را به جمادات و معدومات تشبيه كرده ايد؛ و اينكه شما مي گوييد: به خداوند تعالي، حيات، علم، قدرت، كلام، مشيئت، حب، بغض، رضا و سخط قائم نيست، و مي گوييد خداوند نه مي بيند، و نه خودكاري انجام ميدهد، و نه مي تواند كه خودش تصرفي كند، در حقيقت آن ذات متعال را به جمادات و منقوصات تشبيه كرده ايد، كه اين تعطيل و تنقيص است؛ و تنزيه اين است كه او از نقايص منافي با كمال تنزيه شود، و از مرگ، خواب، چرت عجز و ناتواني، جهل و ناداني، و حاجت و نيازمندي تنزيه شود، چنانچه خود خداوند تعالي در كتاب خود، از اينكه در آن صفات مانندي داشته باشد خود را تنزيه كرده است. همچنان در مورد تنزيه پيامبران، شما از آنان صفات كمال و بلندي درجاتي كه به سبب توبه و استغفار و انتقال از حالت كمال به حالت كاملتر براي آنان حاصل مي شود، را سلب نموده ايد، و آنچه را كه خداوند در اين مورد خبر داده است تكذيب و تحريف كرده ايد، و گمان كرده ايد كه انتقال انسان از جهل به علم و دانايي، از گمراهي به هدايت، ازغي و به رشد، نقص است،. و ندانسته ايد كه كسي كه خير و شر را مي چشد و هر دو را مي شناسد، دوستي او به خير و كراهت او از شر بزرگتر مي باشد نسبت به كسي كه تنها خير را مي شناسد( زيرا آن كسي كه صفات خدا را كه انبياء و ائمه ي خود نسبت مي دهد در حقيقت به شرك روآورده و خدا را مانند مخلوق فرض كرده است، خدايي كه در افعال و صفات خود شريك ندارد فقط او مستحق خواندن و شفا دادن خلق و مؤثر در امور و فقط او جواب دهنده و شفا دهنده است نه غير او بلكه شيعيان براي خداي تعالي شركايي در تكوين و تشريع قائل شده اند و براي جهان يك خدا را كافي نمي دانند بلكه امراي هستي نوشته اند كتاب امراي هستي از آيت الله العظمي سيد ابوالفضل نبوي قمي است كه به نظر وي جهان پانزده امير دارد و هم چنين براي ائمه خود صفاتي غلو آميز قائل شده اند كه ائمه آنها را كفر ميدانند از قبيل آنكه امام معدن وحي است و علم او مانند خدا محيط به ما كان و ما يكون است و از ملائكه و انبياء بالاتر است. .... و... و...) چنانچه عمر رضى الله عنه  گفته است آن كس كه جاهليت را نديده قدر قوانين اسلام را نمي داند، اما منزه دانستن ائمه از عيب و نقص و آنان را به صفات الهي متصف كردن از فصيحت و رسوايي هايي است كه انسان شرم دارد آنرا ذكر كند. اما تنزيه شرع گذشت و بيان كه اهل سنت مسائل پستي را مورد اتفاق خود قرار ندارند( شيعيان دين واحد را رها كرده و به مذاهب مجعوله خود چسبيده اند و يك دين را صد مذهب كرده اند و مسائلي مانند عزاداريها و جشن ها براي اموات و همچنين نذر و نياز و وقف براي قبرها و صاحبان قبرها و ريختن پول و طلا در ضريحها را جزء امر ديني قرار داده اند. صاحبان قبرها كه مانند ديگران بشر بوده و از دنيا بكلي بي خبرند بنص صريح قرآن. و علم كتل و حجله و گنبد و ضريح و احكام و آداب زيارت آنقدر تراشيده اند كه تا كسي ميان شيعه نباشد نمي داند چه مسائل پستي آورده اند با آنكه خداي تعالي در بيش از صد آيه قرآن از چنين امري و از خواندن غير خدا و پناه و تضرع و زاري براي غير خدا نهي نموده است). و اما قول او كه: ((نماز را بدون صلوات بر ائمه باطل ميداند)). در جواب گفته مي شود كه از بديهيات و ضروريات است كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  امر به صلوات بر علي و بر ائمه انثي عشر نكرد نه در نماز و نه درخطبه ي نماز جمعه.صحابه و تابعين اين كار را هرگز در نماز نكردند. پس كسي كه صلوات بر اثني عشر را در نماز واجب كرد و يا نماز را بدون آن باطل ميداند دين را تغيير داده است. اگر گفته شود مقصود اين است كه بر آل محمد صلوات بفرستيد. گوييم در اين صورت بني هاشم و امهات المؤمنين داخل در آن هستند ولي منحصر به ايشان نيست ( خدا درباره همه مؤمنين در قرآن سوره ي بقره آيه ي 157 فرموده: (أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ) و در سوره ي احزاب آيه ي 43 فرموده: (هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ) و در سوره ي توبه آيه ي 103 به رسول خود فرموده: (وَصَلِّ عَلَيْهِمْ) بنابراين هرگاه ما بر آل محمد صلوات بفرستيم بر همه ي مؤمنين و پاكان امت از جمله علي و حسنين و ساير ائمه نيز صلوات فرستاده ايم.).. ولي اماميه بني عباس و ساير سادات اهل سنت را بجاي صلوات مذمت مي كنند، و بسيار تعجب است از اين شيعه كه مدعي تعظيم آل محمد مي باشند در حالي كه درآوردن لشكر مغول به بغداد سعي و كوشش نمودند تا آنكه هزارها نفر از علويين و اولاد علي و عباسيين را كشتند و يك ميليون و هشتصد هزار نفر از مسلمين را به قتل رسانيدند و زنان و اولاد ايشان را اسير نمودند( و وزير مغول خواجه نصير الدين طوسي رييس شيعه بود و همچنين در هرات افغانستان هزاران نفر از علويين بدست لشكر شاه عباس شيعي به قتل رسيدند و همچنين در جاهاي ديگر كه در تواريخ ذكر شده است.). در حديث صحيح آمده كه گفتند يا رسول الله چگونه بر تو صلوات بفرستيم؟ فرمود: بگوييد: ((اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد وأزواجه وذريته)) الخ. و به اتفاق مسلمين اولاد عباس از ذوى القربي مي باشند و همچنين اولاد حارث بن عبدالمطلب. ايشان از آل محمدند كه صدقه را بر ايشان حرام دانسته اند. و نزد مالكي و حنبلي آل محمد امت و پيروان اويند( و بنظر صحيح اين قول بهتر است يعني منظور از آل محمد صلى الله عليه و سلم  پاكان امت و پيروان اويند زيرا خداي تعالي در قرآن در سوره ي بقره آيه ي 50 فرموده (وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ) يعني: ما آل فرعون را غرق نموديم، و معلوم است كه مقصود از آل فرعون اهل بيت او نيست بلكه لشكريان و پيروان اويند پس آل محمد صلى الله عليه و سلم  نيز بايد پيروان حقيقي پيامبر و پاكان امت باشند و حضرت علي بن الحسين زين العابدين رضى الله عنه  بر اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و سلم  و تابعين ايشان صلوات فرستاده و از آن جمله ميفرمايد. اللهم صل علي التابعين من يومنا هذا إلى يوم الدين. و در دعاي بيست و يكم فرموده: اللهم صل على محمد وآله واجعلنى لهم قرينا واجعلنى لهم نصيرا، و در دعاي بيست و چهارم صحيفه فرموده: اللهم صل علي محمد وآله وذريته. و همچنين چنانكه در كتاب مستدرك الوسائل جلد اول صفحه ي آمده، حضرت باقر رحمه الله در دعاي خود ميفرمود: اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد من اتبعه منهم باحسان. و نيز در وسائل الشيعه در ابواب ذكر باب 42، حديث يازدهم از حضرت صادق روايت نموده كه شيعيان تمامشان آل محمد مي باشند: ((نحن وشيعتنا قد دخلنا فيه (اي في آل). و نزد طايفه اي از صوفيه اتقياي از امت مي باشند، به اضافه بسياري از فقهاء درود بر محمد صلى الله عليه و سلم  و آل او را در نماز واجب نميدانند، و آن كس كه واجب ميداند آنرا منحصر به بعضي از آل ننموده است. و نيز اينكه در نماز صلوات بر خليفه اي از خلفاء مبطل نماز باشد، قول باطلي است. پس اگر براي كسي و يا عليه شخص معيني در نماز دعا شود نماز در نزد اكثر علماء باطل نيست، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و سلم  در قنوت نماز براي قومي دع