ت من علي را در منزلش جويا شدم فاطمه گفت او خدمت رسول خدا صلى الله عليه و سلم  رفت، گويد پس هر دو آمدند خدمت رسول خدا، و من نيز با ايشان وارد شدم، پس رسول خدا صلى الله عليه و سلم  علي را طرف چپ خود و فاطمه را طرف راست خود نشانيد و حسنين را جلو خود و جامه ي خود را برايشان بينداخت و گفت: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) خدايا اينان اهل من مي باشند. و از ام سلمه روايت شد كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  در خانه ي او بود كه اين قضيه واقع شد. و ام سلمه پرسيد كه آيا من از اهل تو نيستم؟ رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرمود: إنك إلى خير، يعني تو به سوي خير، پس در اين آيه دلالت بر عصمت است با تأكيد به لفظ ((إنما)) و آوردن ((لام)) در خبر. و غير ايشان معصوم نبودند، پس امامت در علي مي باشد و براي اينكه امامت را او ادعا كرده در چندين گفتار خود مانند قول او: والله لقد تقمصها ابن ابي قحافة و هو يعلم أن محلي منها محل القطب من الرحي. و به تحقيق نفي رجس از او ثابت است، پس راست ميگويد)). گوييم: حديث احمد صحيح است كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  ايشان را از اهل خود خوانده. و مسلم در صحيح خود آنرا از عايشه روايت نموده و در كتاب سنن از ام سلمه روايت شده، ولي در اين حديث و آيه( پيرامون آيه ي تطهير قبلا نيز به اندازه ي كافي توضيح داده شد. ) دلالتي بر عصمت نيست و دليلي بر امامت نيز نمي باشد زيرا:اول: جمله ي (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) كه در سوره ي احزاب آيه ي 33 ميباشد مانند آيه ي 6 سوره ي مائده است كه خدا به تمام مؤمنين خطاب كرده و فرموده: (مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُم) كه ميگويد اي مؤمنين خدا از وضع قوانين و احكام خود بر شما اراده ي سختي بر شما ندارد بلكه ميخواهد شما را پاك ساخته و نعمتش را بر شما تمام كند( توضيح اينكه اراده ي طهارت در هر دو آيه اراده ي تشريعي است نه تكويني چنانكه در خود آيات و آيات قبل از آن آيات صحبت از تكاليفي رفته است. يعني شرعاً و قانوناً خدا از شما پاكي را ميخواهد و ميخواهد شما پاكيزه باشيد و خود را از حدث و خبث و نجاسات ظاهري و باطني حفظ كنيد و رجس و پليدي را از خود به اختيار خودتان بر طرف گردانيد كه اگر خلق به دستورات و تكاليف خدا عمل كنند به آن پاكي لازم طبق اراده ي قانوني خدا خواهند رسيد. البته اين خواسته ي خدا (طهارت را) از تمام مردم عموما و از اهل بيت خصوصا محبوب الهي است. زيرا اهل بيت رسول صلى الله عليه و سلم  طهارتشان موجب آبروي رسول و آبروي خانواده ي اوست. مختصر آنكه اگر بگوييم اراده ي طهارت الهي موجب عصمت است بايد تمام مؤمنين كه در آيه ي 6 سوره ي مائده مخاطب شده اند همه معصوم باشند، و حال آنكه نيستند چرا؟ براي آنكه اراده ي الهي در اين آيات تكويني نيست كه جبر آور و به صرف اراده الهي موجود شود. زيرا در اراده ي تكويني الهي مراد از اراده تخلف ندارد. ولي اراده ي تشريعي و قانوني چنين نيست. و مراد الهي تحقق پذير است در صورتي كه مكلفين، اراده و عمل كنند و قانوني كه مراد خداست به اختيار خودشان انحام دهند نه به اراده ي جبري الهي. يعني خانواده ي رسول خدا و خصوصا زوجات و داماد و دختر او همه موظفند كه تحصيل طهارت كنند و از پليدي هاي ظاهري و باطني اجتناب نمايند يعني همان طوري كه علي و فاطمه مكلفند كه خواست خدا را انجام دهند عايشه و حفصه نيز مكلفند. و بلكه طبق آيه ي 6 سوره ي مائده تمام مردم مكلف به تحصيل طهارت و ازاله ي رجس مي باشند.).و اين جمله ي يريد الله در آيات فوق مانند (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْر) در سوره ي بقره آيه ي 185 و جمله ي مانند (يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُم. . .) در سوره ي نساء آيه ي 26 و جمله ي (وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُم) در سوره ي نساء آيه ي 27 ميباشد، كه اراده در تمام اين آيات تشريعي است، يعني خدا آنرا دوست دارد و رضاي او به آن و قانون اوست و اينكه خدا آنها را تشريع نموده است، و مقصود خلق مراد ايجاد و تقدير آن نيست. و لذا بر طبق حديث، رسول خدا صلى الله عليه و سلم  پس از نزول آيه دعا كرد كه خدايا اينان اهل بيت منند و رجس را از ايشان بر طرف كن و از خدا طلب كرد كه وسائل طهارت ايشان را فراهم سازد و اگر اراده ي تكويني بود واقع شده بود و محتاج دعا نبود. و اما اراده ي تكويني خدا مانند آيه ي آخر سوره ي يس ميباشد كه فرموده: (أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) و مانند آيه ي 126 سوره ي انعام كه فرموده: (فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ) يعني: ((پس آن كس كه خدا هدايت او را اراده كند (يعني كسي كه اهل انصاف و طالب حق و لايق باشد) سينه او را براي اسلام بگشايد و كسي را كه گمراهي او را اراده كند (دنيا پرست و معاند با حق را) سينه اش را بي نهايت تنگ كند (نسبت به حق بي حوصله شود) چنانكه گويا (ميخواهد) از آسمان بالا رود، اين چنين، خدا بر كساني كه ايمان نمي آورند پليدي قرار ميدهد)).دوم: بر علاوه ازواج پيامبر صلى الله عليه و سلم  در آيت مذكور ذكر شده است، آيت شريف با ذكر آنان آغاز و با ذكر آنان اختتام يافته است و نيز ساير خطاب متوجه آنان است، و اراده ي دور كردن رجس و پليدي و تطهير اهل بيت مختص به ازواج پيامبر صلى الله عليه و سلم  نيست بلكه همه ي اهل بيت را در بر مي گيرد، و علي، فاطمه، حسن و حسين نسبت به ديگران خصوصيت بيشتر دارند، و از اينرو آنان را بطور خاص در دعاي ذكر كرده است، و در حديث صحيح ديگر ثابت شده است كه درود بر خود را به آنان تعليم داده است كه گفته ((اللهم صلي علي محمد وازواجه وذريته)).اگر گفته شود قبول داريم كه قرآن دلالت بر طهارت ذاتي داماد و دختر و نواده هاي رسول ندارد و ليكن دعاي رسول صلى الله عليه و سلم  دليل است بر وقوع طهارت براي ايشان؟.در جواب گوييم: مقصود اين است كه قرآن دلالتي بر طهارت مورد ادعاي ايشان ندارد چه برسد به عصمت و امامت، به اضافه اگر قرآن دلالت بر طهارت تحصيلي ايشان هم كند لزوم عصمت و عدم خطا و نسيان بر ايشان از آيه استفاده نمي شود. و دليل بر اين مطلب اين است كه خدا در اوامري كه در اين آيات كه زوجات رسول صلى الله عليه و سلم  نموده، نخواسته كه از يكي از ايشان خطا صادر نشود، و سياق آيه دلالت دارد كه خدا خواسته خبائث و ف