ندگی می‌کنند. چگونه می‌شود این چیزها را بر آنان تحریم کرد؟ مثل این است که زندگی را بر آنان حرام کرده‌ایم. 
همچنین در اروپا و آفریقا مردمانی هستند که موسیقی برایشان یک هنر پیشرفته‌ای است که روح انسان را جلا و پرورش و ترقی معنوی می‌دهد. هر گاه به بتهوون یا سمفونی چهارم یا هفتم گوش دهی، به آنان (اروپائیان) می‌گویی که این چیزی است منکر و حرام است. آنان نیز متنفر می‌شوند. پس به ناچار باید چیزهایی که عمومی گشته را آسان سازیم. ( 1)
علمای گذشته سعی‌شان بر این بود که معاملات مردم را، در امور گوناگون تصحیح کنند. سعی می‌کردند آن معامله غلط را از آن حکم مکروه بودن خارج کنند و آن را با یک حکم شرعی دیگر تطبیق دهند تا آن معامله شرعی و حلال گردد. گاهی دنبال یک حکم ضعیف شرعی یا دنبال یک حیله شرعی می‌گشتند. گاهی نیز حکمی را از مذهبی دیگر می‌گرفتند و یا از مذهبی دیگر تقلید می‌کردند. از زیباترین جملات به جا مانده از آنان آن گاه که قولی را بر قول دیگری ترجیح می‌دادند این جمله است : «این برای مردم بهتر و ساده‌تر است». این یکی از چیزهای مطلوب برای آسان گرفتن است. یکی دیگر از چیزهایی مطلوب برای آسان گرفتن، موازنه بین نصوص جزیی در دین و هدف‌های کلی در دین است. 
----------------------------------
(1 ) لازم به تذکر است که دلیل تحریم موسیقی در صحیح بخاری وارد شده است , رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند : لَيَكُونَنَّ مِنْ أُمَّتِى أَقْوَامٌ يَسْتَحِلُّونَ الْحِرَ وَالْحَرِيرَ وَالْخَمْرَ وَالْمَعَازِفَ . گروهی در گذشته وحال با دلیلهای واهی این حدیث را ضعیف دانسته اند , در صورتی که جمهور علمای حدیث آن را صحیح دانسته اند , از این دسته می توان عالم شهیر علم مصطلح ابن الصلاح را نام برد که در کتابش  (المقدمه ص 36 ) می فرماید : این حدیثی صحیح معروف به اتصال سند بر شرط صحیح است . 
ثانیا : اصل وقاعده در دین اسلام این است که هر گاه خداوند حکمی را مشروع کرد مسلمانان بدون درنگ آن حکم را اجرا کنند , در این باره خداوند می فرماید :
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏ النور: ٥١.
گفتار مؤمنان هنگامى كه آنان را به سوى خدا و پيامبرش مى‏خوانند تا ميانشان داورى كند، فقط اين است كه مى‏گويند: شنيديم و اطاعت كرديم و اينانند كه رستگارند. (51)
 بنابراین شایسته نیست شریعت خداوند را به دلیل اینکه مردم عادت به معصیتی کرده اند تعطیل کرد .
ثالثا : آیا اگر کسی در کشوری زندگی می کند که زنا , ربا , وغیره امری عادی تلقی شود ومردم به گونه ای به آن عادت کرده اند نیز می توان گفت که باید برای آنها مباح یا مکروه دانسته شود ؟! هرگز چنین نیست . زیرا عرب زمان جاهلیت کاملا به خمر عادت کرده بودند به گونه ای که بسیار دشوار بود آن را از برنامه ی روزمره ی خود خارج کنند , ولی اسلام نگفت باید بر آنها آسان گرفت زیرا به خمر عادت کرده اند بلکه این نوشیدنی پلید را در طی چهار مرحله تحریم کرد و صحابه نیز با جان ودل از حکم خداوند اطاعت کردند .  (مصحح)طبعاً در مصر مدارسی وجود دارد که به این موضوعات می‌پردازد. مدارسی هستند که فقط به نصوص جزیی می‌پردازند در حالی که از اهداف کلی غافلند. من آنان را ظاهریان جدید نامیده‌ام. یعنی : آنان ادامه‌دهندگان راه ظاهریان قدیم هستند، در حالی که آن علمی که ظاهریان قدیم داشتند آنان ندارند. علم هیچ کدامشان به علم داود ظاهری یا ابن حزم نمی‌رسد. تنها بهانة اینها و تنها وجه تشابهشان فقط همان جمود فکری و تنگ‌نظری مذهب ظاهری است. 
ابن حزم یکی از امامان برجسته در بین مسلمانان و یکی از فرهیختگان فرهنگ اسلامی است. انسانی است دارای فرهنگی وسیع و عقلی با درایت. اما هر کدام از اینان دارای نقاط ضعفی هستند. نقطه ضعف ابن حزم این است که قیاس را قبول ندارد و منکر فلسفه احکام است و بر این اساس، نظرش درباره این حدیث چنین است : «لایبولنّ أحدکم فی الماء الدّائم». در آب ایستاده ادرار نکنید. می‌گوید : صحیح نیست برای انسان، که در آب ایستاده ادرار کند. اما اگر در شیشه یا ظرفی ادرار کند سپس آن را در همان آب بریزد، هیچ گناهی ندارد؛ زیرا او که در آب ادرار نکرده است. اما نتیجه‌اش که یکی است. او فقط معنای ظاهری حدیث را در نظر می‌گیرد. 
حدیث دیگری می‌گوید : از دختر باکره اجازه خواسته می‌شود و اجازه او سکوتش است. این بدان خاطر است که دختر دوشیزه شرم می‌کند. مثلاً، هر گاه دختر گفته شود نظرت درباره فلان پسر چیست؟ می‌بینی که صورتش از خجالت سرخ شده، ساکت می‌ماند و حرف نمی‌زند. پس سکوت نشانه رضایت است. اما اگر یک دختر تحصیل‌کرده دانشگاهی بیاید و به پدرش بگوید : به خدا من با درخواست فلان پسر موافق هستم و او مرد بسیار خوبی است. ابن حزم می‌گوید : نه ... این ازدواج باطل است؛ زیرا آن حدیث می‌گوید : اجازة دختر فقط همان سکوتش است. این دختر صحبت کرده و حرف زده است. وی آن را رد می‌کند؛ زیرا با حرف زدن و صحبت کردن با این درخواست موافقت کرده است. ظاهریان نیز دارای چنین جمود فکری هستند. 
هر چند ابن حزم دارای جایگاه بزرگی است و استنباط‌هایش از نصوص قرآن و حدیث بسیار خوب است. اما بعضی از کارهایش‌ خیلی عجیب است. من بعضی از افراد را می‌بینم که در بعضی امور تنگ‌نظرند. این تنگ‌نظری و جمود فکری صفتی است از صفات انسان. حتی دری عصر صحابه نیز بوده. کسانی بودند که فقط به حروف و ظاهر حدیث نگاه می‌کردند و معنای ظاهری حدیث را می‌گرفتند. همه ما قضیة «من کان یومن بالله و الیوم الاخر ف لایصلّین العصر الاّ فی بنی‌قریظه». را  می‌دانیم. پیامبرص بعد از پایان غزوه خندق یا احزاب فرمود : «من  کان یومن بالله و الیوم الاخر فلایصلّین العصر الاّ فی بنی‌قریظه». هر کس که به خدا و روز آخرت ایمان دارد، نماز عصر را نخواند مگر در سرزمین بنی‌قریظه. اصحاب بلند شدند و حرکت کردند. در بین راه گروهی از اصحاب به افق نگاه کردند و دیدند که خورشید نزدیک است که غروب کند و چیزی نمانده تا وقت نماز عصر ضایع گردد. پیامبرص از ما نخواسته که نماز عصر نخوانیم، از ما خواسته که با عجله و شتاب به آنجا برویم. پس در بین راه نماز عصر خواندند. اما گروهی دیگر از اصحاب گفتند : نه، پیامبرص فرموده، نماز عصر نخوانید مگر در بنی‌قریظه. پس ما نماز عصر نمی‌خوانیم مگر در بنی‌قریظه. حتی اگر نصف شب به آنجا برسیم. هر گاه به آنجا رسیدیم نماز می‌خوانیم. در نتیجه ظاهر حدیث را گرفتند. این خبر به گوش پیامبرص رسید. پیامبرص هیچ گروهی را سرزنش نکردند. حدیت یکی از آنها را نیز ملامت نکرد؛ زیرا کار هر دو گروه درست و صحیح بود. پیامبرص فرمود : کسانی که در راه نماز خواندند، آنان کسانی‌اند که کار صحیح انجام داده‌اند و کسانی که در راه نماز نخواندند، در اولین فرصتی که به آنجا رسیدند، نماز خوان