ه رسول خدا(ص) به ما فرمودند: 
« أن الرجل يصبح على الإسلام ثم يمسي وليس معه من الإسلام شيء، ثم يقاتل المسلمين، فيرتد وينكص قلبه ويقتله الله غدا، وسيكون هذا فيما بعد».
«روزگاری فرا می‌رسد که فرد مسلمان چون شب کند بر اسلام باشد و چون روز بعد فرا رسد بر کفر باشد؛ آن‌گاه با دیگر مسلمانان به کارزار بپردازد. او قبلاً از دین برگشته است اما خداوند شر او را از سر مسلمانان کم می‌کند و او را به هلاکت می‌رساند»(4) 
حذیفه که کاملاً به جریانات فتنه‌ها آشنا بود تلاش می‌کرد با مدارا، فتنه را آرام کند و با عنایت به سخنان رسول خدا(ص) هرگز از وقوع چنین فتنه‌ای متعجب نشد.(5) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/338). 
2) الخلفاء الراشدون، ص140. 
3) تاریخ طبری (5/339). 
4) تاریخ طبری (5/342). 
5) حذیفة بن الیمان، ابراهیم العلی، ص 86 و الخلفاء الراشدون، ص141. پس از این ماجرا، ابوموسی اشعری بر منبر رفت و به مردم چنین گفت: ای مردم! دیگر اقدام به چنین کاری نکنید و از عصیان و تمرد بپرهیزید؛ وحدت خود را حفظ کنید و از رهبران خود اطاعت نمایید. از شتاب و تعجیل در مسايلتان اجتناب ورزید و بدانید که بزودی عثمان امیری را بر شما تعیین خواهد نمود. مردم از او خواستند که امام جماعت آنان را بر عهده گیرد اما او نپذیرفت و شرط گذاشت که مردم اعلام کنند از دستورات عثمان اطاعت خواهند کرد. مردم نیز چنین کردند و اعلام نمودند عثمان هر چه بگوید از او اطاعت کنند.(1) 
اما حقیقت چیز دیگری بود و فتنه‌انگیزان به دروغ و برای فریب مردم چنین عهدی بستند. به این ترتیب ابوموسی تا زمانی که عثمان او را به ولایت کوفه تعیین نمود امامت جماعت مردم شهر را بر عهده داشت و چون نامه عثمان مبنی بر انتصاب او به ولایت آن دیار به او رسید توانست اوضاع و احوال شهر را سر و سامان دهد. پس از آرامش اوضاع نیز حذیفه بن یمان به آذربایجان بازگشت تا روند فتوحات ادامه یابد. همچنین دیگر والیان و امرا نیز هر یک به مناطق تحت امر خود در ایران مراجعت نمودند.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/339). 
2) الخلفاء الراشدون، ص142. پس از شورش منافقان و فتنه‌انگیزان کوفه، عثمان نامه‌ای خطاب به آنان نوشت که بیانگر میزان درک بالای او از مسايل و رویدادهای آن روزگار است. همچنین در این نامه می‌توان به روش حکیمانه عثمان(رض) در مهار فتنه‌ها و آشوب‌ها را مشاهده نمود. هر چند او یقین داشت که طغیان فتنه‌ها در راه است و او قادر نخواهد بود مانع شعله‌ور شدن آن‌ها شود. او در این نامه چنین می‌گوید: «من فردی را که خود به جای سعید بر گزیدید، به امارت بر شما تعیین نمودم، بدانید که من آبرویم را به خطر می‌اندازم و در برابر شما صبر پیشه می‌کنم تا بتوانم شما را اصلاح کنم، شما هر چه را که دوست دارید از من بخواهید و من نیز آن را تا زمانی که مخالف دستورات خداوند(عزوجل) نباشد به شما خواهم داد و هر چه را که نمی‌پسندید به من بگویید تا آن را مادام که گناهی در آن نباشد از شما دور سازم. این را می‌گویم تا دیگر شما را بر من حجتی نباشد». عثمان، علاو بر کوفه، نامه‌هایی با این مضمون را به دیگر مناطق ارسال نمود تا بر مردم قرائت شوند(1) . خداوند(عزوجل) از عثمان(رض) خشنود باشد که این چنین نیکوکار بود و در برابر دروغ‌ها و افتراهای سبئیان به چه میزان سعه صدر داشت.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/343). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:437.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:438.txt">نخست: عثمان(رض) به پیشنهاد صحابه(رض) هیأت‌های تحقیق و تفحص را به مناطق مختلف اعزام می‌کند</a><a class="text" href="w:text:439.txt">دوم: ارسال نامه به سرزمین‌های مختلف</a><a class="folder" href="w:html:440.xml">سوم: مشورت عثمان(رض) با والیان و امرای خود</a><a class="text" href="w:text:444.txt">چهارم: اقامه حجت و برهان بر ضد توطئه‌گران</a><a class="text" href="w:text:445.txt">پنجم: اجابت تعدادی از درخواست‌های معترضان</a><a class="folder" href="w:html:446.xml">ششم: اصولی که عثمان(رض) بر اساس آن‌ها با فتنه برخورد می‌کرد</a></body></html>از مطالعه اسناد و مدارک تاریخی می‌توان دریافت که عثمان برای مواجهه با این فتنه و آشوب، چندین روش را در پیش گرفت که عبارتند از: با شیوع شایعات و اکاذیبی که سبئیان در اقصی نقاط بلاد اسلامی پراکنده بودند محمد بن مسلمه و طلحه بن عبیدالله(رض) نزد عثمان آمدند و از او سؤال کردند که آیا آن شایعات را شنیده است؟ عثمان نیز که تا آن زمان آن شایعات به گوشش نرسیده بود از ایشان خواست تا آن‌ها را برای او بازگو کنند. چون عثمان از آن مسايل باخبر شد با صحابه مشورت نمود تا راه حلی را برای مقابله با آن‌ها بیابد. صحابه به او پیشنهاد کردند تا او هیأت‌هایی را برای تحقیق و تفحص و تشخیص صحت و سقم این اخبار و شایعات به مناطق مختلف اعزام نماید. عثمان نیز چنین کرد و صحابه‌ای را که کاملاً مورد اعتماد و اطمینان او بود به آن سرزمین‌ها فرستاد. او محمد بن مسلمه(رض) را که در عهد عمر(رض) مسئول محاسبه و بازخواست از والیان و امرا بود به کوفه اعزام نمود. أسامه بن زید بن حارثه را که رسول خدا(ص) هم خود او و هم پدرش را بسیار دوست می‌داشت و بدو اعتماد کامل داشت تا آن‌جا که پیش از وفات، او را امیر لشکری نمود که قصد داشت به جانب روم بفرستد و در هنگام وفات نیز، به صحابه سفارش فرمود که حتماً لشکر اسامه را اعزام کنند، به بصره فرستاد. عمار بن یاسر را که از سابقین در اسلام بود و جزو مجاهدین در راه خدا به حساب می‌آمد به مصر گسیل داشت و عبدالله بن عمر را که مردی صالح و با تقوا بود به شام اعزام نمود. تمامی این صحابه، کار مهم و طاقت فرسای خود را با موفقیت انجام دادند و همزمان با هم به مدینه بازگشتند و تنها عمار بود که پس از تأخیری کوتاه، بعد از آنان نزد عثمان برگشت. آنان پس از پرس‌وجو از ساکنان آن سرزمین‌ها و تحقیق و تفحص از عملکرد والیان و امرا، اجماعاً به یک نتیجه واحد رسیده بودند.(1) 
آنان خطاب به مردم مدینه چنین گفتند: ای مردم! بدانید ما در آن سرزمین‌ها هیچ مسأله‌ای نیافتیم که خلاف دین و مصالح امت باشد. امرا و والیان، عدالت را در حق مردم رعایت کرده و به طور تمام و کمال حق و حقوقشان را پرداخت می‌نمایند و به طور شایسته امور ایشان را اداره می‌کنند هر چند در این میان، روایاتی وجود دارند که ادعا می‌کنند عمار بن یاسر علیه عثمان(رض) قیام کرد، اما باید دانست که سند و متن این روایات ضعیف است و از اشکالات بسیاری برخوردار می‌باشند.(2) 
چون بازرسان نزد عثمان بازگشتند به او اطلاع دادند که هیچ مورد خاصی را در ارتباط با والیان مشاهده نکردند تا خلیفه آنان را عزل نمایند. آنان اعلام کردند که مردم در امنیت و رفاه و آرامش و عدالت بسر می‌برند و بذر این شایعات و شبهات را تنها کینه‌توزان و دشمنان اسلام و مسلمین در خفا و در میان مردم می‌افش