د بر اساس آن دين نيكي ها را مي پذيرد و از بديها مي گذرد و به همين خاطر اگر به من اختيار داده شود كه خدا را قبول كنم يا تمام آنچه كه غير خدا هستند، من خدا را ترجيح مي دهم. مسور مي گويد: وقتي به گفته هاي او انديشيدم، مجاب شدم. راوي مي گويد: بعد از آن هرگاه مسور سخني از معاويه به ميان مي آورد، در حق او دعاي خير مي كرد.[745] لذا گناهاني كه بنابر تاويل از او صورت گرفته اند، به طريق اولي بايد بخشوده شوند. 
7- آنچه كه درباره ي حضرت عمار گفته است (ويح عمار تقليه فئه باغيه) واي بر عمار كه توسط گروه باغي به قتل مي رسد. بطور روشن حكايت از آن دارد كه حق با حضرت علي بوده است اما معاويه اين حديث را تاويل كرده است. امام احمد در مسند حديثي را چنين نقل مي كند: وقتي عمار كشته شد، عمرو بن حزم، نزد عمر بن عاص رفت و گفت: عمار بن ياسر كشته شد و رسول الله صلي الله عليه وسلم  درباره او فرموده بود: ((واي عمار كه توسط يك گروه باغي كشته مي شود)) عمر بن عاص در حالي كه ناراحت بود بلند شد، استرجاع گفت و نزد معاويه رفت. معاويه پرسيد: ناراحتي چرا؟ عمرو گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت: باشد كشته شده است، مگر چه مي شود؟ عمرو گفت: از رسول الله شنيده ام كه فرموده بود: گروه باغي او را خواهد كشت)) معاويه گفت: تو اشتباه فهميده اي، مگر ما او را كشته ايم؟ همانا علي و يارانش او را كشته اند، آنان او را در معرض نوك نيزه هاي ما قرار داده اند، يا در معرض لبه ي شمشيرها.[746] بعد از آن بلافاصله مردم از خانه ها بيرون آمدند صدا زدند: هر كس عمار را در ميدان جنگ آورده است، قاتل او مي باشد، بدين ترتيب معاويه اعتماد سپاهيان خود را جلب كرد. آنچه كه معاويه را بر اين تاويل وا مي داشت اين بود كه او با توجه به احاديثي كه مظلوميت عثمان را ثابت مي كند، قاتلان عثمان را بر باطل مي پنداشت و مي گفت قاتلان او ظالم هستند. بنابراين باغي آن گروهي است كه قاتلان عثمان در آن هستند. اما حق اين است كه اين تاويلات، تاويلات باطلي هستند و بدون ترديد حق با علي است و گروه معاويه در اجتهاد خود ماجوراند زيرا آنان قصد حق را كرده بودند و بدان دست نيافتند. اين علل و اسباب عمرو بن عاص را بر آن واداشتند تا براي متوقف كردن جنگ، پيشنهاد رفع قرآن و روي دست گذاشتن آن را ارائه دهد. زيرا او بخاطر همين حديث درباره ي گروه معاويه دچار شك بود. 
8- در صورتي كه آقاي تيجاني مصر بر ظالم بودن معاويه باشد، آنگاه فرقه ي ناصبيه او را چنين پاسخ مي دهد: علي نيز ظالم است زيرا وي بخاطر حكومت عده زيادي از مسلمانان را به خاك و خون كشيده است، و او بدون هيچ گونه نفعي جنگ را آغاز نموده و خونهاي زيادي را بر زمين ريخته است و بعد از موضع خود رجوع كرده با معاويه صلح كرده است. آقاي تيجاني و طرفدارانش نمي توانند به اين ايراد پاسخ بدهند. اگر آقاي تيجاني خواسته باشد با حديث عمار اين ايراد را پاسخ بدهد، در جواب او گفته مي شود: گروه باغي در واقع آن است كه آغاز گر جنگ باشد، مسلماً علي بود كه قتال را آغاز كرد. تيجاني در اين صورت چه پاسخي دارد؟ من صرفاً به خاطر اين دلايل خوارج و معتزله را مطرح كردم تا آقاي تيجاني بداند هر دليلي كه او عليه معاويه بياورد، از جانب فرقه هاي ديگر با همان دلايل با وي مقابله كرده و به او پاسخ خواهند داد، اما اهل سنت از هر دو فريق رضايت دارند و هيچ كدام را به فسق نسبت نمي دهند و علي را حق به جانب مي دانند و به تمام ايرادهايي كه متوجه علي يا معاويه شوند، پاسخ مي دهند، زيرا موقف آنان، موقفي روشن و شفاف است، بر خلاف موقف روافض. ((خدا را سپاس مي گوييم))
9- بي ترديد، كليه كساني كه از مذهب شيعه آگاه هستند، مي دانند كه شيعه معاويهy را به خاطر قتالش با عليy كافر مي داند، اما در اين ترديد نيست كه امام حسن بن علي، كه نزد شيعه از ائمه ي معصومين است و هر چه او انجام بدهد نزد آنان حق است، با معاويه صلح كرده و خلافت او را به رسميت شناخته است و با وي بيعت كرده است. آيا امام معصوم با كافر صلح كرده و تسليم حكومت او شده است؟! يا امام معصوم ميان دو گروه مسلمان صلح و آشتي برقرار كرده است. آن طور كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  پيش بيني كرده، فرموده بود: ((ابني هذا سيد ولعل الله يصلح به بين فئتين من المسلمين))[747] اين پسر من، سيد است و خداوند به وسيله او ميان دو گروه مسلمان صلح و آشتي برقرار مي كند ـ آقاي تيجاني بايد پاسخ بدهد؟! 
10- آقاي تيجاني مي گويد: ((معاويه مرتكب جرائم زيادي شده است و نزد مورخان معروف است كه او مخالفان خود را با خوراندن غذاي زهر آلود به قتل مي رساند و مي گفت: ((إن الله جنوداً من عسل)) (همانا خداوند لشكري و سپاهياني از زنبور عسل دارد)، اين گفته ي آقاي تيجاني ناشي از جهالت و دروغ است و اين نكته بر هيچ عاقلي پنهان نيست من از آقاي تيجاني تقاضا دارم كه اين مورخان را براي ما معرفي كند تا هويت آنان براي ما روشن گردد، ورنه سخن بي اساس گفتن بسيار آسان است. 
11- شگفت آور اين است كه آقاي تيجاني ابوبكر را به خاطر قتالش با مانعين زكات محكوم مي كند اما درباره ي قتال علي و معاويه، علي را حمايت مي كند، حال آنكه قتال ابوبكر با مانعين زكات متفق عليه بود، تمام صحابه اقدام ابوبكر را تاييد كرده اند ولي قتال علي با معاويه مورد اتفاق و تاييد تمام صحابه نبود و به هيچ نتيجه مثبتي نيانجاميد و موجب ريختن خون هزاران مسلمان گرديد. شايد اين قضاوت غير عادلانه تيجاني، دستاورد ادعاهاي پوچ و تو خالي او داير بر منصف بودن و منطقي فكر كردن او باشد! 
12-  مي توانم ايراد آقاي تيجاني داير بر ظالم بودن معاويه را كه همواره آن را تكرار مي كند و بر آن اصرار دارد، چنين پاسخ بدهم كه بي گمان علي و حاميان او حق به جانب بودند ولي در عين حال معاويه نه ظالم بوده و نه دعوت گر بسوي باطل، بلكه او دعوت گر حق بوده اما موفق نشده است. لذا او در برابر اجتهادش ماجور است و در نتيجه هيچ كدام از آن دو نه ظالم است و نه فاسق، و مرتكب خطا شدن مانع از عادل بودن مذنب و منافي با عدالت او نيست در هر حالت عدالت صحابه بدون استثنا يك حقيقت پذيرفته شده است و كتاب، سنت و اجماع بر صحت آن دلالت دارد و با عقل و منطق سليم نيز سازگاري دارد اما طبعاً با منطق و عقل بيماري كه مورد استفاده ي آقاي تيجاني هستند، سازگاري ندارد! و در پايان اگر آقاي تيجاني مجاب و متقاعد نمي شود، ناچارم از منابع و مآخذ روايي هدايت گران دوازده امامي خود آقاي تيجاني ثابت كنم كه علي و معاويه هر دو حق به جانب و در اجتهاد خود مأجور بوده اند. كليني در كتاب (الروضه من الكافي) كه در اصول و فروع كتاب معتبر شيعيان است، از محمد بن يحيي آورده است: ابو عبدالله مي گويد: ((اختلاف بني عباس حتمي است. ندا حتمي است و خروج قايم حتمي است، گفتم ندا يعني چه؟ گفت: منادي در اول صبح ندا مي دهد. اي مردم، آگاه باشيد، علي و شيعيانش پيروزند، و منادي در آخر روز ندا مي دهد: اي مردم آگاه باشيد، عثمان و شيعيانش پيروز هستند.[748] آري، 