مسند احمد (1/396). 
3) فتنة مقتل عثمان (1/167) در سند این روایت، ضعیف وجود دارد. 
4) طبقات ابن سعد (3/71) سند آن، حسن است. 
5) فتنة مقتل عثمان (1/168) سند آن طبق یک قول، حسن است و طبق قولی دیگر صحیح. 
6) مسند احمد (4/419) (5/346). 
7) فتنة مقتل عثمان (1/168). 
8) منهاج السنة (3/202). ابوالأشعث روایت می‌کند که در دوران امارت معاویه بر شام، دسته‌ای از خطبا، در منطقه «ایلیا» گردهم آمده و هر یک سخنانی را بیان کرد، در این میان، مرّه بن کعب، بلند شد و گفت: می‌خواهم حدیثی را برایتان بازگو کنم که اگر به خاطر گفتن آن نبود در این‌جا سخن نمی‌گفتم: روزی نزد رسول خدا(ص) بودیم و ایشان راجع به فتنه‌ای که امت دچار آن خواهد شد سخن می‌گفت که ناگهان مردی از آن‌جا رد شد که سر و صورت خود را با عمامه پوشانیده بود، پیامبر خدا(ص) با دیدن او فرمود: 
«هذا يومئذ وأصحابه على الحق والهدى». 
«این مرد و حامیان او در آن روز، بر حقّ هستند و آنانند نجات یافتگان آن فتنه». 
من سؤال کردم: یا رسول الله(ص)! آیا منظورتان همین مرد است؟ وایشان رو به آن مرد کردند و فرمودند: « بله»، منظورم همین مرد است. چون دقت کردم فهمیدم که آن مرد کسی نبود جز عثمان بن عفّان.(1) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحابة (1/550). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:481.txt">1- ام حبیبه دختر ابو سفیان</a><a class="text" href="w:text:482.txt">2- صفیه همسر رسول خدا(ص)</a><a class="text" href="w:text:483.txt">3- ام المؤمنین عائشه(رض)</a><a class="text" href="w:text:484.txt">4- موضع زنان صحابه</a></body></html>چون شورشیان آب را بر منزل عثمان قطع می‌کنند او پسر همسایه خود، عمرو بن حزم انصاری را نزد علی بن ابی طالب، طلحه، زبیر، عائشه(رض) و دیگر همسران رسول خدا(ص) می‌فرستاد تا شاید آنان بتوانند به خانه او آب برسانند. در این میان علی و ام حبیبه زودتر از دیگران اقدام به آوردن آب به خانه عثمان می‌کنند. چون ام حبیبه قصد داشت آب را به داخل منزل عثمان برد بر اثر مخالفت و مقاومت شورشیان در برابر این اقدام، نزدیک بود که جان خود را نیز به خاطر این مسأله از دست بدهد. ماجرا از این قرار بود که چون ام حبیبه سوار بر استر خود به میان شورشیان رفت و توانست که خود را به خانه عثمان برساند، شورشیان جلوی او را گرفتند و پس از مجادله‌ای مختصر با او طناب پالان استر را با شمشیر قطع کردند و سپس استر را رم دادند؛ دیگر مردمان که این صحنه را دیدند به کمک ام حبیبه شتافتند و او را که نزدیک بود زیر سم‌های استر خود بیافتد نجات دادند(1) . او پس از مراجعت به منزل خود به مولایش ابن جراح دستور داد تا به خانه عثمان برود و او را تنها نگذارد و این فرد خود، از شاهدان ماجرای قتل عثمان(رض) و حوادث ناگواری بود که پس از شهادت عثمان(رض) در منزل او روی داد.(2)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دور المرأة السیاسی، أسماء محمد، ص340. 
2) تاریخ المدینه (2/298). صفیه نیز چون ام حبیبه تلاش نمود که خود را به خانه عثمان رساند اما شورشیان باز هم مانع او شدند. کنانه بن عدی بن ربیعه بن عبدالعزی بن عبد شمس بن عبد مناف نقل می‌کند که چون افسار مرکب صفیه را گرفتم تا او را به خانه عثمان برم مالک اشتر جلوی ما را گرفت(1)  و مانع نزدیک شدن صفیه به منزل عمثان شد. صفیه نیز که شرایط را این گونه دید به خانه خود برگشت و از طریق نصب چوب غذا و آب را از منزل خود به خانه عثمان می‌فرستاد.(2)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دور المرأة السیاسی، ص340. 
2) سیر اعلام النبلاء (2/237). پس از اتفاقی که برای بانو ام حبیبه رخ داد، عائشه(رض) با حالتی خشمگین از مدینه خارج شده و عزم مکه نمود، در میانه راه، مروان بن حکم از او خواست تا در مدینه بماند و از موضع عثمان(رض) حمایت کند، اما عائشه(رض) این درخواست را نپذیرفت و پاسخ گفت: که حاضر نیست چونان ام حبیبه به او تعرض شود و هیچ کس نیز از او حفاظت نکند؛ چرا که هیچ کس نمی‌داند عاقبت کار این مردمان به کجا می‌انجامد و تا کجا پیش خواهند رفت(1) . در واقع، عائشه(رض) قصد داشت تا با این هجرت اعتراض‌آمیز، در صفوف معترضان شکاف ایجاد کند. 
دیگر امهات المؤمنین نیز قصد عزیمت به جانب مکه را نمودند تا با ترک اعتراض‌آمیز مدینه دامن خویش را از این فتنه پاک نگه دارند. از طرف دیگر، این اقدام امهات المؤمنین راهی بود تا عثمان(رض) از شر این فتنه‌انگیزان نجات یابد. به عنوان نمونه، عائشه(رض) تلاش بسیار نمود تا برادرش، محمد بن ابی‌بکر را که از شورشیان حمایت می‌کرد متقاعد سازد تا با او به مکه آید اما محمد پیشنهاد او را نپذیرفت. حنظله کاتب که از کاتبان وحی نیز بود، با دیدن این صحنه، خطاب به محمد گفت: که آیا او دعوت خواهرش را نمی‌پذیرد اما به جار و جنجال آن فتنه‌انگیزان و گرگ صفتان لبیک می‌گوید(2) . آن‌گاه عائشه(رض) به برادرش گفت: به خداوند سوگند اگر می‌توانستم این حرکت شما را حرام گردانم بیقین آن را انجام می‌دادم(3) . این سخن، خود بیانگر موضع عائشه(رض) در محکومیت این حرکت باطل شورشیان است. در واقع او و دیگر امهات المؤمنین به خاطر اعتباری که میان مردم داشتند می‌توانستند صفوف معترضان را دچار شکاف نمایند. آن زنان بزرگوار با این هجرت اعتراض‌آمیز خود قصد داشتند مردمان را بار دیگر به جانب مادران خویش فرا خوانند و آنان را به رعایت حرمت نوامیس پیامبرشان دعوت کنند تا شاید با شنیدن سخنان ایشان و ارشادات و رهنمودهای لازم از طرف آنان، این مردمان حقایق را ببینند و دست از آن اقدامات جاهلانه بر دارند(4)  و این همان نکته‌ای است که امام ابن عربی نیز در کتاب خود بدان پرداخته است.(5) 
بدون شک آن بانوان بزرگوار از فرجام آن فتنه آگاه نبودند و هرگز نمی‌پنداشتند که آن مردمان دستان خود را به خون خلیفه بر حق خویش بیالایند. در حقیقت، همانطور که گفتیم آنان می‌خواستند تا آن مردمان چون گذشته که آرا و دیدگاه ایشان را جویا می‌شدند و از آن‌ها تبعیت می‌کردند بار دیگر به جانب آنان رجوع کند و از دنباله‌روی سران فتنه دست بردارند.(6) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/401). 
2) تاریخ الطبری (5/401). 
3) تاریخ الطبری (5/401). 
4) العواصم من القواصم، ص156. 
5) دور المرأة السیاسی، ص342. 
6) همان، ص343. الف: اسماء بنت عمیس نیز چون عائشه(رض) تلاش نمود به مقابله با فتنه بپردازد و به همین دلیل، پسرانش، محمد بن ابی بکر و محمد بن جعفر بن ابی طالب را فرا خواند و به آنان چنین گفت: بدانید که چراغ، خود می‌سوزد تا به مردم نور برساند. شما نیز بر حذر باشید در حق مردی که به شما ستم روا نداشته مرتکب گناه و ظلمی نشوید؛ چرا که این اقدامات نادرست امروز شما، فردا به سود دیگر خواهد بود. پس مراقب باشید که این کارهای امروزتان، باعث حسرت و ندامت فردایتان نشود. اما آن دو، بر تصمیم خود اصرار می‌ورزیدند و به همین دلیل، خشمگین از نزد اسماء رفتند. اما پ