ْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ }  [المائدة : 105 ] وإِني سَمِعت رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « إِنَّ النَّاسَ إِذَا رَأَوْا الظَّالِمَ فَلَمْ يَأْخُذُوا عَلَى يَدَيْهِ أَوْشَكَ أَنْ يَعُمَّهُمُ اللَّه بِعِقَابٍ مِنْهُ » رواه أبو داود، والترمذي والنسائي بأسانيد صحيحة .

197- از ابوبکر صديق رضی الله عنه روايت شده که گفت:
ای مردم شما اين آيه را می خوانيد که: ای مردمی که ايمان آورديد بر شما باد نفسهای شما، ضرر نمی رساند بر شما کسی که گمراه شد، اگر شما هدايت شويد. مائده: 105
و من از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که می فرمود: هرآينه اگر مردم ظالم را ببينند و دستش را نگيرند، نزديک است که خداوند همهء شانرا به عذاب خويش گرفتار کند.


قال الله تعالی: { أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ} البقرة: ٤٤
و قال تعالی: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ{2} كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ{3} الصف: ٢ – ٣
وَقالَ تَعَالَى إخباراً عن شعيب عليه السلام: { وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ} هود: ٨٨

خداوند می فرمايد: آيا مردم را به نيکو کاری امر نموده و خود را فراموش می کنيد؟ در حاليکه شما کتاب را می خوانيد! چرا در آن انديشه وتعقل نمی کنيد؟ بقره: 44
ومی فرمايد: ای کسانيکه ايمان آورديد چرا می گوييد آنچه عمل نمی کنيد. بزرگ است از روی عذاب در نزد خداوند که بگوئيد آنچه خود انجام نمی دهيد. صف: 2 – 3 
خداوند از شعيب عليه السلام خبر داده می فرمايد: اراده ندارم که مخالفت کنم شما در آنچه شما را از آن نهی می کنم. هود: 88

198- وعن أَبي زيدٍ أُسامة بْنِ حَارثَةَ ، رضي اللَّه عنهما، قال: سَمِعْتُ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « يُؤْتَـى بالرَّجُلِ يَوْمَ الْقِيامةِ فَيُلْقَى في النَّار، فَتَنْدلِقُ أَقْتَابُ بَطْنِه، فيَدُورُ بِهَا كَمَا يَدُورُ الحِمَارُ في الرَّحا، فَيجْتَمِعُ إِلَيْهِ أَهْلُ النَّار فَيَقُولُون: يَا فُلانُ مَالَك؟ أَلَمْ تَكُن تَأْمُرُ بالمَعْرُوفِ وَتَنْهَى عَنِ المُنْكَر؟ فَيَقُول: بَلَى ، كُنْتُ آمُرُ بالمَعْرُوفِ وَلاَ آتِيه، وَأَنْهَى عَنِ المُنْكَرِ وَآَتِيهِ » متفق عليه.

198- از ابوزيد اسامه بن زيد بن حارثه رضی الله عنهما روايت شده که گفت:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که ميفرمود: مردی در روز قيامت احضار شده و در آتش انداخته می شود که روده هايش از شمکش خارج است وهم چون خری که در آسياب بسته باشد، آنرا می چرخاند، اهل دوزخ بر او گرد آمده می گويند: ای فلانی چرا به چنين وضعی گرفتار شدی؟ آيا تو به کارهای خوب امر نمی نمودی و از کارهای بد مردم را منع نمی کردی؟
او می گويد: آری به کارهای خوب امر می کردم، ولی خود آنرا بجای نمی آوردم و از کارهای بد منع می کردم و آنرا خود انجام می دادم.


<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:104.txt">1</a><a class="text" href="w:text:105.txt">2</a><a class="text" href="w:text:106.txt">3</a></body></html>قال الله تعالی: { إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا} النساء: ٥٨
و قال تعالی: { إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً} الأحزاب: ٧٢

خداوند می فرمايد: هرآينه خداوند شما را امر می کند که امانت ها را بمردمانش بسپاريد. نسآء: 58
و هم می فرمايد: همانا، عرض امانت کرديم بر آسمانها و زمين و کوهها همه از تحمل آن امتناع ورزيدند و انديشه کردند از آن و پذيرفت آنرا انسان، همانا انسان بسيار ستمگر و نادان بود. احزاب: 72

199- عن أَبي هريرة ، رضي اللَّه عنه، أن رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « آيَةُ المُنَافِقِ ثَلاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَب، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَف، وإِذَا آؤْتُمِنَ خَانَ » متفقٌ عليه.
 وفي رواية : « وَإِنْ صَامَ وَصَلَّى وزعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ » .

199- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: نشانهء منافق سه است: 
چون سخن زند، دروغ گويد.
و چون وعده کند، بدپيمانی نمايد.
و چون امين قرار داده شود، خيانت کند.
در روايتی آمده اگر چه نماز بخواند و روزه بگيرد و ادعا کند که او مسلمان است.

200- وعن حُذيْفَة بنِ الْيمان، رضي اللَّه عنه، قال: حدثنا رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، حَديثْين قَدْ رَأَيْتُ أَحدهُمَا، وَأَنَا أَنْتظرُ الآخَر: حدَّثَنا أَنَّ الأَمَانَة نَزلتْ في جَذْرِ قُلُوبِ الرِّجَال، ثُمَّ نَزَلَ الْقُرآنُ فَعلموا مِنَ الْقُرْآن، وَعلِمُوا مِنَ السُّنَّةِ ، ثُمَّ حَدَّثنا عَنْ رَفْعِ الأَمانَةِ فَقال: «يَنَـامُ الرَّجل النَّوْمةَ فَتُقبضُ الأَمَانَةُ مِنْ قَلْبِه، فَيظلُّ أَثَرُهَا مِثْلَ الْوَكْت، ثُمَّ ينامُ النَّوْمَةَ فَتُقبضُ الأَمَانَةُ مِنْ قَلْبِه، فَيظَلُّ أَثَرُهَا مِثْل أثرِ الْمَجْل، كجَمْرٍ دَحْرجْتَهُ عَلَى رِجْلك، فَنفطَ فتَراه مُنْتبراً وَلَيْسَ فِيهِ شَيءٌ » ثُمَّ أَخذَ حَصَاةً فَدَحْرجَهَا عَلَى رِجْلِه، فَيُصْبحُ النَّاسُ يَتبايَعون، فَلا يَكادُ أَحَدٌ يُؤدِّي الأَمَانَةَ حَتَّى يُقال: إِنَّ في بَنِي فَلانٍ رَجُلاً أَمِينا، حَتَّى يُقَالَ لِلَّرجل: مَا أَجْلدهُ مَا أَظْرَفه، مَا أَعْقلَه، وَمَا في قلْبِهِ مِثْقَالُ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلِ مِنْ إِيمانٍ. وَلَقَدْ أَتَى عَلَيَّ زَمَانٌ وَمَا أُبَالِي أَيُّكُمْ بايعْت، لَئِنْ كَانَ مُسْلماً ليردُنَّهُ عَليَّ دِينُه، ولَئِنْ كَانَ نَصْرانياً أَوْ يَهُوديًّا لَيُرُدنَّهُ عَلَيَّ سَاعِيه، وأَمَّا الْيَوْمَ فَما كُنْتُ أُبايُعُ مِنْكمْ إِلاَّ فُلاناً وَفلاناً » متفقٌ عليه.

200- از حذيفه بن اليمان رضی الله عنه روايت شده که گفت:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  برای ما دو حديث گفت که يکی را ديدم و اکنون منتظر ديگرش هستم. برای ما بيان داشت که امانت در ريشهء دلهای مردم فرود آمد و بعد از آن قرآن نازل شد و آنها به قرآن و سنت علم حاصل نمودند. سپس برای ما از برداشته شدن امانت صحبت نمود و فرمود: لحظه ايکه شخصی می خوابد، امانت از دلش برداشته می شود و علامت آن قدری می ماند، باز اندکی می خوابد و امانت از دلش برداشته می شود و اثر آن مثل آبله می ماند و مانند پارهء آتشی است که با پايت آنرا غلتاندی و مجروح گرديد و آنرا مشاهده می کنی که متورم شده در حاليکه در آن چيزی نيست، بعد سنگريزه را گرفته با پای خود لول داد و گفت: مردمی با هم خريد و فروش می کنند و هيچکس حاضر نمی شود که امانت را ادا کند تا اينکه گفته می شود: همانا در ميا