او مي جويند، اثر عبادت در رو آوردنشان به درگاه خدا در صورتشان نمايان است، آن است صفتشان در تورات و صفتشان در انجيل، همانند زرع و كشت هستند كه بيرون داده نهالهاي خود را، آنگاه آنرا تقويت نموده تا اينكه كلفت و قوي گشته تا آنكه راست ايستاده بر ساقه هاي خود بطوري نيرومند و سر سبز و خرّم و پر ثمر گشته كه پسند بزرگ ران و زراعت كاران مي آيد از خوبي و زيبايي و خرّمي آن، تا بخشم آورد به وسيله ي اصحاب  پيغمبر صلى الله عليه و سلم كافران را.
اصحاب، پيغمبر را از اندكي و ناتواني آنچنان به بسياري و نيرومندي رسانيد، براي بخشم آوردن كافران دشمنان خدا و براي خشنود كردن و مددكاري دوستان خدا.
خدا به مردمي كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و از ايشان يعني از اصحاب پيامبر بودند و عده ي مغفرت و ثواب عظيم داده كه نه حدي دارد و نه اندازه اي.)) 
و همچنين رسول الله صلى الله عليه و سلم   براي  آنان شهادت حق داده چنانكه ميفرمايد: 
((خير الناس قرني ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم))
بهترين مردم كساني هستند كه در عصر و زمان من بودند، سپس كساني كه بعد از من مي آيند، سپس كساني كه بعد از قرني كه بعد از فرن من بوده مي آيند.
و دور و نزديك بر اين حقايق شهادت داده اند چنانكه بشريت از قديم الزمان خوبي و شهامت و كردار نيك و صفات پاك آن صحابه و ياران رسول الله صلى الله عليه و سلم  را ياد آوري مي كنند.
و اين مردان پاك و با شهامت از هيچ نوع خدمتي براي اين دين مبين دريغ نداشتند و در جهت نشر و تكامل اسلام گامهاي محكمي نهادند و به مردانگي در مقابل دشمن ايستادند و از حريم پاك اين دين دفاع كردند.
خداوند زندگي روشن آنان را براي ما حفظ فرموده، كه بشريت مانند آنرا به ياد ندارد، تا كه آنان الگو و راهنما و قدوه باشند براي كساني كه بعد از آنان خواهند آمد تا از راه حق دور و گمراه نشوند، كساني كه بخواهد پيرو طريق و راه آنان باشند، و با اينكه بخواهند از آنان دفاع كنند اگر زبان بر آنان دراز شد و قلمهاي زور و بدي بر ضد آنان به نوشتن درآمد.
در طول تاريخ اسلام بعضي از فرقه هاي جديد و نو ظاهر شده كه متاثر و مقلد فرقهاي گمراه ديگر شده اند، و آنان نيز در پي آنان گمراه گشته اند، يا اينكه نصوص قرآن و سنت صحيح رسول الله صلى الله عليه و سلم  را تاويل و تبديل كرده راه خطا و نادرستي را در پيش گرفته اند.
و صفاتي را از باريتعالي نفي كرده اند كه خود او يا رسول او صلى الله عليه و سلم  او را به آن وصف فرموده، يا اينكه منزلت و مكانت صحابه و ياران پيامبر صلى الله عليه و سلم  را ندانسته و حق آنها را ضايع و پايمال كرده اند، و يا هم به آنان كردار هاي بد و ناپسندي را نسبت داده اند كه آنان آنرا انجام نداده اند.
و از حكمت باريتعالي اين است كه براي دفاع از حريم خود مرداني را گماشته است تا از اين دين مبين دروغ دروغگويان و باطل باطلگويان را دور كنند و يكي از اين مردان شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله در كتاب خود (منهاج الاعتدال) است، كه در آن صفات خداوند تعالي را كه آن فرقه ها و گروه هاي گمراه از او تعالي نفي كرده اند ثابت كرده است، و نيز تهمتهاي باطل آن فرقه ها را درباره ي صحابه و ياران پيامبر صلى الله عليه و سلم  كه به آن طايفه ي مبارك نسبت داده اند، محو و نابود كرده است. و باريتعالي نيز مسير و آسان فرموده خدمت مرد ديگري را بنام الحافظ ابوعبدالله محمد بن عثمان الذهبى تا كتاب شيخ الاسلام ابن تيمه را در يك جلد بنام (المنتقى من منهاج الاعتدال ) به اختصار درآورد تا براي خوانندگان آسان گردد.
و براي عاقل و خردمند حقايق نزديك شود. ما اين كتاب را به خوانندگان محترم تقديم ميداريم و از خداوند خواستار هستيم كه همه مسلمانان از آن نفع و استفاده ي كامل ببرند، خداوند قادر بر همه چيز است.

و صلي الله على نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.لفظ غير كه صفات غير ذات است از سلف امت نقل شده: 

و اما سلف و پيشوايان گذشته مانند امام احمد و امثال او، لفظ غيري كه اين غير از آن باشد بر خدا و صفات او اطلاق نكرده اند. پس نمي گويند علم خدا غير اوست، و نمي گويند غير او نيست، نمي گويند هو هو ولا هو غيره، زيرا جهميه مي گويند غير خدا مخلوق است و كلام خدا غير از خدا و مخلوق است، ولي در سنت ثابت است كه جايز است قسم خوردن به صفات الهي مانند قسم به عزت و عظمت او با اينكه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرموده: ((كسي كه به غير خدا قسم بخورد مشرك است)) پس معلوم مي شود كه صفات او غير او نيست و داخل در معني غير نمي شود. و هرگاه ديگري مراد باشد پس خدا مقصود نيست؛ و مسلم است كه علم غير عالم است و كلام غير از متكلم است. و اما لفظ محتاج و افتقار چند معني دارد، و مي تواند به اين معني باشد كه يكي از متلازمين موجود نمي شود مگر با ديگري، اگر چه مؤثر در يكديگر نباشند مانند ابوت و بنوت.رد بر كساني كه صفات خداوند را جدا از ذات پاكش مي دانند: 

و معني مركب و آنچه در آن از اشتراك آمده معلوم شد؛ پس اگر گفته شود، كه اگر خدا عالم باشد، مركب از ذات و علم است، پس مقصود اين نيست كه ذات و علم دو چيز جدا بوده و جم