ن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ يُکَلِّمُهُمْ وَلاَ يَهْدِيهِمْ سَبِيلاً اتَّخَذُوهُ وَکَانُواْ ظَالِمِينَ(148) وَلَمَّا سُقِطَ فَي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ(149)) الأعراف: ١٤٨ - ١٤٩ 
(بعد از (رفتن) موسي (به كوه طور براي مناجات رب غفور)، قوم او از زيورهايشان گوساله‌اي ساختند و آن را معبود خود گرفتند كه پيكر (بي‌جاني) بود و (تنها با مهارتي كه سامري در آن به كار گرفته بود) صداي گاو داشت. مگر نمي‌ديدند كه چنين پيكر گوساله‌گونه‌اي با آنان سخن نمي‌گويد و به راهي ايشان را راهنمائي نمي‌كند.  (به هر حال، انديشه گاوپرستي پيشين و بت‌پرستي پسين ايشان گُل كرد و غيبت موسي را غنيمت شمردند و) گوساله را به خدائي گرفتند و (به خود) ستم كردند. ‏ هنگامي كه پشيمان و سرگردان شدند و دانستند كه گمراه گشته‌اند، گفتند : اگر پروردگارمان بر ما رحم نكند و ما را نيامرزد، بيگمان از زيانكاران خواهيم بود). 
مرگ عثمان، خلیفه مسلمین، فضای مدینه را آکنده از غم و اندوه نمود و هر فرد حق طلبی را ناگزیر کرد تا سر در گریبان خویش برد و بر حال این خلیفه مظلوم اشک بریزد. پس از مرگ خلیفه بر حق، گروهک منحرف سبئیان امور شهر را در دست گرفتند و یکی از شیاطین خود بنام «غاففی بن حرب عکی» را امیر شهر رسول خدا(ص) کردند؛ در این میان عبدالله بن سبأ، رهبر و سر سلسله این حرکت ناپاک از این موفقیت بزرگ بسیار شادمان بود و خود را به اهداف شیطانی و اهریمنی خود نزدیکتر می‌دید(12) . بزرگان صحابه نیز با شنیدن خبر شهادت عثمان(رض) این اقدام را محکوم می‌کردند و عثمان را از تمامی آن اتهامات تبرئه می‌کردند ما در این‌جا گفته‌های چند نفر از بزرگان صحابه در این رابطه را بازگو می‌کنیم: 
الف: زبیر بن عوام(رض): او با شنیدن خبر شهادت عثمان(رض) ناراحت شد و چنین گفت: انا لله و انا الیه راجعون خداوند عثمان را قرین رحمت خویش سازد. چون به او گفتند که معترضان از سرانجام این کار ناراحت هستند و پشیمان شده‌اند، گفت: آنان در طول این مدت، همیشه مشغول نقشه کشیدن و توطئه علیه عثمان بودند اما سرانجام آنان همین آیه شد: 
(وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ کَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ کَانُوا فِي شَکٍّ مُّرِيبٍ) سبأ: ٥٤ 
(ميان ايشان و آنچه آرزو دارند (كه پذيرش ايمان ايشان و نجات از عذاب است) جدائي افكنده مي‌شود، همان گونه كه با گروههاي همسان و همكيش آنان قبلاً چنين عمل شده است. آخر ايشان (در جهان) سراپا در شكّ بوده‌اند (و زندگي را پيوسته با ظنّ و گمان به سر برده‌اند و اينك چنين سرنوشتي بايد داشته باشند)). 
ب: طلحه بن عبیدالله(رض) او نیز با شنیدن خبر شهادت عثمان(رض) ناراحت شده و چنین گفت: انا لله و انا الیه راجعون خداوند عثمان را قرین رحمت خویش قرار دهد. و چون به او گفتند که معترضان از کار خود پشیمان شده‌اند، گفت: خداوند آنان را هلاک کند. سپس این آیه را تلاوت نمود: 
(مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ(49) فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ(50)) يس: ٤٩ - ٥٠ 
((پاسخ استهزاء ايشان، اين است كه آنان، چندان) انتظار نمي‌كشند مگر صدائي را كه (ناگهان طنين‌انداز مي‌گردد و موج آن) ايشان را در بر مي‌گيرد (و نابودشان مي‌گرداند) در حالي كه با يكديگر (به معامله و كار و بار روزمرّه زندگي، سرگرم و) درگيرند). 
ج: علی بن ابی طالب(رض): او نیز چون دیگران با شنیدن خبر شهادت عثمان(رض) اندوهگین شده و چنین گفت: انا لله و انا الیه راجعون. خداوند عثمان را قرین رحمت خویش سازد. و چون شنید که معترضان از این حرکت خود پشیمان شده‌اند، گفت: مثل آنان مثل این آیه قرآن است که: 
(کَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنکَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ(16) فَکَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِکَ جَزَاء الظَّالِمِينَ(17)) الحشر: ١٦ - ١٧ 
((داستان منافقان با يهوديان) همچون داستان اهريمن است كه به انسان مي‌گويد : كافر شو (تا مشكلات تو حل شود). اما هنگامي كه (بر اثر وسوسه‌هاي اهريمن) كافر مي‌گردد، اهريمن مي‌گويد : من از تو بيزار و گريزانم! چرا كه من از خدا، يعني پروردگار جهانيان مي‌ترسم. ‏ سرانجام كار (اهريمن و كسي كه او گمراهش كرده است) بدانجا مي‌انجامد كه هر دو تا در آتش دوزخ جاودانه مي‌مانند، و اين سزاي ستمگران است). 
د: سعد بن ابی وقاص(رض): او نیز چون دیگر مسلمانان با شنیدن خبر شهادت عثمان اندوهگین شد و از خداوند خواست تا او را قرین رحمت خویش قرار دهد. آنگاه این آیه قرآن را تلاوت نمود: 
(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا(103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا(104) أُولَئِکَ الَّذِينَ کَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا(105) ذَلِکَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا کَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا(106)) الكهف: ١٠٣ - ١٠٦ 
((اي پيغمبر! به كافران) بگو : آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه سازم‌ ؟ ‏ ‏ آنان كسانيند كه تلاش و تكاپويشان (به سبب تباهي عقيده و باورشان) در زندگي دنيا هدر مي‌رود (و بيسود مي‌شود) و خود گمان مي‌برند كه به بهترين وجه كار نيك مي‌كنند (و طاعت و عبادت شرك‌آلودشان موجب رستگاريشان مي‌شود). ‏آنان كسانيند كه به آيات (قرآني و دلائل قدرت) پروردگارشان و ملاقات او (در جهان ديگر، براي حساب و كتاب) بي‌باور و كافرند، و در نتيجه اعمالشان باطل و هدر مي‌رود، و در روز رستاخيز ارزشي براي ايشان قائل نمي‌شويم (و قدر و منزلتي در پيشگاه ما نخواهند داشت). ‏ (حال و احوال ايشان) همان گونه است (كه بيان كرديم)، و به سبب كفر ورزيدنشان و به خاطر مسخره كردن آياتم و پيغمبرانم توسّط ايشان، سزاي آنان دوزخ است). 
سپس دست به دعا برداشت و از خداوند درخواست نمود تا قاتلان عثمان را خوار و ذلیل کند و انتقام خون به ناحق ریخته شده عثمان را از آنان بگیرد(13) . گویند سعد، مستجاب الدعوه بود و چون او دعا بنمود خداوند آن را اجابت می‌کرد. خداوند نیز به حق، انتقام خون آن خلیفه مظلوم را از قاتلان ستم پیشه او گرفت به نحوی‌که تا چند سال بعد از این واقعه، همه‌ي قاتلان او به انحای مختلف به هلاکت رسیدند. به عنوان نمونه، عبدالله بن سبأ، غافقی بن حرب، مالک اشتر، حکیم بن جبله و کنانه تجیبی بعدها هر یک به طرق مختلف، به قتل رسیدند.(14) 
------------------------