اً رَجُلاً يَفْتَحُ اللَّه عَلَى يَدَيْه، يُحبُّ اللَّه ورسُولَه، وَيُحبُّهُ اللَّه وَرَسُولُهُ » فَبَاتَ النَّاسُ يَدُوكونَ لَيْلَتَهُمْ أَيُّهُمْ يُعْطَاهَا. فَلَمَّا أصبحَ النَّاسُ غَدَوْا عَلَى رسولِ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: كُلُّهُمْ يَرجُو أَنْ يُعْطَاهَا، فقال: « أَيْنَ عليُّ بنُ أَبي طالب؟ » فَقيل: يا رسولَ اللَّه هُو يَشْتَكي عَيْنَيْه قال: « فَأَرْسِلُوا إِلَيْهِ » فَأُتِي بِه، فَبَصقَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم في عيْنيْه، وَدعا لَه، فَبَرأَ حَتَّى كَأَنْ لَمْ يَكُنْ بِهِ وَجع، فأَعْطَاهُ الرَّايَةَ . فقال عليٌّ رضي اللَّه عنه: يا رسول اللَّه أُقاتِلُهمْ حَتَّى يَكُونُوا مِثْلَنَا؟ فَقال: « انْفُذْ عَلَى رِسلِكَ حَتَّى تَنْزِلَ بِسَاحتِهِمْ، ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَى الإِسْلام، وَأَخْبرْهُمْ بِمَا يجِبُ مِنْ حقِّ اللَّه تَعَالَى فِيه، فَواللَّه لأَنْ يَهْدِيَ اللَّه بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ حُمْرِ النَّعَمَ» متفقٌ عليه.

175- از ابو العباس سهل بن سعد الساعدی رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  در روز خيبر فرمود: اين پرچم را فردا بدست مردی می دهم که خداوند بدستهای او فتح می آورد که خدا و رسول را دوست می دارد و خدا و رسول هم او را دوست می دارند. مردم شب شانرا باين صحبت سپری کردند که به کدام شان داده خواهد شد، چون صبح کردند نزد رسول الله صلی الله عليه وسلم  آمدند در حاليکه هر يکشان اميد داشت تا پرچم باو داده شود، فرمود: علی بن ابی طالب کجاست؟
گفته شد: يا رسول الله چشمان او درد می کند.
فرمود: دنبالش بفرستيد. او را آوردند، رسول الله صلی الله عليه وسلم  لعاب دهنش را به چشمان او ماليده و در حقش دعا کرد و صحت يافت، گويی که اصلاً دردی نداشته باشد و پرچم را باو داد.
علی رضی الله عنه گفت: يا رسول الله با آنها بجنگم تا مثل ما باشند؟
فرمودند: براهت ادامه بده تا به منطقهء شان فرود آيی و بعداً آنان را به اسلام دعوت کن و خبر ده آنها را به حقوقی که خداوند بر آنها درين مورد لازم ساخته. سوگند بخدا که اگر خداوند بوسيله ات يک مرد را هدايت کند برايت از شترهای سرخ بهتر است.

176- وعن أَنسٍ رضي اللَّه عنه أَنْ فَتًى مِنْ أَسْلَمَ قال: يا رسُولَ اللَّه إِنِّي أُرِيد الْغَزْوَ ولَيْس مَعِي مَا أَتجهَّزُ بِه؟ قال: « ائْتِ فُلاناً فإِنه قَدْ كانَ تَجَهَّزَ فَمَرِضَ » فَأَتَاهُ فقال: إِنَّ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يُقْرئُكَ السَّلامَ وَيَقُول: أَعْطِني الذي تجَهَّزْتَ بِه، فقال: يا فُلانَةُ أَعْطِيهِ الذي تجَهَّزْتُ بِه، ولا تحْبِسِي مِنْهُ شَيْئا، فَواللَّه لا تَحْبِسِينَ مِنْهُ شَيْئاً فَيُبَارَكَ لَكِ فِيه. رواه مسلم.

176- از انس رضی الله عنه روايت است که:
جوانی از قبيلهء اسلم گفت: يا رسول الله می خواهم جهاد کنم و آنچه که بايد خود را بوسيلهء آن مجهز کنم در اختيار ندارم.
فرمود: نزد فلانی برو که خود را آماده کرده بود، ولی مريض شد. او بنزد وی رفته گفت که: رسول الله صلی الله عليه وسلم  بر تو سلام می رساند و می گويد وسايلی که خود را به آن مجهز کرده بودی بمن ده. او گفت: ای فلانی! وسائلی که خود را با آن مجهز کرده بودم به او ده و چيزی از آنرا نگه مدار بخدا سوگند هيچ چيزی از آن را نگه نميداری که بعد برای تو در آن برکت نهاده شود.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:94.txt">21.باب تعاون بر نيکو کاری و پرهيزگاری</a><a class="text" href="w:text:95.txt">22.باب نصيحت و خير انديشی</a><a class="folder" href="w:html:96.xml">23. باب امر به معروف و کارهای پسنديده و نهي از منكر و کارهای زشت</a><a class="text" href="w:text:102.txt">24.باب در مورد سنگين بودن عذاب آنکه امر به کارهای خوب کند و از کارهای زشت منع نمايد، ولی سخنش مخالف عملش باشد</a><a class="folder" href="w:html:103.xml">25. باب به باز گرداندن امانت </a><a class="folder" href="w:html:107.xml">26.باب تحريم ظلم و امر به باز پس گرداندن حقوق مظلومان </a><a class="folder" href="w:html:114.xml">27.باب احترام به حريم مسلمين و حقوق شان و لزوم رحمت و شفقت بر آنان </a><a class="text" href="w:text:120.txt">28.باب پوشيدن عيوب مسلمين و منع از اشاعهء آن بدون ضرورت</a><a class="text" href="w:text:121.txt">29. باب برآوردن نيازمندی های مسلمين</a><a class="text" href="w:text:122.txt">30. باب شفاعت</a></body></html>قال الله تعالی: {وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى} المائدة: ٢
و قال تعالی: { وَالْعَصْرِ{1} إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ{2} إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ{3} العصر: ١ - ٣

خداوند می فرمايد: با هم بر نيکوکاری و تقوی همکاری و تعاون نماييد. مائده: 2
و هم می فرمايد: سوگند به عصر و زمانه، هر آينه انسان در زيانکاری است، مگر کسانيکه ايمان آورده و عمل صالح و همديگر را بحق و صبر توصيه کردند. عصر: 1 – 3 

قَالَ الإمام الشافعي - رَحِمَهُ الله - كلاماً معناه: إنَّ النَّاسَ أَوْ أكثرَهم في غفلة عن تدبر هذِهِ السورة.

امام شافعی رحمه الله گفته: هر آينه همهء مردم يا اکثر شان از تفکر و تدبر در اين سوره غافل اند.

177- عن أَبي عبدِ الرحمن زيدِ بن خالدٍ الْجُهَنيِّ رضيَ اللَّه عنه قال: قَالَ رَسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: مَنْ جهَّزَ غَازِياً في سَبِيلِ اللَّه فَقَدْ غَزَا وَمَنْ خَلَفَ غَازِياً في أَهْلِهِ بِخَيْرٍ فَقَدْ غَزَا» متفقٌ عليه.

177- از ابوعبد الرحمن زيد بن خالد جهنی رضی الله عنه روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: هر کس رزمنده ای را در راه خدا ساز و برگ دهد، در واقع جهاد کرده است. و آنکه بوجهی پسنديده سرپرستی فاميل غازيی را بنمايد، در واقع جهاد کرده است.

178- وعن أَبِي سعيدٍ الخُدْرِيِّ رضي اللَّه عنهُ أَنَّ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، بَعَثَ بَعْثاً إِلى بَني لِحيانَ مِنْ هُذَيْلٍ فقال: « لِيَنْبعِثْ مِنْ كُلِّ رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا وَالأَجْرُ بَيْنَهُمَا » رواه مسلم.

178- از ابوسعيد الخدری رضی الله عنه روايت است که گفت:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  هيئتی را به بنی لحيان قبيلهء هذيل فرستاده فرمودند: بايد از هر دو نفر يکی برای جهاد برانگيخته شود و مزد ميان هردو باشد.

179- وعن ابنِ عباسٍ رضي اللَّه عنهما أَنَّ رسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم لَقِيَ ركْباً بالرَّوْحَاءِ فقال: «مَنِ الْقوْم؟ » قالُوا: المُسْلِمُون، فَقَالُوا: مَنْ أَنْت؟ قال: «رسولُ اللَّه» فَرَفَعَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ صَبِيًّا فَقَالَت: أَلَهَذَا حَج؟ قال: « نَعمْ وَلَكِ أَجْرٌ » رواه مسلم.

179- از ابن عباس رضی الله عنهما روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  چند سواری را در روحاء (اسم جايی است نزديک مدينه) ملاقات نموده فرمودند: از کدام گروه اند؟
گفتند: مسلمانيم.
آنان گفتند: تو کی هستی؟
فرمود: رسول 