ي به اين صورت ترسناك در قاره‌هاي دنيا فقط از طريق آدم ربايي انجام گرفته و سرچشمه اصلي آن در اروپا و آمريكا در قرنهاي اخير است. 
اسلام در اين زمينه با متوني صريح موضع‌گيري استوار و قاطع خود را بيان داشته است. در حديث قدسي آمده است: «سه نفر هستند كه در روز قيامت، دشمن آنها خواهم بود و اگر من دشمن كسي باشم با او دشمني مي‌كنم: فردی که بر اساس سوگند به خدا عهد نماید سپس آن را زیر پا گذارد و فردي كه آزاده‌اي را بفروشد و قيمت آن را مصرف كند و فردي كه نوكري گيرد و كار خود را به وسيله او به پايان رساند اما پاداش او را ندهد». [به روايت بخاري] 
پيامبر ص هم مي فرمايد: «سه نفر هستند كه خداوند نماز آنان را نمي‌پذيرد؛ كسي كه پيشنماز و رهبر قومي شود و آن قوم او را نپسندند، و فردي كه نماز را پس از وقت آن بخوانند، و فردي كه شخصي آزاده را به بردگي گيرد» [به روايت ابو داوود و ابن ماجه از روايت عبدالرحمن زياد افريقي].
و شگفت اينكه در هيچ يك از متون قرآن و حديث، جمله‌اي كه به برده‌داري امر كند نخواهي يافت در حالي كه صدها آيه و حديث وجود دارد كه به آزاد كردن بردگان فرامي‌خواند. به هنگام ظهور اسلام راههاي برده‌داري و سرچشمه‌هاي آن بسيار زياد و راههاي آزادي و رهايي بسيار كم و چه بسا رو به نابودي بود، اما اسلام چنين جهت گيري را تغيير داد و انگيزه‌ها و راههاي آزادي و رهايي از بردگي را گسترش داد و راههاي برده‌داري را با سفارشهاي خود بست. 
اسير گرفتن افراد در جنگها از آشكارترين مظاهر برده‌داري بود و هر جنگي به ناچار اسيراني را در پي داشت و عرف حاكم بر روزگارچنان بود كه اسير هيچ حرمتي نداشت و سرنوشت او يا مرگ يا بردگي. اما اسلام راه سومي هم پيش روي اسيران گذاشت و آن هم برخورد نيكو با آنها و سرانجام، آزادي آنان بود. 
در قرآن كريم آمده است: ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلا شُكُوراً﴾ [انسان / 8ـ 9]. [(و خوراك مي دادند به بينوا و يتيم و اسير، به خاطر دوست داشتن خدا. (و به زبان حال بديشان مي‌گويند:) ما شما را تنها به خاطر خدا خوراك مي‌دهيم، و از شما پاداش و سپاسگذاري نمي‌خواهيم)].
ظرافت و انگيزه بخشي آيه جايي براي تفسير نمي‌گذارد. اما پيامبر هم در زمينه كرامتهاي اخلاقي چنين مي‌فرمايد: «به عيادت مريض برويد و گرسنه را غذا دهيد و برده را آزاد سازيد». [به روايت بخاري]. 
در اولين درگيري ميان مسلمانان و دشمنان آنها در جنگ بدر، پيروزي نصيب مسلمانان شد و عده‌اي از بزرگان عرب به اسارت مسلمانان درآمدند. اين اسيران همانند بزرگان و اشراف قيصر و كسري به اسارت درآمدند و اگر با شدت هرچه تمام تر مجازات مي‌شدند استحقاق آن را داشتند، زيرا مسلمانان را بسيار آزار داده بودند. اما قرآن كريم پيامبر و يارانش را توجيه مي‌كند كه:
﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾ [انفال/70ـ71].  [(اي پيغمبر! به اسيراني كه در دست شما هستند بگو: اگر خداوند در دلهايتان خيري سراغ يابد (و بداند كه داراي نيت پاك و راستيني هستيد در دنيا و آخرت) بهتر از آنچه از شما دريافت شده است به شما عطا مي‌كند و شما را مي‌بخشد. و خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است. (اي پيغبر ) اگر مشركان بخواهند به تو خيانت كنند (موضوع تازه‌اي نيست و باكي نداشته باش چرا كه) آنان پيش از اين (نيز ) به خدا خيانت كرده‌اند و خداوند (در قبال آن شما را) بر آنان پيروز كرده است. و خداوند آگاه و حكيم است)].
اين افراد قبل از جنگ بدر و در ابتداي بعثت پيامبر ص ظلمهاي بزرگ و فجيعي نسبت به جمهور مسلمانان انجام داده بودند، و در صدد نابودي و اشغال‌گري آنان بودند و بالاخره مي‌بينيم كه بنا به سياست نيكوي اسلام حكم آزادي اسيران فوراً صادر مي‌شود. 
واضح است كه اين مسأله به مصالح عالي دولت اسلامي مربوط است. به همين دليل مي‌بينيم كه مسلمانان در جنگ بدر از اسيران فديه مي‌پذيرند. يا در فتح مكه به آنان مي‌گويند: «برويد كه شما آزاد هستيد». و پيامبر ص در غزوه بني مصطلق با يكي از دختران اسير شده ازدواج مي‌كند تا شأن و منزلت او را محفوظ داشته باشد زيرا او دختر يكي از فرماندهان آن قبیله بود، در كل اين موارد جز آزادي اسيران برخوردي از جانب مسلمانان مشاهده نمي‌شود. 
با در نظر گرفتن اين موارد روشهاي محدود و راههاي باريكي كه اسلام در تجويز برده داري به كار مي‌گيرد، قابل درك است. آري، اسلام به طور كلي برده‌داري را لغو نكرد، زيرا اسيران كافر و مخالف حق و عدالت يا ظالمند و يا ياري‌گر ظلم و يا ابزار اجراي ظلم و تثبيت آن هستند و آزادي آنها فرصتي دوباره به آنها مي‌دهد كه به ترويج طغيان و برتري جويي بر ديگران اقدام كنند. اما با اين وجود در اسلام فرصتهاي بسياري براي دست‌يابي مجدد به آزادي مشروع دارند. چنانچه راهكارهاي اسلام براي رفتار با بردگان برگرفته از عدالت و رحمت است. 
از جمله وسايل آزادي بردگان در اسلام عبارت است از: وجوب تخصيص بخشي از زكات براي آزادي بردگان، قراردادن آزادي برده به عنوان كفاره قتل غير عمد، ظهار، سوگند خوردن و شكستن روزه رمضان. علاوه بر اين موارد تحريك احساسات مردم براي آزادي بردگان در راه خدا نيز جزو راهكارهاي اسلام است.1ـ تضمين غذا و لباس همانند سرپرستانشان:
ابوداوود از معرور بن سويد روايت مي‌كند گفت: در ربذه [محلي نزديك مدينه] نزد ابوذر رفتيم، ديديم كه هم او و هم غلامش عباي مشابه هم پوشيده‌اند. به ابوذر گفتم: اي ابوذر، كاش عباي غلامت را براي خود مي‌گرفتي و چيزي ديگر به او مي‌دادي؟ ابوذر گفت: من از پيامبر خدا ص شنيدم كه فرمود: «بردگان نيز برادران شمايند كه خداوند در اختيار شما قرار داده است. پس هر كس برادرش زير دست او بود از غذاي خود به او دهد، از پوشاك خود وي را بپوشاند و خارج از توان، وي را مكلف نسازد، اگر هم چنين كرد خود نيز او را ياري دهد». [به روايت بخاري]
2ـ حفظ كرامت و شخصيت آنان:
ابوهريره روايت مي‌كند كه ابوالقاسم، پيامبر ص توبه فرمود: « كسي كه برده‌اي را به ناحق تهمت زند، روز قيامت بر او حد قذف جاري مي‌شود مگر اينكه سخن او راست باشد». [به روايت بخاري] 
ابن عمر يكي از بردگان خود را آزاد كرد و چوبي را از زمين برداشت و گفت: به اندازه اين چوب بر او حقي ندارم، زيرا از پيامبر ص شنيدم كه فرمود: «هر كس كه برده‌اش را سيلي زند يا او را كتك زند بايد در كفاره اين كار او را آزاد كند» [به روايت ابو داوود و مسلم].
3ـ برده بر شخص آزاد مقدم است:
در هر امر ديني و دنيايي ا