ثمان. 
296.	صحيح البخاري كتاب فضايل الصحابه برقم (3472). 
297.	صحيح بخاري كتاب الأنبيا باب يزفون ـ النسلا في المشي برقم (3190). 
298.	صحيح البخاري كتاب الانبيا برقم (3189). 
299.	صحيح بخاري ((كتاب التفسير)) باب سوره الأحزاب (4515). 
300.	القاموس المحيط ـ باب لأم فصل همزه ص (1245). 301.	لسان العرب لأبن منظور المصري حرف (اللام) ص (290). 
302.	تفسير القمي ج2 ص (117-116) سوره القصص. 
303.	مجمع البيان ج5 ص (168) سوره ي نمل. 
304.	مجمع البيان ج4 ص(89) سوره ي طه. 
305.	1.ترمذي، كتاب تفسير القرآن، باب تفسير سوره توبه (3099) و صحيح ترمذي (2475). 
306.	منهاج ج7 ص (74). 
307.	صحيح مسلم مع الشرح كتاب فضايل الصحابه برقم (2424). 
308.	تفسير ابن كثير ج4 ص 556. 
309.	صحيح مسلم مع الشرح كتاب فضايل الصحابه ـ باب فضايل علي برقم (2408). 
310.	مع الصادقين للتيجاني ص (143) و همراه با راستگويان ص (227-226).  
311.	آنگاه . . . هدايت شدم ص (190). 
312.	كتاب السنه، احمد بن حنبل رقم (1292) محقق كتاب مي گويد: سندش صحيح است. 
313.	نهج البلاغه ج3 ص (368). 
314.	آنگاه . . . هدايت شدم ص (190). 
315.	صحيح بخاري كتاب فضايل الصحابه برقم (3449). 
316.	صحيح بخاري كتاب فضايل الصحابه برقم (3470). 
317.	ابي داود كتاب الادب و ترمذي كتاب الزهد. 
318.	الآيات البينات ج1 ص(7-6). و كتاب (صورتان متضادتان) تاليف ابوالحسن ندوي ص (55). 
319.	كتاب ((الإمامه والسياسه في ميزان التحقيق العلمي)) دكتور عبدالله عسيلان ص (23). 
320.	همان كتاب ص (23). 
321.	الإمامه والسياسه في ميزان التحقيق العلمي (ص24). 
322.	كتاب الأمامه والسياسه في ميزان التحقيق العلمي دكتور عبدالله عسيلان (ص23-22). 
323.	همان مرجع. 
324.	همان مرجع 
325.	همان مرجع. 
326.	5- همان مرجع. 
327.	همان مرجع. 
328.	همان مرجع. 
329.	الأختلاف في اللفظ لابن قتيبه ص 410. 
330.	ثم اهتديت ص (138) و آنگاه . . . هدايت شدم ص (228-227). 
331.	آنگاه . . . هدايت شدم ص (224). 
332.	شرح نهج البلاغه ج4 ص 86. فصل فيما اختلف فيه سيده مع ابي بكر في امور ثلاثه. 
333.	شرح نهج البلاغه ج4 ص (88). 
334.	شرح نهج البلاغه ج4 ص88. 
335.	ثم اهتديت ص (129-128) و آنگاه . . . هدايت شدم ص (211). 
336.	بدون ترديد اين جمله باطل است ولي من بدان جهت استدلال كرده ام تا نهايت تناقض گويي آقاي تيجاني را آشكار كنم. 
337.	شرح الزرقاني علي موطا امام مالك ج3 ص (50-49).
338.	التمهيد لما في الموطا من المعاني و الاسانيد لابن عبدالبر ج21 ص (228). 
339.	همان منبع ج21 ص (230). 
340.	1.ثم اهتديت ص (129). آنگاه . . . هدايت شدم ص (212). 
341.	سنن ترمذي كتاب المناقب برقم (3679) و الطبراني في الكبير ج1 برقم (10-7) و صحيح ترمذي (2905). 
342.	صحيح بخاري كتاب فضايل الصحابه برقم (3471) ج3. 
343.	سنن ترمذي كتاب المناقب برقم (3665). 
344.	فتح الباري ج7 ص12. 
345.	منهاج السنه ج8 ص (381). 
346.	ثم اهتديت ص (130-129). آنگاه . . . هدايت شدم ص (213). 
347.	بزودي درباره صحت اين حديث صحبت خواهيم كرد. 
348.	كشف الغمه ج2 ص (391) تحت عنوان فضايل الإمام زين العابدين. 
349.	دانش جديدي كه آقاي تيجاني درباره رد و قبول حديث آن را ايجاد كرده است. 
350.	المقاصد الحسنه للسخاوي برقم (908) ص (555). 
351.	صحيح البخاري كتاب الجنائز برقم (1293). 
352.	منهاج السنه ج 8 ص (286). 
353.	سعد السعود لأبي القاسم علي بن موسي معروف به ابن طاووس. ص (216) مكتبه الرضي چاپ قم. 
354.	تاريخ اسلامي، محمود شاكر ج3 ص (21) و مختصر المحاسن المجتمعه عبدالرحمن صفوري ص (38). 
355.	انفال:38 
356.	صحيح مسلم مع الشرح: محمود شاكر ج3 ص31. 
357.	اصول كافي ج2 ص (333). 
358.	ثم اهتديت ص 80. 
359.	منهاج السنه ج8 ص (284). 
360.	صحيح البخاري كتاب فضايل الصحابه برقم (3421). 
361.	صحيح البخاري كتاب فضايل الصحابه برقم(3442). 
362.	همان مرجع برقم (3468). 
363.	مسلم مع الشرح باب فضايل برقم (1028). 
364.	5- المنهاج ج8 ص79. 
365.	6- مسند ابي يعلي ج1 برقم (340) مسند علي بن ابي طالب و محقق آن فرموده است: سند آن صحيح است. 
366.	كشف الغمه ـ اربلي ج2 ص360. 
367.	ثم اهتديت ص (136-135). آنگاه . . . هدايت شدم ص (224-223). 
368.	به صفحه 111 تا 114 مراجعه كنيد. 
369.	منهاج ج1 ص (500).
370.	مختار الصحاح ص (307-306). 
371.	القاموس المحيط ص (1723). 
372.	بخاري، كتاب المناقب باب ذكر اسلم و غفار و مزينه رقم (3321). 
373.	ولايت به معني ضد عداوت. 
374.	منهاج ج7 ص (325-322). 
375.	تذكره الخواص ص (40-35). 
376.	ثم اهتديت ص (135). آنگاه. . . هدايت شدم ص (224). 
377.	الحاوي للفتاوي ج1 ص (79) چاپ دار الكتب العليمه. 
378.	تقريب التهذيب ج1 رقم (4750) و تهذيب الكمال في أسماء الرجال ج21 شماره (4070) ص (434) و به سلسله احاديث صحيحه ج4 ص (344) مراجعه كنيد. 
379.	ثم اهتديت ص (134). آنگاه. . . هدايت شدم ص (225-224). 
380.	آنگاه. . . هدايت شدم ص (224) حاشيه ي شماره ي (2). 
381.	طبري ج2 ص 236 سنه 11 هجري. 
382.	طبري ج2 ص 236. 
383.	البته طبري اين مطلب را اضافه كرده است: ((. . . آيا علي با ابوبكر تا شش ماه بيعت نكرد؟ گفت: نه، و هيچ يك از بني هاشم بيعت نكردند تا اينكه حضرت عليy بيعت كرد.)) بايد گفت: اين روايت را بيهقي ضعيف قرار داده است زيرا زهري سند آن را ذكر نكرده است و روايتي كه با سند از ابوسعيد نقل شده است صحيحتر است و بعضي ميان روايات چنين جمع نموده اند كه بيعت بعد از شش ماه، تاكيدي بر بيعت اول بود تا اينكه آنچه در جريان مسئله ميراث اتفاق افتاده بود، برطرف گردد بنابراين كساني كه گفته اند در آن روزها بيعت نكرد، دليلش اين بود كه هميشه در جلسات حضور نداشت و عدم حضور وي براي كساني كه حقيقت را نمي دانستند به اين نكته دامن مي زد كه شايد وي از اين خلافت راضي نيست، به همين خاطر حضرت عليy بعد از درگذشت حضرت فاطمه زهراy براي از بين بردن اين شبهه، بيعتش را آشكار نمود ((فتح الباري ج7 ص (566) )) و جمع بين اين دو روايت، به طريقي ديگر نيز ممكن است، و آن اينكه حضرت عليy دو بار بيعت كرد يك بار در همان ابتدا بيعت كرد و بيعت دوم بعد از شش ماه در جلوي عامه مردم بيعت كرد و جالب اينجا است كه روايت صحيحي كه عبدالله بن احمد بن حنبل در كتاب ((السنه)) نقل كرده است اين مطلب را تاييد مي كند، در آن روايت چنين آمده است: ((ابونضره مي گويد: هنگامي كه مردم نزد حضرت ابوبكرy اجتماع نمودند، حضرت ابوبكرy فرمود: چرا من علي را در اين جمع نمي بينم؟ راوي مي گويد: تعدادي از انصار رفتند و حضرت علي را آوردند، ابوبكر به وي گفت: گفتم پسر عمو و داماد پيامبرr؟ حضرت عليy گفت: اشكالي ندارد اي خليفه رسول الله، دستت را دراز كن. حضرت ابوبكر دستش را دراز كرد و اين گونه حضرت علي با وي بيعت كرد. سپس حضرت ابوبكر گفت: چرا زبير را در اين جمع نمي بينم؟ راوي مي گويد: تعدادي از انصار رفتند و وي را آوردند. ابوبكر گفت: گفتم پسر عمه و حواري رسول خدا چرا حاضر نيست؟ زبير گفت: اي خليفه رسول الله، اشكالي ندارد. . . دستت را دراز كن. ابوبكر دستش را دراز كرد و زبير با وي بيعت كرد. (كتاب السنه ج2 شماره 1292). محقق كتاب مي گويد: سند آن صحيح است.  
384.	در ميان اين روايات، روايات ضعيف و باطل ديده مي شود اما من بدليل اينكه خوانندگان محترم نهايت دروغهاي تيجاني را بدانند، آنها را ذكر مي كنم. 
385.	روايات سابقه در كتاب استيعاب في معرفه الاصحاب لابن عبدالبر ج3 (977-970). 
386.	مسلم مع الشرح ج12 ص (113-112). 
387.	الفتح ج7 ص 565 كتاب المغازي. 
388.	المنهاج ج 8 ص (336). 
389.	نهج البلاغه ج2