ر آن حرص می ورزد از خواسته اش، چنين اسنتنباط می شود که وی برای نفع اسلام و مسلمين اين کار را نمی کند، بلکه برای بدست آوردن منافع شخصی به اين کار اقدام می ورزد.

675- وعن أبي ذرٍ رضي اللَّه عنه قال: قال لي رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « يا أبا ذَر أَرَاك ضعِيفاً، وإني أُحِبُّ لكَ ما أُحِبُّ لِنَفسي، لا تَأَمَّرنَّ على اثْنيْن ولا تولِّيَنَّ مال يتِيمِ» رواه مسلم.

675- از ابو ذر رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: ای اباذر! من ترا ناتوان می بينم و برايت دوست دارم آنچه را که برای خويش دوست دارم، بر دو نفر امير مشو! و سرپرستی مال يتيمی را به دوش مگير.

676- وعنه قال: قلت: يا رسول اللَّه ألا تَستعمِلُني؟ فضَرب بِيدِهِ على منْكبِي ثُمَّ قال: « يا أبا ذَرٍّ إنَّكَ ضَعِيف، وإنَّهَا أَمانة، وإنَّها يوم القيامَة خِزْيٌ ونَدَامةٌ، إلاَّ من أخَذها بِحقِّها، وأدى الذي عليهِ فِيها » رواه مسلم.

676- از ابو ذر رضی الله عنه روايت شده که گفت:
گفتم: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم ! آيا مرا بوظيفهء مقرر نمی نماييد؟
آنحضرت صلی الله عليه وسلم دست خود را به شانه ام زده فرمود: ای اباذر همانا تو ناتوانی! و همانا آن امانت است، و نتيجهء آن در روز قيامت خواری و پشيمانی است، مگر کسيکه آن را بحقش گرفته و واجبی را که در اينمورد بر دوش اوست بجای آورد.
ش: ذم برای کسيست که اهليت ولايت را ندارد و يا عدالت را در کارش رعايت نمی کند و اما آنکه اهل امارت بوده و عدالت را در آن مرعی دارد، فضيلتی بس بزرگ را دارا می باشد، و او از جملهء هفت کسيست که خداوند در روز قيامت وی را در سايه اش پناه می دهد.
قرطبی می گويد: و او همراه با کسانی است که خداوند بر آنان انعام و فضل نموده است که آنان پيامبران و صديقان و شهداء و نيکوکاران اند.
مصنف می گويد: همراه با فضيلتی که امارت دارد، خطر آن زياد است، از اينرو آنحضرت صلی الله عليه وسلم از آن بيم داده است و علماء هم از قبول آن بيم داده اند. و گروهی از سلف صالح از قبول آن اباء ورزيده و با آزاری که از ناحيهء عدم پذيرش آن مواجه شدند، صبر نمودند.

677- وعن أبي هُريرة رضي اللَّه عنه أن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم  قال: «إنَّكم ستحرِصون على الإمارةِ ، وستَكُونُ نَدَامَة يوْم القِيامَةِ » رواهُ البخاري.

677- از ابوهريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: همانا شما بر امارت حرص می ورزيد، و زود است که در روز قيامت پشيمانی ببار آورد.

قال الله تعالی: { الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ} الزخرف: ٦٧

خداوند می فرمايد: در آن روز بعضی دوستان با بعضی دشمن باشند، جز پرهيزگاران. زخرف: 67

678- عن أبي سعيدٍ وأبي هريرة رضي اللَّه عنهما أن رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «مَا بَعَثَ اللَّهُ مِن نبي، ولا استَخْلَف مِنْ خَليفَةٍ إلاَّ كَانَتْ لَهُ بِطَانتَانِ: بِطَانَةٌ تَأْمُرُهُ بِالمَعْرُوفِ وَتحُضُّهُ عليه، وبِطَانَةٌ تَأْمُرُهُ بِالشَّرِّ وتحُضُّهُ عليهِ والمَعصُومُ من عَصَمَ اللَّهُ » رواه البخاري.

678- از ابو سعيد و ابو هريره رضی الله عنهما روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: خداوند هيچ پيامبری را نفرستاده و هيچ کسی را خليفه نساخته، مگر اينکه برای شان دو رازدار و دوست خالص می باشد. دوستی که او را به کارهای خوب امر و تشويق می کند، و دوستی که او را بکارهای بد امر و تشويق می نمايد و معصوم کسيست که خداوند حفظش کند.

679- وعن عائشة رضي اللَّه عنها قالت: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إذا أرَادَ اللَّه بالأمِيرِ خيرا، جَعَلَ له وزيرَ صِدق، إن نَسي ذكَّره، وَإن ذَكَرَ أعَانَه، وَإذا أَرَاد بهِ غَيرَ ذلك جعَلَ له وَزِيرَ سُوء، إن نَسي لم يُذَكِّره، وَإن ذَكَرَ لم يُعِنْهُ». رواه أبو داود بإسناد جيدٍ على شرط مسلم.

679- از عائشه رضی الله عنها روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: هرگاه خداوند به زمامدار ارادهء خير کند، برايش وزير و دوستی بر می گزيند، که چون فراموش کند، بيادش آورد و اگر بياد آورد، کمکش کند، و اگر به او ارادهء ديگری داشته باشد، برايش وزير بدی معين می کند که اگر فراموش کند، بيادش نمی آورد و چون بياد آورد، ياريش نکند.

قال الله تعالی: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ} التوبة: ١١٩
قال تعالی: {وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ} الأحزاب: ٣٥
قال تعالی: {فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ} محمد: ٢١

خداوند می فرمايد: ای مؤمنان از خدا بترسيد و با راستان يار باشيد. توبه: 119
و هم می فرمايد: مردان راستگو و زنان راستگو. احزاب: 35
و نيز می فرمايد: همان اگر با خدا راستی می کردند حقا که برای شان بهتر بود. محمد: 21
اما روايات وارده در اين مورد بشرح زير است:
	
54- فَالأَوَّل: عَن ابْنِ مَسْعُودٍ رضي اللَّه عنه عن النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِنَّ الصَّدْقَ يَهْدِي إِلَى الْبِرِّ وَإِنَّ الْبِرَّ يَهْدِي إِلَى الجَنَّةِ ، وَإِنَّ الرَّجُلَ ليصْدُقُ حَتَّى يُكتَبَ عِنْدَ اللَّهِ صِدِّيقا، وإِنَّ الْكَذِبَ يَهْدِي إِلَى الفجُورِ وَإِنَّ الفجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّار، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ حَتَّى يُكتَبَ عِنْدَ اللَّهِ كَذَّاباً » متفقٌ عليه.

54- از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمودند: همانا راستی انسان را بسوی نيکوکاری رهنمائی می کند، و نيکو کاری انسان را به بهشت رهنمون می گردد، و همانا شخص راست می گويد تا اينکه در نزد خداوند بسيار راستگو و صديق نوشته می شود. دروغ انسان را به معاصی و گناهان سوق می دهد و گناهان انسان را بسوی دوزخ می کشاند. شخص همانا دروغ می گويد تا که در پيشگاه خداوند کذاب و بسيار دروغگو نوشته می شود.

55- الثَّاني: عَنْ أبي مُحَمَّدٍ الْحَسنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أبي طَالِب، رَضيَ اللَّهُ عَنْهما، قَالَ حفِظْتُ مِنْ رسولِ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « دَعْ ما يَرِيبُكَ إِلَى مَا لا يَريبُك، فَإِنَّ الصِّدْقَ طُمأنينَةٌ، وَالْكَذِبَ رِيبةٌ » رواه التِرْمذي وقال: حديثٌ صحيح.

55- از ابومحمد حسن بن علی بن ابی طالب رضی الله عنهما روايت است که گفت: بياد دارم از پيامبر صلی الله عليه وسلم که فرمود: ترک کن آنچه را که ترا به شک می اندازد و چنگ زن به چيزی که ترا به شک نمی اندازد. چون راستی اطمينان و آرامش خاطر است و دروغ شک است.
ش: يعنی وقتی نفس خود را يافتی که در چيزی شک دارد ترک آن چيز بهتر است. چون نفس مسلمان اين خاصيت را دارد که به صدق و راستی اطمينان حاصل می نمايد و از دروغ و کذب، تنفر ميداشته، هر چند که نداند آنچه برايش اطمينان و سکون می دهد چيست؟ (مترجم)
