طلب را پذيرفته اند كه منظور از وراثت در آيه مذكور، وراثت علم است. 
مولف ((التفسير المبين))، محمد جواد مغنيه، از علماي بزرگ و معاصر در تفسير آيه  )وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ) مي گويد: ((في الملك والنبوت)) يعني سليمان وارث داود شد در نبوت و حكومت[451] مولف تفسير مبين در تفسير آيه )وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائي) مي گويد: موالي به معني عمو و فرزندان عمو است بعد از وي، زكريا از آن مي ترسيد كه در صورت وارث شدن آنان، آنان در حق مردم بد رفتاري كنند، دين و دنيا مردم را به فساد سوق بدهند مولف مذكور درباره (فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً) مي گويد: ((ولي)) به معني وارث است. (يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ) مي گويد: العلم والنبوه؟![452] يعني منظور از وراثت، وراثت علم و نبوت است. علاوه بر اين آقاي كافي حديث ((إن الأنبياء لم يورثوا ديناراً ولا ذرهماً وإنما ورثوا العلم)) را نقل مي كند و امام موخر شيعيان، خميني حديث را صحيح قرار مي دهد.[453]((نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه ابوبكر در قتال با مانعين زكات مرتكب خلافت سنت شده است))

آقاي تيجاني مي گويد: حادثه اي كه در روزهاي آغازين خلافت ابوبكر پيش آمد و مورخين اهل سنت آن را نقل كرده اند و دوستان نزديك ابوبكر، مانند عمر بن خطاب در اين جريان با وي مخالفت كرده اند، حادثه قتال و مبارزه با مانعين زكات است. عمر بن خطاب در جريان قتال با مانعين زكات با وي مخالفت كرده، مي گويد: اي ابوبكر با آنان قتال نكن، زيرا من از رسول الله صلي الله عليه وسلم  شنيدم كه فرموده است: به من امر شده كه با مردم قتال كنم تا زماني كه آنان كلمه لا إله إلا الله محمد رسول الله را نگفته اند. هر كس اين كلمه را بگويد، جان و مالش از جانب من در امان است و حساب باطن و معامله دروني او با خداوند است. اين حديث نص صريح است. در صحيح مسلم به اين صورت وارد شده است: ((رسول الله صلي الله عليه وسلم  در غزوه خيبر پرچم را به دست علي داد و علي گفت: اي رسول خدا چرا با اهل خيبر بجنگم؟ رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: با آنان قتال كن مادام كه كلمه لا إله إلا الله را نگفته اند. هرگاه كلمه را بگويند: جان و مال خود را از هر گونه تعرض در امان قرار داده اند مگر مجوز شرعي پيدا شود و معامله باطن آنان با خداوند است. ولي ابوبكر به اين حديث قناعت نكرد و گفت: سوگند به ذات حضرت حق، هر كس بين زكات و نماز تفاوتي قايل باشد. با وي قتال خواهد شد. زيرا زكات حق مال است و گفت: به خدا سوگند. اگر ريسمان يا بزغاله اي را كه در زمان رسول الله صلي الله عليه وسلم  پرداخت كرده اند، پرداخت نكنند، با آنان قتال خواهد شد. بعد از اين عمر بن خطاب قانع شده و گفت: وقتي ديدم كه ابوبكر در برابر موضع خودش مصمم بود، خداوند، مرا شرح صدر عنايت كرد ولي من نمي دانم خداوند چگونه در برابر مخالفت با سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  ملتي را شرح صدر عنايت مي كند.[454] 
1- عهد و پيمان حضرت ابوبكرy داير بر جهاد با مانعين زكات كاملاً بجا و موافق با موازين كتاب و سنت و مورد اتفاق امت بوده است. خداوند متعال در همين خصوص مي فرمايد: )فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) (التوبة:5)  (پس از گذشت ماههاي حرام، هر جا مشركين را ديديد، با آنان بجنگيد، آنان را اسير كنيد، تمام گلوگاه هاي رفت و آمد آنان را كنترل كرده آنان را در محاصره ي كامل قرار دهيد. پس اگر با اقامه نماز و پرداخت زكات توبه كردند، آنگاه جلوي آنها را نگيريد (يعني تعرض نكنيد) همانا خداوند بخشنده و مهربان است.) در آيه يازده11 سوره توبه مي فرمايد: )فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ)(التوبة:11) (اگر آنان با اقامه نماز و پرداخت زكات توبه كردند، برادران ديني شما هستند ـ ما مسايل و احكام را به تفصيل و بدون ابهام براي كساني كه علم دارند، بيان مي كنيم.) اين دو آيه، حكايت از آن دارند كه اقامه نماز و پرداخت زكات و تفريق نكردن ميان زكات و نماز، از شرايط توبه و دخول در اسلام هستند. اينجا است كه عبدالله بن مسعودy مي گويد: شما مامور به اقامه نماز و پرداخت زكات هستيد، هر كس زكات ندهد، نماز او پذيرفته نمي شود. ابن عباس مي گويد: آيه ي )فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاة) جان اهل قبله را در امان قرار داده است.[455] تفسير ابن عباس مقتضي است كه هرگاه كسي يا كساني در اداء نماز يا پرداخت زكات اعتقاداً چون و چرا كنند قتال و جنگيدن با آنان مباح است. اين عيناً همان چيزي است كه خليفه اول، حضرت ابوبكرy با مانعين زكات انجام داد. علامه ابن كثير نيز در شرح اين آيه، ديدگاه ابن عباس را تاييد كرده است. ابوبكر صديقy  نيز بر اساس همين دلايل كه قتال با مشركين را به صورت مشروط و انجام مقتضيات دخول در اسلام كه همانا اقامه نماز و پرداخت زكات و اداء ساير واجبات ديني است حرام قرار داده اند، قتال كرده است. مهمترين ركن اسلام بعد از شهادتين، نماز و بعد از آن زكات است. نماز حق خداوند است و زكات سود و بهره مادي است براي نيازمندان و فقرا. و لذا از بهترين اعمال متعلق به بندگان محسوب مي گردد. و روي همين اهميت، خداوند در بسياري موارد، زكات را در كنار نماز ذكر كرده است.[456] عبدالرحمن بن زيد مي گويد: ((نماز و زكات همزمان فرض شده اند و ميان آن دو تفاوتي وجود ندارد. بعد اين آيه: )فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ) را خوانده و بدان استدلال مي كند و مي گويد: ممكن نيست كه نماز بدون زكات مورد قبول حضرت حق قرار گيرد. و مي گويد: ((خداوند ابوبكرy را مورد مرحمت قرار دهد، او چقدر بينش عميق داشت.))[457]
2- حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم  در اين باره چنين مي گويد: ((رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: به من امر شده كه با مردم (كفار) بجنگم تا اينكه آنان بگويند: أشهد أن لا إله إلا الله و أن محمداً عبده و رسوله، نماز را اقامه كنند و زكات اموالشان را بپردازند. هرگاه اين اعمال را انجام دادند، جان و مال خود را از ناحيه من در امان قرار داده اند، مگر به حق اسلام و معامله باطني آنان با خداوند است.[458] اين حديث صحيح، آشكارا اعلام مي دارد. كه عصمت جان و مال بدون ايمان تحقق پيدا نمي كند و ايمان واقعي بدون اقامه نماز و پرداخت زكات تحقق پيدا نمي كند و وقتي كه مردم از دادن زكات خودداري كنند، قتال با آنان واجب مي شود. 
3- . . . چنين بر مي آيد كه آقاي تيجاني اندك اطلاعاتي درباره مذهب اثنا عشري كه بدان هدايت شده است، ندارد و سواي اسم آن، چيزي ديگر درباره آن نمي داند