، و با اينكار خود همان كاري را انجام ميدهند كه اهل بهتان و دروغ آنرا انجام ميدهند، مانند اينكه درباره ي آيه ي اول سوره ي فتح گفته اند: (لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ) يعني: ((براي تو فتح و پيروزي عطا كرد تا گناه مقدم و مؤخر تو را بيامرزد.))ايشان مي گويند يعني گناه حضرت آدم كه مقدم و گناه امتت كه مؤخرند، و حضرت آدم (عليه السلام) پيامبر بزرگواري را وارد گناه مي كنند ولي گرفتار آنچه كه از آن فرار نموده اند مي شوند. زيرا مي خواهند گناه را از پيامبرمان نفي كنند، ولي حضرت آدم عليه السلام را گناهكار مي سازند، گذشته از اين خداوند توبه آدم را پيش از آنكه او به زمين فرود آيد پذيرفت و قبل از اينكه نوح و ابراهيم عليهما السلام تولد شوند.( ديگر اينكه كاف خطاب به غائب كه آدم عليه السلام باشد نيست بلكه به حاضر يعني پيامبر اكرم اسلام است. مترجم.) به اضافه خداي تعالي در آيه ي 164 سوره ي انعام و سوره ي اسراء و آيه ي 18 فاطر و آيه ي 7 زمر و آيه ي 18 سوره ي نجم مكرر كرده كه: (وَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى) يعني: ((هيچ كس و زر و گناه ديگري را بر نمي دارد) پس چگونه گناه آدم را به محمد صلى الله عليه و سلم  نسبت داده و فرموده (مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ) چگونه آنرا به اين نسبت ميدهد. به اضافه چون اين آيه (لِيَغْفِرَ لَكَ . . .) نازل شده اصحاب عرض كردند يا رسول الله اين آيه راجع به .... لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ شماست پس براي ما چه مي باشد، پس آيه 4 سوره فتح نازل شد كه: (هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ . . فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ). پس كسي كه مشتي از عقل در سر داشته باشد چگونه ميتواند بگويد كه خداوند همه گناهان امت محمد صلى الله عليه و سلم  را بخشيده است، در حاليكه ثابت شده است كه مردماني از امت محمد صلى الله عليه و سلم  بسبب گناهاني كه مرتكب آن شده اند به دوزخ داخل ميشوند، پس اين مغفرتي كه آنها ادعا دارند كجاست؟ (آيات بسياري در قرآن صريح است بر اينكه پيامبران الهي عليهم السلام گناه نموده آنگاه توبه كرده اند و نيز دعاهاي بسياري از پيامبر اسلام صلى الله عليه و سلم  و ساير انبياء و همچنين از اهل بيت و امان شيعه وارد شده كه ايشان در پيشگاه حق تعالي مكرر به گناه اقرار نموده و آمرزش خواسته اند، و اين مطلب براي كسي كه با كتب ادعيه سر و كار دارد، پوشيده نيست.حال اگر اماميه بگويند آنچه در اين دعاها انبياء و ائمه رحمهم الله اقرار به گناه و استغفار نموده اند، فقط و فقط براي ياد دادن دعا و آموزش آن به ديگران بوده است. و خودشان معصوم بوده اند؟ جواب چنين كلامي روشن است زيرا اولا اين سخن صرف ادعا بوده و هيچ مدركي براي آن نيست، بنا براين، موهوم: و باطل است.ثانيا بايد به كساني كه چنين ادعايي مي كنند گفت شما اگر در ادعاي خود صادقيد بايد همه مضامين اين ادعيه را براي خود آموزش و سرمشق قرار دهيد نه بعضي از آنرا. مثلاً در اين ادعيه آمده كه ائمه ي شما مستقيم در خانه خدا مي رفتند  و يا تضرع و زاري به خدا عرض مي كردند كه: خدايا ما غير از تو احدي را نمي خوانيم، و به غير تو به هيچكس توسل و توجه نمي كنيم، و شفيعي جز تو بر ايمان نيست، و كلمات ديگري از اين قبيل، در نتيجه شما نيز مطابق ادعاي خود و سرمشق از اين بزرگان، غير از خدا را نخوانيد و جز خدا به هيچ كس توسل و توجه و پناه و زاري و تضرع ننماييد. آن شفاعتي را كه بر خلاف قرآن باشد رها نماييد.و اما گفته ي حلي كه مي گويد: ((گناه موجب عدم اعتماد به ايشان و نفرت مردم است ((اين درست نيست، بلكه آن بزرگواري كه خود را مقصر مي داند و خود را محتاج به مغفرت و رحمت الهي مي داند، اين صفت او دليل بر راستگويي و تواضع اوست كه متكبر و خود پسند نيست، بر خلاف آن كسي كه خود را محتاج نميداند و معتقد است كه احتياج به توجه و مغفرت ندارد؛ چنين كسي را مردم متكبر و مغرور و جاهل ميدانند و به او توجه نمي كنند. و در حديث صحيحي رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرموده: ((احدي از شما به واسطه ي عمل خود هرگز وارد بهشت نمي شود.)) عرض كردند آيا شما هم يا رسول الله؟ فرمود: ((من هم به عمل خود وارد بهشت نمي شوم مگر اينكه رحمت خدا مرا فراگيرد و فضل او شامل حال من شود.)) و ثابت و محقق است كه آن حضرت در دعاها به خدا عرض مينمود:((اللهم اغفرلى خطيئتى وجهلى واسرافى فى أمرى و ما أنت أعلم به منى، اللهم اغفرلى هزلى وجدى، وخطأى وعمدى، وكل ذلك عندى.)) متفق عليه.يعني: خدايا خطا و عمد مرا بيامرز و از جهل و اسراف من در امورم و از آنچه كه تو از من به آن داناتري در گذر، خدايا مزاح مرا و خطا و عمد مرا و همه ي اينها در من است. (رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرمود روزي هفتاد يار من استغفار مي كنم، و فرمود: تمام بني آدم خطا كارند و بهترين خطا كاران توبه كنندگانند.) و آنچه گويد باعث عدم وثوق و نفرت است، وقتي است كه اصرار بر گناه و كثرت گناه باشد، نه اينكه با ندرت و كثرت استغفار، و اما آن كسي كه خود را از خطا و گناه سالم و بركنار ميداند چه احتياجي به توبه و رجوع به سوي الله دارد و انبياي بني اسرائيل كه به درگاه خدا توبه و انابه مي كردند ما نديديم كسي از خودي و غيره از توبه ي پيغمبرشان مذمت كند و آنرا عيب بداند. اما رافضيان مي گويند كه از پيامبر صلى الله عليه و سلم  و دوازده امام در تمام دوران زندگي خطا و گناه كوچكي صادر نمي شود. اين ادعاي بي دليلي است كه ايشان را از تمام امت جدا كرده است، و به تحقيق حضرت داود پس از توبه بهتر از قبل از خطا بود. و بعضي از بزرگان گفته اند اگر توبه بهترين چيزها نزد خدا نبود گراميترين خلق خود را به گناه مبتلا نمي كرد. و لذا مي بينيم گناهكار تائب صادق به طاعت خدا و ثابت تر و ترس او از گناه بيشتر از كسي است كه به گناه مبتلا نشده است.ادعاي اماميه در مورد عصمت امامانشان

اما آنكه ائمه ماند انبياء معصومند، اين اعتقاد رافضيان است و احدي به اين قول قائل نيست مگر كساني كه بدتر از اين انند مانند اسماعيليه كه قائل شده اند به عصمت رؤساي خود (بني عبيد) كه خود را نسبت داده اند به محمد بن اسماعيل بن جعفر الصادق و گفته اند امامت بعد از جعفر بن محمد بن محمد بن اسماعيل رسيده نه به موسي بن جعفر. و اينان يك مشت مردم ملحد و بي دينند كه به عصمت آخوندهاي خود قائل شده اند (و همچنين شيخيه و كريم خانيه و عده اي از صوفيه كه اصلا از اسلام حقيقي خبري ندارند.)و اما اينكه اماميه بر انبياء سهو را جايز نميدانند اين ادعاي بي دليل را احدي نگفته است.و اما اينكه مي گويند معصومين از جدشان گرفته اند؟ در جواب گفته ميشود.اولاً: خود ائمه گفته اند كه ما حديث خود را از دانشمنداني تعليم گرفتيم و اين متواتر است كه علي بن الحسن از ابان بن عثمان از اسامه بن زيد 