اين آثار در كساني كه كافر مطلق هستند ديده نخواهد شد. زيرا در حديث ((قد بدلوا بعدك)) آمده است. اگر كافر مطلق مي بودند، چنين مي گفت: ((قد كفروا بعدك)) مناسب ترين مصداق ((بدلوا بعدك)) همان تبديل كردن سنت است كه اهل بدعت آن را انجام مي دهند. كساني كه منافقان را مصداق حديث مي دانند با آنچه كه مقصود ما است منافات ندارد. زيرا منافقين به قصد تقيه شريعت را پذيرفته اند نه بقصد عبادت. لذا آنان شريعت را در غير موضع اصلي خود مورد استفاده قرار داده اند و اين عين بدعت و نوآوري در دين است.[161] بدين ترتيب، مرتدين در حديث، شامل هر دو گروه، مرتدين و منافقين مي باشد، علاوه بر اين اهل هوي و اهل بدعت را نيز در بر مي گيرد. با اين تفاسير براي همگان روشن است كه صحابه كرام از جمله كساني نيستند كه حديث مذكور آنان را مصداق خود قرار دهد. ولي وقتي مي بينم كه اين آقاي (هدايت يافته) جز معارضه با حق و مخالفت با آن به كمتر چيزي قناعت نمي كند، چاره اي ندارم بجز اينكه آراء و ديدگاه هاي شيعيان او را داير بر اينكه منظور از مرتدان مذكور در حديث چه كساني هستند، بيان كنم تا حق از باطل جدا شود. در واقع اين خواست خداوند است كه حق را از زبان آنان جاري كند. اينك آقاي طبرسي كه از علماي بزرگ شيعه است، در تفسير مجمع البيان در شرح ) فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ) مي گويد: درباره اينكه مصداق اين آيه چه كساني هستند، اختلاف نظر وجود دارد. آقاي طبرسي بعد از نقل چهار ديدگاه مختلف در پايان مي گويد: مصداق اين آيه اهل بدعت و صاحبان هوس از اين امت هستند. سپس از حديث ارتداد بر اين مدعاي خود استدلال مي كند و مي گويد: قول چهارم اين است كه منظور از مرتدين (در حديث) اهل اهواء و اهل بدعت اين امت هستند. آقاي طبرسي اضافه مي كند و مي گويد: از حضرت علي (ع) و قتاده مروي است كه مصداق حديث كساني كه بصورت ارتداد كافر شدند. و از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  روايت مي كند كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم  فرمود: به خدا سوگند كساني بر حوض كوثر مي آيند كه در دنيا با من همراه بودند. وقتي مي بينم كه جلوي آنان گرفته مي شود، مي گويم: آنان ياران من هستند، ياران من هستند و ياران من هستند. گفته مي شود: شما نمي دانيد كه آنان بعد از مومن شدند چه كرده اند؟ آنان مرتد شده بسوي كفر برگشتند. ثعلبي در تفسيرش اين قصه را نقل كرده است. ابوامامه باهلي مي گويد: منظور از آنان خوارج هستند. از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  درباره خوارج آمده است: آنان چنان از دين مي گريزند كه تير از نشانه مي گريزد.[162] كوچكترين اشاره اي در كلام جناب طبرسي ديده نمي شود مبني بر اينكه مصداق حديث صحابه كرام هستند. اين است آقاي كاشاني از علماي بزرگ شيعه. ايشان در تفسير آيه مذكور از حديث مذكور استفاده نموده مي گويد: مصداق آن اهل بدعت و دل باختگان هوا و هوس و صاحبان آراء باطله هستند. فيقول في المجمع عن اميرالمومنين هم اهل البدع و الأهواء و الأراء الباطله من هذه الأمه)). آري، اين بود اقوال و آراء علماي شيعه در تفسير حديث مذكور. آقاي تيجاني هر چند كه خواسته باشد، نمي تواند آراء و اقوال را تحريف كرده بگويد كه مصداق حديث اصحاب گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم  هستند. زيرا آنان (علماي شيعه) كوچكترين اشاره اي داير بر اينكه مصداق حديث ارتداد و آيه، صحابه گرامي هستند، نكرده اند. و بهترين دليل بر اين مدعا اين است كه آنان در بسياري موارد صحابه را مورد طعن قرار داده اند (به تفسير الصافي نوشته آقاي كاشاني مراجعه شود) و بسياري از آيات قرآن را كه با صحابه كوچكترين پيوندي نداشته اند، ربط داده اند. بجز همين آيه (الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ) خدا را هزاران سپاس كه ديدگاه و مستدل آنان بجاي سود و نفع به ضرر آنان تمام شده است. از بحث مذكور كاملا روشن است كه حديث، صحابه رضي الله عنه   را در بر ندارد. زيرا صحابه رضي الله عنه   نه مرتد بودند، نه مبتدع و نه پيروان هوا و هوس. حتي بخاطر اينكه شك و ترديد را در اين باره از بين برده باشم و شامل نشدن صحابه قطعي گردد تا ايمان اهل سنت كه هدايت شده اند، و گمراهي و ضلال شيعيان كه راه ضلالت را اختيار كرده اند، بيشتر شود، مناسب مي دانم آراء و ديدگاه برخي از علماي تشيع داير بر معصوم بودن صحابه رضي الله عنه   از ارتداد[163] را تقديم خوانندگان محترم كنم. اما اين نكته كه صحابه از ارتداد معصوم هستند، حضرت علي بن ابي طالب كه به گمان شيعه وصي رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي باشد، اين مطلب را در جاهاي متعدد در معتبرترين كتب مرجع شيعه اظهار كرده است. علاوه بر اين، ائمه بزرگ شيعه از فرزندان حضرت علي رضي الله عنه   نيز معصوم بودن صحابه از ارتداد و پاك بودن از بدعتها را در نطقها و تصانيف خود ذكر كرده اند. آري، اين است. امام معصوم فرقه اثنا عشريه كه اصحاب محمد صلي الله عليه وسلم  را ستوده و در نمازها و دعاها در حق آنان دعاي رحمت و مغفرت مي كند چون آنان سيد خلق (محمد صلي الله عليه وسلم ) را در نشر و پخش توحيد و تبليغ رسالت و دين خداوند به بندگانش، ياري كرده اند. امام معصوم نزد روافض اثنا عشري[164] (زين العابدين) در دعاي خود: . . . با تقاضاي مغفرت و خشنودي الله براي آنان (اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم )، مي گويد: پروردگارا، بالخصوص ياران و اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم ، آناني كه به بهترين وجه پيامبر را همراهي كردند، در نصرت و ياري رساندن به او بهترين امتحان را دادند، از وي حراست كردند، در اطاعت از او از همديگر پيشي مي گرفتند، دعوت وي را به سرعت اجابت كردند، دليل رسالت او را بلافاصله پذيرفتند، در حمايت از دين او زن و فرزندان را رها كردند، در تثبيت و تقويت نبوت او با پدران و فرزندانشان به جنگ برخاستند و در پايان به بركات وجودي آن حضرت در برابر دشمنان به پيروزي نايل آمدند، هم چنين مغفرت كن و خشنود باش از كليه كساني كه از محبت او بي قرار بودند و محبت وي را تجارتي سودمند مي دانستند. و كليه كساني را كه بخاطر پيوند با او (حضرت محمد صلي الله عليه وسلم ) مورد هجران و فراق فاميل و خانواده قرار گرفتند و آنگاه كه در سايه قرابت او نشستند، ساير قرابت و خويشاونديها را رها ساختند. پروردگارا،  در آنچه كه آن را از تو نخواسته اند، آنان را فراموش نكن. از رضوان خود آنان را راضي به گردان. 
آنان در معيت پيامبر تو خلق را بسوي تو، دعوت مي كردند. هجرت و ترك وطن آنان را كه بخاطر تو انجام گرفت و بيرون آمدن آنان از گشادگي رزق بسوي تنگي رزق را تقدير كن. پروردگارا، تابعين اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم  را كه به خوبي از آنان تبعيت كردند و آنان را كه نزد خدايشان چنين دعا مي كردند: پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان از ما پيشي گرفتند، بهترين پاداش را عنايت بفرما. همان تابعيني كه از آثار قدمهاي صحابه تبعيت كردند، راه آنان را اد