ده است نيز به چشم مي خورد))[873]  
بعد آقاي قمي، آنچه كه در قرآن خلاف حق است برايش مثال مي آورد و مي گويد: ((مثال خلاف ما انزل الله اين است: )كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) يعني (شما بهترين امت هستيد. . .) ابو عبدالله از خواننده اين آيه پرسيد: ((خير امه)) يعني: بهترين امت اميرالمومنين، حسن و حسين را به قتل مي رساند؟ از وي سوال شد: پس اين آيه چگونه نازل شده است؟ اي فرزند رسول الله؟ گفت: چنين نازل شده است )كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ) يعني، شما بهترين إماماني بوديد كه براي مردم آفريده شده ايد)) مگر نمي دانيد كه خداوند در پايان آيه آنان را چنين تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) ستوده است. و نظير اين آيه، آيه اي است كه براي ابي عبدالله قرائت شده است، يعني: )وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً) ابو عبدالله گفت: كار بسيار عظيمي را از خداوند خواستند يعني اينكه آنان را امام متقين قرار دهد. سوال شد: اي فرزند رسول الله، پس اين آيه چگونه نازل شده است؟ فرمود: چنين نازل شده است (وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً) و نظير ديگر آن، اين آيه است، ((له معقبات من بين يديه ومن خلفه يحفظونه من امر الله)) ابو عبدالله گفت: چگونه از امر خدا حفاظت مي شود؟ و چگونه معقب از طرف جلو مي باشد؟ ( ! ! !) از وي سوال شد: اي فرزند رسول الله صلي الله عليه وسلم  پس اصل آيه چگونه است؟ فرمود: چنين است: ((له معقبات من خلفه ورقيب من بين يديه يحفظونه بامر الله)). و غيره. چنين آيه زيادند[874]. بعد از آن، اين وارث يهود و نصاري به سخنانش ادانه داده پيرامون تحريف آيه هاي قرآن، چند آيه را به عنوان مثال بيان مي كند: ((لكن الله يشهد بما أنزل اليك ـ في علي ـ أنزله بعلمه والملائكه يشهدون)) و ((يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك ـ في علي ـ وإن لم تفعل فما بلغت رسالته ـ يعني آنچه كه (درباره علي) بر تو نازل شده است، آن را ابلاغ كن، اگر ابلاغ نكردي، انجام وظيفه نشده است. و ((إن الذين كفروا و ظلموا ـ آل محمد حقهم ـ لم يكن الله ليغفر لهم)) همانا كساني كه كافر شدند و ستم كردند ـ (در حق آل محمد) خداوند هرگز آنان را مورد مغفرت قرار نمي دهد ـ و آيه ((سيعلم الذي ظلموا ـ آل محمد حقهم ـ أي منقلب ينقلبون)) يعني آناني كه ستم كرده اند (بر آل محمد صلي الله عليه وسلم ) مي دانند كه در آينده نزديك به چه سرنوشتي گرفتار خواهند شد ـ و آيه ((ولو تري الذين ظلموا آل محمد حقهم في غمرات الموت))ـ اي كاش در سختيهاي مرگ مي ديدي آناني را كه بر اولاد محمد صلي الله عليه وسلم  ستم كرده اند ـ و مانند اين آيه هاي تحريف شده، نزد روافض زيادند و در جاي مناسب خود به آنها پرداخته خواهد شد.[875] شگفت آور اينكه آقاي خويي به صداقت و حقانيت علي بن ابراهيم قمي ايمان دارد و درباره او مي گويد: ((تمام شيوخي كه علي بن ابراهيم قمي از آنان روايت كرده است، ثقه بودن و حقانيت آنان مورد تاييد ما است ـ از ابتدا سند تا به معصومين))[876]؟! جاي بسي شگفت است كه يكي از نويسندگان شيعه اثنا عشري در كتاب خود، بنام ((تحفه العوام مقبول جديد)) دعايي را بنام دعاي دو2 بت قريش (يعني ابوبكر و عمر) آورده است و در آن چنين آمده است. . . العن صنمي قريش وجبتهيما و طاغوتيهما. . . الذين خالفا امرك. . . و حرفا كتابك (!) اللهم العنهما بكل آيه حرفوها[877] و در پايان اين نويسنده گفته است، آنچه كه در كتاب من نوشته شده است مطابق با فتواي شش تن از علماي بزرگ است و آقاي خويي يكي از آنها است (! ! ! ؟) (غلاف الكتاب). ترجمه ي دعاي: پروردگارا دو بت قريش (ابوبكر و عمر) و دو طاغوت و متمرد قريش را كه از دستور تو مخالفت كردند، و كتاب تو را تحريف كردند، مورد لعن و نفرين خود قرار بده. پروردگارا، در برابر هر آيه هاي تحريف كردند، آنان را لعن و نفرين كن.آري، اين است وارث دوم در خصلت تحريف، جناب محمد عياشي كه نزد شيعيان در فن تفسير بسيار ثقه و معتبر است، در تفسير خود از ابو عبدالله چنين روايت مي كند: ((اگر قرآن مطابق با نزول خود، يعني طوري كه نازل شده بود، خوانده مي شد قطعاً نام ما (ائمه) را به صراحت در آن مشاهده مي كردي))[878] در روايتي ديگر از امام جعفررضی الله عنهم نقل شده است كه فرمود: ((اگر در قرآن كمي و كاستي نمي شد، حق ما بر هيچ خردمندي پوشيده نمي بود و اگر قائم مي آمد و سخن مي گفت، قرآن سخنان او را تاييد مي كرد.[879] آري، اين است وارث سوم در خصلت تحريف قرآن، جناب آقاي فيض كاشاني ـ او نيز از علماي بزرگ شيعه است در تفسير (ملوث) الصافي؟!! مي گويد: ((با توجه به تمام اخبار و رواياتي كه از اهل بيت منقول هستند، چنين بر مي آيد، قرآني كه در ميان مسلمانان است، آن قرآن كاملي كه بر محمد صلي الله عليه وسلم  نازل شده بود، نيست. بلكه قسمتي از اين قرآن غير آن چه نازل شده است مي باشد، و بخشي از آن متغير و محرف است و بسياري از قرآن اصلي نازل شده بر محمد صلي الله عليه وسلم  حذف شده است، مثلاً نام حضرت عليرضی الله عنهم كه در بسياري از آيه ها بوده، حذف شده است و لفظ آل محمد و اسماء منافقين و علاوه بر اينها چيزهايي از جمله محذوفات هستند و هم چنين قرآن فعلي از لحاظ ترتيب مورد رضايت خدا و رسول او نيست.[880] 
سلطان محمد جنابذي، امام بزرگ شيعيان در فصل سيزدهم تفسير خود ((بيان السعاده في مقامات العباده)) يك باب مستقلي را تحت عنوان ((في وقوع الزياده و النقيصه والتقديم والتأخير والتغيير في القرآن الذي بين أظهرنا الذي أمرنا بتلاوته و امتثال اوامره و نواهيه واقامه أحكامه و حدوده)) عنوان كرده است. (مقدمه ي ((بيان السعاده)) جنابذي ص (19)) ترجمه: باب در بيان وقوع زيادت و نقصان، تقديم و تاخير، و تغيير در قرأني كه در دست ما است و ما امر شده ايم تا آن را تلاوت كنيم و به امر و نهي اش، عمل كنيم و احكام و حدودش را پياده كنيم. 
اما آقاي كليني به تحريف قرآن اعتراف دارد، حتي او وجود مصحف غير از قرآني را كه در اختيار مسلمانان است به ثبوت رسانده است كليني از ابو عبدالله روايت بسيار طولاني را نقل مي كند كه در بخشي از آن چنين آمده است: ((فرمود: همانا مصحف فاطمه نزد ما است و مردم چه مي دانند كه مصحف فاطمه چيست؟ عرض كردم مصحف فاطمه چيست؟ فرمود: مصحفي است كه در آن، سه برابر مانند قرآن شما در آن هست اما آن قرآن حتي يك حرف از قرآن شما را ندارد[881] ـ و آنچه تاكيد مي كند كه مصحف فاطمه سه برابر قرآن ماست از ابو عبدالله عليه السلام مروي است: ((ابو عبدالله فرمود: قرآني كه جبراييل براي محمد صلي الله عليه وسلم  آورده است مشتمل بر هفده هزار آيه مي باشد))!؟[882] اما اين سوال كه اين مصحف كجا است و چه كسي ان را آورده است؟ جناب صفار در كتاب ((بصائر الدرجات)) تحت عنوان ((باب أن 