داوند سبحان‌ در قرآن‌ عظيم‌الشأن‌ بدان‌ اشاره‌ نموده‌ است‌ و امدادهاي‌ غيبي‌ كه‌ رسول‌ الله ـ صلي‌ الله عليه‌ وسلم‌ ـ در احاديث‌ مباركش‌ بيان‌ فرموده‌ است‌، همگي‌ صحيح‌ و درست‌ هستند و هميشه‌ و در همه‌ زمان‌ قابل‌ اجرا هستند.
آيا در جنگ‌ «بدر» امدادهاي‌ غيبي‌ و لشكرهاي‌ الهي‌ حضور نيافتند، آيا در بسياري‌ ميدان‌ها مسلمانان‌ با تعداد اندك‌ بر دشمناني‌ كه‌ تعدادشان‌ چندين‌ برابر بود، غالب‌ نگشتند، آيا مسلمانان‌ با تجهيزات‌ بسيار اندك‌ و قديمي‌، ابرقدرت‌هاي‌ زمان‌ خويش‌ را از پاي‌ درنياوردند، آيا «عمر»ها و «سعد»ها و «ربعي‌»ها، امپراتوري‌ روم‌ و ايران‌ آن‌ روزي‌ را متزلزل‌ نكردند، 
آري‌! همه اينها به‌ خاطر امدادها و كمك‌هاي‌ خداوند بود، همان‌ الطاف‌ و عناياتي‌ كه‌ در قرآن‌ مجيدش‌ به‌ آن‌ وعده‌ داده‌ بود كه‌ مسلمانان‌ هميشه‌ پيروز خواهند گشت‌. پس‌ وعده‌هاي‌ خداوند متحقق‌ گشت‌ و هيچ‌ نقصي‌ در آن‌ وجود نداشت‌، اما عصر ما چرا؟!!!
حال‌ اين‌ سؤال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ مگر امدادهاي‌ خداوند و وعده‌هاي‌ الهي‌ مربوط‌ به‌ عهد رسول‌ الله ـ صلي‌ الله عليه‌ وسلم‌ ـ مي‌باشد و با گذشت‌ آن‌ دوران‌ اين‌ وعده‌ها تغيير يافته‌ است‌ يا نه‌؟
 عزيزان‌! قرآن‌ همان‌ قرآن‌ و پروردگار نيز همان‌ پروردگار رسول‌ الله ـ صلي‌ الله عليه‌ وسلم‌ ـ و اصحاب‌ گرامي‌ است‌، اما اينجا سه‌ نكته مهم‌ وجود دارد:
 1ـ ابتلا و آزمايش‌
خداوند متعال‌، گاه‌ وقتي‌ مؤمنان‌ واقعي‌ را نيز مورد ابتلا و آزمايش‌ قرار مي‌دهد تا خير و نيكي‌ بالاتر و بيشتري‌ را به‌ آنها عنايت‌ فرمايد، چه‌ بسا در بطن‌ مشكلات‌ و فشارهايي‌ كه‌ بر آنها وارد مي‌آيد، پيروزي‌هاي‌ بزرگي‌ وجود نداشته‌ باشد و آنها را به‌ اعلا مدارج‌ قُرب‌ نرساند.
پس‌ شايد گاه‌ وقتي‌ شكست‌ ظاهري‌ از اين‌ نوع‌ باشد.
 2ـ جنگ‌ بين‌ كفر و اسلام‌
جنگ‌ بايد بين‌ كُفر و اسلام‌ باشد تا خداوند امداد و ياري‌ مسلمانان‌ نمايد، اما بسياري‌ از جنگ‌ها هست‌ كه‌ فقط‌ به‌ خاطر مسائل‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و هر چند كشور مورد تعرض‌ مسلمان‌ باشند، اما جنگشان‌ به‌ خاطر اسلام‌ نيست‌، همانند جنگ‌ اخير عراق‌، نه‌ «صدام‌» به‌ خاطر اسلام‌ مي‌جنگيد و نه‌ «متجاوزان‌» به‌ خاطر مبارزه‌ با اسلام‌ به‌ عراق‌ حمله‌ كردند، بلكه‌ قضيه مسائل‌ قدرت‌ و نفت‌ و... بود. 
 3ـ خداوند مؤمنان‌ واقعي‌ را در مي‌يابد.
اين‌ نكته‌ نيز بسيار مهم‌ است‌ كه‌ ما بدانيم‌ خداوند سبحان‌ وعده‌هايي‌ كه‌ فرموده‌ است‌ در مورد مؤمنان‌ واقعي‌ است‌، نه‌ افرادي‌ كه‌ خودشان‌ سراسر جنايتكار و فسادكار هستند. 
ما اگر به‌ عنوان‌ مثال‌، گذشته حكومت‌ «بعث‌» را بنگريم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ در وقت‌ سركار آمدن‌ «صدام‌» چندين‌ هزار كُرد مظلوم‌ را در سياه‌چال‌ها از بين‌ بردند تا نسل‌ كُرد را در عراق‌ منقرض‌ سازند، هيچ‌ كُردي‌ فراموش‌ نكرده‌ است‌ كه‌ در هيروشيماي‌ كُردستان‌، يعني‌ حلبچه مظلوم‌ چه‌ گذشت‌! پس‌ چگونه‌ بايد انتظار داشته‌ باشيم‌ كه‌ خداوند به‌ فرياد اين‌ جنايتكاران‌ برسد.
اگر هم‌ براي‌ مردم‌ مظلوم‌ و مسلمان‌ آنجا ناراحت‌ باشيم‌، اصلاً جاي‌ ناراحتي‌ ندارد چرا كه‌ آناني‌ كه‌ استقامت‌ كردند و كشته‌ شدند، شهداي‌ واقعي‌ هستند، پس‌ در اين‌ قُرب‌ قيامت‌ به‌ درجه رفيع‌ شهادت‌ نائل‌ آمده‌اند كه‌ اين‌ خود بزرگ‌ترين‌ پيروزي‌ است‌، درر واقع‌ خداوند آنان‌ را ياري‌ رسانده‌ و به‌ فكر آنان‌ بوده‌ كه‌ اين‌ پيروزي‌ مهم‌ را نصيبشان‌ كرده‌ است‌.
(إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي کُنتُمْ تُوعَدُونَ(30) نَحْنُ أَوْلِيَاؤُکُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَکُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ(31))(فصلت‌ / 30- 31)
«كساني‌ كه‌ مي‌گويند: پروردگار ما تنها خداست‌، و سپس‌ (بر اين‌ گفته خود كه‌ اقرار به‌ وحدانيّت‌ است‌، مي‌ايستند و آن‌ را با انجام‌ قوانين‌ شريعت‌ عملاً نشان‌ مي‌دهند، و بر اين‌ راستاي‌ خداپرستي‌ تا زنده‌اند) پابرجا و ماندگار مي‌مانند (در هنگام‌ آخرين‌ لحظات‌ زندگي‌) فرشتگان‌ به‌ پيش‌ ايشان‌ مي‌آيند (و بدانان‌ مژده‌ مي‌دهند) كه‌ نترسيد و غمگين‌ نباشيد و شما را بشارت‌ باد به‌ بهشتي‌ كه‌ (توسط‌ پيغمبران‌) به‌ شما (مؤمنان‌) وعده‌ داده‌ مي‌شد. (و فرشتگان‌ به‌ ايشان‌ خبر مي‌دهند كه‌) ما ياران‌ و ياوران‌ شما در زندگي‌ دنيا و در آخرت‌ هستيم‌ و در آخرت‌ براي‌ شما هر چه‌ آرزو كنيد هست‌، و هر چه‌ بخواهيد برايتان‌ فراهم‌ است‌...».مؤمن‌ واقعي‌ چه‌ كسي‌ است‌؟

در كتاب‌ و سنت‌، تعاريف‌ گوناگون‌ و بسيار زيادي‌ در مورد مؤمن‌ واقعي‌ بيان‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ مختصر مي‌توان‌ گفت‌؛
مؤمن‌ واقعي‌ كسي‌ است‌ كه‌ خود را فداي‌ خدا و رسول‌ خدا ـ صلي‌ الله عليه‌ وسلم‌ ـ بنمايد، و خواست‌ خويش‌ را قربان‌ خواست‌ خدا و رسولش‌ بكند و در تمام‌ امور از قرآن‌ و سنت‌ تبعيّت‌ نمايد، نه‌ اينكه‌ بخشي‌ از آن‌ را گرفته‌ و بخش‌ ديگر را رها سازد، كه‌ در اين‌ صورت‌ امدادهاي‌ خداوند شامل‌ حالش‌ نشده‌ و وعده‌هاي‌ الهي‌ براي‌ مؤمنين‌ كامل‌، در مورد او صدق‌ نمي‌كند.
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ کَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ)(بقره‌ / 208)
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد، همگي‌ (اسلام‌ را به‌ تمام‌ و كمال‌ بپذيريد و) به‌ صلح‌ و آشتي‌ درآئيد، و از گامهاي‌ اهريمن‌ (و وسوسه‌هاي‌ وي‌) پيروي‌ نكنيد (و به‌ دنبال‌ او راه‌ نرويد) بي‌گمان‌ او دشمن‌ آشكار شماست»‌.
پس‌ جلب‌ و جذب‌ امدادهاي‌ خداوندي‌ منوط‌ به‌ دخول‌ كامل‌ در دين‌ است‌، كسي‌ كه‌ بعضي‌ را كه‌ مطابق‌ ميلش‌ است‌ اختيار كند و بعضي‌ ديگر را كه‌ براي‌ او مشكل‌ است‌، رها سازد، اين‌ فرد را مؤمن‌ واقعي‌ و كامل‌ نمي‌گويند.
اگر ياران‌ پيامبر (ص) در ميدان‌هاي‌ مختلف‌ پيروز مي‌شدند و خداوند سريعاً دعايشان‌ را قبول‌ مي‌فرمود، به‌ خاطر دخول‌ كاملشان‌ در دين‌ بود و تبعيّت‌ كامل‌ از پيامبر ـ صلي‌ الله عليه‌ وسلم‌ ـ آنان‌ كاملاً خود را فداي‌ رسول‌ الله ـ صلي‌ الله عليه‌ وسلم‌ ـ كرده‌ بودند و براي‌ گسترش‌ اسلام‌ دست‌ به‌ هر كاري‌ مي‌زدند و هميشه‌ به‌ دنبال‌ كسب‌ رضاي‌ الهي‌ بودند.
مي‌بينيم‌ كه‌ در جنگ