اج، نماز را تاخير كرد، ابي جحيفه حضورش را در نماز، با حجاج، ترك كرد.[214] روايت حضرت انس كه مطلقاً نقل شده است، معني اش، اين نيست كه در تمام كشورهاي اسلامي چنين شده است بلكه اطلاق حديث حضرت انس محمول است بر آنچه كه او در بلاد شام و بصره از حكام آنجا مشاهده كرده است ور نه او در مدينه نيز بوده است و درباره نماز مردم مدينه از وي چنين روايت است: ما انكرت شيئاً إلا انكم لا تقيمون الصفوف)) يعني همه چيز شما پسنديده است جز اينكه شما صفهاي نماز را درست نمي كنيد. حضرت انس بن مالك در زمان حكومت حضرت عمر بن عبدالعزيز به مدينه بازگشت. [215]  
4- آري، اين گفته تيجاني كه عثمان و عايشه نماز را تغيير دادند، بايد عرض شود كه مقصود و منظور از نماز، در روايت مذكور نماز در حال مسافرت است و مساله اين است كه اين نماز شكسته خوانده شود يا كامل و غير شكسته؟ هر كس اندك مناسبتي با علم فقه داشته باشد، مي داند كه شكسته يا كامل خواندن در حالت سفر ميان فقهاي مسئله اي اختلافي است. اين اختلاف ميان صحابه رضي الله عنه   نيز بوده است. درباره ي حضرت عثمان، سعد بن ابي وقاص، ابن مسعود، ابن عمر و ام المومنين عايشه صديقه رضي الله تعالي عنهم اجمعين كامل و غير شكسته خواندن منقول است جمهور صحابه و تابعين نيز بر اين باور بودند حتي حضرت عايشه رضي الله عنه   از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نقل مي كند كه او در صفر گاهي كامل مي خواند و گاهي شكسته. شخصي از حضرت ابن عباس رضي الله عنه   پرسيد و گفت: من در سفر نماز را شكسته نمي خوانم بلكه كامل مي خوانم. ابن عباس وي را به اعاده نماز، حكم نكرد.[216] دليل بر اينكه قصر در سفر فقط رخصت است نه غريمت نيز وجود دارد. آيه در اين باره چنين مي گويد: )وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوّاً مُبِيناً).[217] هرگاه به مسافرت رفتيد و نمازها را شكسته خوانديد، گناهي بر شما نيست. اگر احتمال ضرر و زيان از طرف كفار وجود داشته باشد. همانا كفار، دشمن سر سخت و آشكار شما هستند. امام مسلم حديثي را از يعلي بن اميه نيز چنين آورده است: يعلي بن اميه مي گويد: از حضرت عمر بن خطاب پرسيدم: خداوند مي فرمايد: اگر احتمال حمله دشمن وجود دارد، مانعي ندارد در اينكه نمازها را شكسته بخوانيد و اكنون مردم از حمله دشمن در امن و امان هستند؟ حضرت عمر رضي الله عنه   در جواب فرمود: همين آيه براي من نيز منشا سوال بود و من از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  سوال كردم. پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((صدقه تصدق الله بها عليكم فاقبلوا صدقته)) اين صدقه خداوند است (يعني شكسته خواندن) در حق شما، آن را بپذيريد.[218] امام شافعي رحمه الله بر عدم وجوب قصر نماز چنين استدلال كرده است، مي فرمايد: اگر شخص مسافر به مقيم اقتداء كند، به اتفاق همه بايد نماز را كامل بخواند. اگر قصر و شكسته خواندن در سفر فرض مي بود، مسافر پشت سر امام مقيم آن را كامل و غير شكسته نمي خواند.[219] اما استدلال آقاي تيجاني از حديث ابن مسعود كه بخاري آن را تخريج كرده است و حديث از اين قرار است: قال: ((صلي بنا عثمان بن عفان رضي الله عنه   بمني اربع ركعات، فقيل ذالك لعبدالله بن مسعود رضي الله عنه   فاسترجع ثم قال: صليت مع رسول الله صلي الله عليه وسلم  و ابي بكر رضي الله عنه   و عمر بن خطاب رضي الله عنه   ركعتان بمني فليت حظي من اربع ركعات، ركعتان متقبلتان.))[220] (حضرت عثمان رضي الله عنه   در مني چهار ركعت نماز خواند اين مطلب به عبدالله بن مسعود گفته شد. عبدالله بن مسعود إنا لله وإنا إليه راجعون گفت و فرمود: من با رسول الله صلي الله عليه وسلم ، حضرت ابوبكر و حضرت عمر رضي الله عنه   در مني دو ركعت خواندم اي كاش بجاي چهار ركعت، دو ركعت پذيرفته شود.) عرض شود كه ((فليت حظي من اربع ركعات ركعتان)) اين ((من)) از لحاظ قوانين نحوي، من ((بدليه)) است. مانند همان كلمه ((من)) كه در اين آيه . . . ((راضيتم بالحياه الدنيا من الآخره)) يعني آيا بجاي آخرت به زندگي دنيا راضي شديد. وارد شده است اين قول ((فليت حظي من اربع ركعات . . . الخ) ابن مسعود، دليل واضح و روشني است بر اينكه او معتقد به جواز چهار ركعت در سفر بود و گر نه او چگونه از چهار ركعت حظي (سهمي) داشت؟ زيرا در غير اين صورت هر چهار ركعت باطل مي بود. و استرجاع (خواندن إنا لله وإنا إليه راجعون) او از جهت اين بود كه بنابر عقيده او ((خلاف اولي)) عمل شده بود. روايتي كه ابوداود از خود ابن مسعود روايت كرده است ابن مطلب را تاييد مي كند، و آن چنين است: إن ابن مسعود صلي اربعاً فقيل له ((عبت علي عثمان ثم صليت اربعاً)) فقال: ((الخلاف شر)) يعني ابن مسعود چهار ركعت مي خواند. از او سوال شد: چهار ركعت عثمان را نكوهش كردي و خودت چهار ركعت مي خواني؟ ابن مسعود در جواب گفت: اختلاف پديده بدي است.[221] در روايت بيهقي جواب ابن مسعود چنين نقل شده است: ((إني لأكره الخلاف)) من اختلاف را دوست ندارم. امام احمد از ابوذر رضي الله عنه   مانند حديث اول نقل كرده است. همه ي اين روايات دليل روشني هستند بر اينكه او معتقد به فرض بودن قصر نبود. همان گونه كه نظر علماي احناف است. قاضي اسماعيل از علماي مالكي نيز بر همين عقيده است و يك روايت از امام مالك و امام احمد نيز چنين آمده است. قال ابن قدامه: المشهور عن احمد انه علي الاختيار والقصر عنده افضل)) يعني مسافر ميان شكسته و كامل خواندن نماز، مختار است البته قصر بهتر است و همين است قول جمهور صحابه و تابعين.[222] و اگر از حديث حضرت عايشه رضي الله عنه   كه فرمود: ((الصلاه اول ما فرضت ركعتين . . . الخ)) استدلال شود كه فرضت به معني ((قلدت)) است يعني نماز در ابتدا دو ركعت بود و بعد دو ركعت اضافه شد، آنگاه اين حديث، تاويل حضرت عايشه رضي الله عنه  ، داير بر اتمام نماز را مشخص مي كند. 
5- آري، از مجموع دلايل ياد شده چنين بر مي آيد كه قصر يا شكسته خواندن در سفر فرض نيست بلكه رخصت و اجازت است و انسان اختيار دارد كه بر اين رخصت عمل كند، شكسته بخواند يا آن را ترك كند و كامل بخواند. هم چنين ورشكستگي و آوارگي ذهني و فكري آقاي تيجاني داير بر ادعايش كه صحابه نمازها را تغيير داده اند نيز بر همگان روشن مي گردد. زيرا اگر ادعاي او اندكي صحت مي داشت، آنگاه چرا صحابه نماز ((فجر)) را از دو ركعت به چهار ركعت يا نماز مغرب را از سه3 ركعت به يك ركعت تغيير ندادند؟! آري، روشن است كه جناب تيجاني حتي به مدت يك روز هم سني نبوده است و اين واقعيت دارد. زيرا هر سني اين مساله فقهي را مي داند. و هر سني مي داند كه هيچ صحابي قطعاً خلاف قول و فعل پيامبر صلي الله عليه وسلم  كه عزيمت باشد عمل نمي كند. 
6- اينك مي پردازيم به تاويل حضرت عثمان و حضرت عايشه رضي الله عنه   بسياري از علما و دانشمندان بر اين عقيده اند كه آن دو بزرگوار بر اين باور بودند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  