 اليَد العلْيا خَيْرٌ مِنَ اليَدِ السُّفْلى » وَاليَد العُليا هِيَ المُنْفِقة ، والسُّفْلَى هِيَ السَّائِلَة. متفقٌ عليه.

531- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم در حاليکه بر منبر بود، فرمود: و از صدقه و عفت از سؤال ياد آوری نمود، همانا دست بالا بهتر است از دست پائين، ودست بالا دستی است که خرج می کند، و دست پائين دست سؤالگری است.

532- وعن أبي هُريرة رضي اللَّه عنه قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ سَأَلَ النَّاس تَكَثُّراً فَإِنَّمَا يَسْأَلُ جَمْراً، فَلْيسْتَقِلَّ أَوْ لِيَسْتَكْثِرْ» رواه مسلم.

532- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: کسيکه بواسطهء زياد شدن مالش سؤالگری کند، همانا پاره های آتش را می خواهد، پس بايد يا خود را از سؤالگری آزاد کند، يا اينکه طلب زيادت کند.
ش: قاضی عياض می گويد: اين شخص به عذاب جهنم عذاب می شود و احتمال دارد که بر ظاهرش باشد، زيرا آنکه بدون حق، سؤالگری می کند، شعلهء آتشی می شود که بدان داغ می گردد، چنانچه در مانع زکات ثابت شده است.

533- وعن سمُرَةَ بنِ جُنْدبٍ رضي اللَّه عنه قال: قال رسُولُ اللَّه صلى اللَّه عليه وآله وسَلَّم: « إِنَّ المَسأَلَةَ كَدُّ يكُدُّ بها الرَّجُلُ وجْهَه، إِلاَّ أَنْ يَسأَلَ الرَّجُلُ سُلْطاناً أَوْ في أَمْر لابُدَّ مِنْهُ » رواهُ الترمذي وقال: حديث حسن صحيح 

533- از سمره بن جندب رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: همانا خواهش گدايی خدشه ايست که شخص بدان رويش را لکه دار می کند، مگر اينکه شخص از پادشاه طلب کند، يا سؤال کند، در امری که لازمی است.

534- وعن ابن مسعودٍ رضيَ اللَّه عنه قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ أَصابَتْهُ فَاقَةٌ فَأَنْزَلَهَا بِالنَّاسِ لَمْ تُسَدَّ فاقَتُه، وَمَنْ أَنْزَلها باللَّه، فَيُوشِكُ اللَّه لَهُ بِرِزقٍ عاجِلٍ أَوْ آجِلِ » رواهُ أبو داود، والترمذي وقال: حديث حسن.

534- از ابن مسعود رضی الله عنه مروی است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: آنکه به گرسنگی مبتلا شده و آنرا به مردم نسبت دهد، گرسنگی اش چاره نشود، و آنکه آنرا به خدا نسبت دهد، پس بزودی خداوند برايش رزقی زود رس يا دير رس برساند.

535- وعَنْ ثَوْبانَ رضيَ اللَّه عنه قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ تَكَفَّلَ لي أَن لا يسْأَلَ النَّاسَ شَيْئا، وَأَتَكَفَّلُ له بالجَنَّة؟ » فقلت: أَنا، فَكَانَ لاَ يسْأَلُ أَحَداً شَيْئا، رواه أبو داود بإِسنادٍ صحيح.

535- از ثوبان رضی الله عنه روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: کی به من تضمين ميدهد تا از مردم چيزی را نطلبد و من بوی بهشت را ضمانت کنم؟
گفتم: من. و او از کسی چيزی نمی طلبيد.

536- وعن أبي بِشْرٍ قَبِيصَةَ بن المُخَارِقِ رضي اللَّه عنه قال: تَحمَّلْت حمَالَةً فَأَتَيْتُ رَسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم أَسْأَلُهُ فيها، فقال: « أَقِمْ حَتَّى تَأْتِينَا الصَّدَقَةُ فَنأْمُرَ لكَ بِها » ثُمَّ قال: «ياَ قَبِيصَةُ إِنَّ المَسأَلَةَ لا تَحِلُّ إِلاَّ لأَحَدِ ثَلاثَةٍ : رَجُلٌ تَحَمَّلَ حمالَةً ، فَحَلَّتْ لَهُ المَسْأَلَةُ حَتَّى يُصيبَها، ثُمَّ يُمْسِك. ورجُلٌ أَصابَتْهُ جائِحَةٌ اجْتَاحَتْ مالَه، فَحَلَّتْ لهُ المَسأَلَةُ حَتَّى يُصِيبَ قِوَاماً مِنْ عيْش،أَوْ قال: سِداداً مِنْ عَيْش،ورَجُلٌ أَصابَتْهُ فاقَة ، حَتى يقُولَ ثلاثَةٌ مِنْ ذَوي الحِجَى مِنْ قَوْمِه: لَقَدْ أَصَابَتْ فُلاناً فَاقَةٌ ، فحلَّتْ لَهُ المسْأَلةُ حتَّى يُصِيبَ قِواماً مِنْ عَيْش،أَوْ قالَ: سِداداً مِنْ عَيْش. فَمَا سِواهُنَّ مِنَ المَسأَلَةِ يا قَبِيصَةُ سُحْت، يأَكُلُها صاحِبُها سُحْتاً » رواهُ مسلم.

536- ابوبشر قبيصه بن مخارق رضی الله عنه گفت:
باری را بر دوش برداشتم و به خدمت رسول الله صلی الله عليه وسلم  آمدم، تا در موردی از ايشان چيزی بطلبم. آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: برخيز تا صدقه ای بما برسد و چيزی از آن را برايت تخصيص دهيم و سپس فرمود: ای قبيصه همانا سؤالگری جواز ندارد، مگر برای يکی از اين سه نفر: 
- مردی که باری را بر دوش بردارد (يعنی جنگی ميان دو گروه بوقوع بپيوندد و شخص ميان شان طرح صلح افگنده برای رفع خصومت مالی را بر ذمه اش نهد) پس سؤال برای وی رواست تا به آن برسد و باز خود را نگه دارد.
- مردی که به او آفتی رسيده و مالش را نابود کند. پس سؤال برای او رواست تا به آنچه که زندگی اش را بدان ادامه دهد برسد، يا گفت برای سد رمق.
- و مرديکه بگرسنگی مبتلا شود تا که 3 تن از مردم فرزانهء قومش بگويند: حقا که فلانی به فقر و فاقه گرفتار شده. پس سؤالگری برای او جائز است تا به آنچه زندگيش را بدان ادامه دهد، برسد. يا فرمود: سد رمق.
و ما ورای اين، ای قبيصه! سؤال کردن حرام است و صاحبش آنرا به گونه ای حرام می خورد.

537- وعن أبي هريرة رضيَ اللَّه عنه أَنَّ رسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « لَيْسِ المِسْكِينُ الَّذِي يطُوفُ عَلى النَّاسِ تَرُدُّهُ اللُّقْمَةُ واللُّقْمَتان، وَالتَّمْرَةُ والتَّمْرتَان، وَلَكِنَّ المِسْكِينَ الَّذِي لا يجِـدُ غِنًى يُغنِيه، وَلاَ يُفْطَنُ لَه، فَيُتَصدَّقَ عَلَيْه، وَلاَ يَقُومُ فَيسْأَلَ النَّاسَ » متفقٌ عليه.

537- ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: مسکين کسی نيست که گرد مردم بگردد و يک لقمه يا دو لقمه يا يک خرما يا دو خرما به او بدهند، ولی مسکين کسيست که غنايی نمی يابد تا او را کفايت کند، و کسی از حالش هم خبر دار نمی شود تا برايش صدقه داده شود و ايستاده نمی شود که از مردم سؤال کند.
 
538- عَنْ سالمِ بنِ عبدِ اللَّهِ بنِ عُمَر، عَنْ أَبيهِ عبدِ اللَّه بنِ عُمَر، عَنْ عُمَرَ رضي اللَّه عنهم قال: كان رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يُعْطِيني العطَاء، فَأَقُول: أَعطهِ مَن هو أَفقَرُ إِلَيهِ مِنِّي، فقال: « خُذه، إِذَا جاءَكَ مِن هذا المَالِ شَيء، وَأَنْتَ غَيْرُ مُشْرِفٍ ولا سَائِل، فَخُذْهُ فتَموَّلْهُ فَإِن شِئتَ كُلْه، وإِن شِئْتَ تَصْدَقْ بِه، وَمَا لا، فَلا تُتبِعْهُ نَفْسَكَ » قال سالم: فَكَانَ عَبدُ اللَّه لا يسأَلُ أَحداً شَيْئا، وَلا يَرُدُّ شَيئاً أُعْطِيه. متفقٌ عليه.

538- از سالم بن عبد الله بن عمر از پدرش عبد الله بن عمر رضی الله عنهم روايت شده که گفت:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  بمن چيزی ميداد و من به او می گفتم: او را بکسی ده که از من نيازمندتر است. آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: بگير آن را، اگر چيزی از اين مال برايت بيايد بدون اينکه تو چشمداشتی از آن داشته باشی، و يا آن را بطلبی، آنرا بگير و خود بگردان. اگر خواستی آنرا بخور و اگر خواستی آنرا 