عترضان مصر از فسطاط به مدینه، همراه آن‌ها بوده است، او در طول فعالیت‌های خود، همیشه تلاش می‌نمود که هیچ کس ماهیت او را نشناسد. شاید هم او لقب «الموت الاسود» را بر خود نهاد تا با این نام بتواند به صورتی ناشناس به اهداف پلید و دسیسه‌های ننگین خود دست یابد(1) . از طرف دیگر، چون علی بن ابی طالب(رض) نیز او را توصیف می‌کند این مرد را سیاه خبیث می‌خواند.(2) 
براساس روایات صحیح نیز محمد بن ابی بکر در قتل عثمان دست نداشته‌است و قاتل او مردی مصری تبار بود و روایاتی نیز که او را متهم به قتل عثمان می‌کنند ضعیف و باطل می‌باشند(3) . دکتر یحیی الیحیی دلایل زیر را در اثبات این مدعا که محمد بن ابی بکر در قتل عثمان دست نداشته است بیان می‌کند: 
الف: هدف عائشه(رض) از رفتن به بصره، این بود که تا قاتلان عثمان دستگیر و مجازات شود و اگر محمد بن ابی بکر، به هر نحوی از انحاء، در قتل عثمان دست داشته بود، عائشه(رض) از قتل او که در مصر روی داد ناراحت نمی‌شد. 
ب: علی بن ابی طالب(رض) قاتلان عثمان(رض) را نفرین گفت و از آنان بیزاری جست. حال اگر محمد بن ابی بکر جزو قاتلان عثمان بود علی(رض) هرگز او را به ولایت مصر بر نمی‌گزید. 
چ: ابن عساکر از محمد بن طلحه بن مصرف نقل می‌کند که: از کنانه مولای صفیه بنت حیی شنیدم که گفت: من در ماجرای قتل عثمان شخصاً حضور داشتم. در آن هنگام نیز چهارده ساله بودم، یک بار صفیه از من پرسید که آیا محمد بن ابی بکر در قتل عثمان دست داشت، من گفتم: هرگز او در قتل عثمان دستی نداشت، تنها به یاد دارم چون بر عثمان وارد شد عثمان به او گفت: ای فرزند برادر! این تو نیستی که مرا می‌کشی. چون محمد این را بشنید از آن‌جا خارج شد و هنگام قتل عثمان در آن‌جا حضور نداشت.(4) 
نیز خلیفه بن خیاط و طبری در روایتی که رجال آن ثقه هستند از حسن بصری که خود محاصره بیت را دیده بود(5)  نقل می‌کنند که چون محمد بن ابی بکر ریش عثمان را می‌گیرد، عثمان(رض) به او می‌گوید: تو با من به گونه‌اي رفتار می‌کنی که اگر پدرت جای تو بود هرگز چنین برخوردی با من نداشت. چون محمد این را بشنید خارج شد و منزل عثمان را ترک گفت.(6) 
در واقع باید گفت که اتهام محمد در قتل عثمان چونان اتهام گرگ در کشتن یوسف است که برادرانش به آن حیوان وارد کردند. تنها دلیل این تهمت نادرست، این است که محمد اندکی پیش از قتل عثمان بر او داخل شده بود(7) . ابن کثیر بیان می‌کند چون عثمان(رض) با محمد سخن گفت او از کار خویش پشیمان و از خانه عثمان خارج شد(8) .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتنه مقتل عثمان (1/207). 
2) لسان المیزان (3/290). 
3) فتنة مقتل عثمان (1/209). 
4) مرویات ابی مخنف فی تاریخ الطبری، ص243. 
5) مرویات ابی مخنف فی تاریخ الطبری، ص244 تهذیب الکمال (6/97). 
6) مرویات ابی مخنف فی تاریخ الطبری، ص244. 
7) فتنة مقتل عثمان (1/209). 
8) البدایة و النهایة (7/193). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:499.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:500.xml">موضع صحابه(رض) دلیلی بر برائت آنان از قتل عثمان(رض) است</a></body></html>تعدادی از کتب تاریخ، تصویری کاملاً نادرست از صحابه(رض) را در جریان قضیه قتل عثمان(رض) نشان می‌دهند که علت آن را باید در روایاتی جستجو نمود که این کتاب‌ها به آن‌ها استناد کرده‌اند. با استناد به‌ تاریخ امام طبری و سایر کتاب‌ای تاریخی دیگر از خلال مطالعه روایاتی که ابو مخنف، واقدی و ابن اعثم و دیگران گزارش داده‌اند، چنین تصویری در ذهن نقش می‌بندد که اصحاب(رض) خود، علیه عثمان(رض) توطئه نمودند و شورشیان را تشویق بدان طغیان کردند. اما باید دانست که امثال این راویان چون ابو مخنف از طعنه زدن و توهین به عثمان هیچ ابایی نداشته‌اند و او را چنان ستمکار و گناهکار نشان داده‌اند که گویا او را چنین سرنوشتی سزاوار بوده است. به عنوان نمونه، در روایات او، طلحه(رض) مردی است که شورشیان را بر ضد عثمان تشویق و تحریک می‌کند. روایات واقدی نیز چندان با روایات ابو مخنف تفاوتی ندارد. مثلاً، در روایات او، عمرو بن عاص، چون به مدینه می‌آید به انتقاد شدید از سیاست‌های عثمان می‌پردازد. در تمام این نوع روایات که از تفکر رافضی‌گری نشأت گرفته‌اند صحابه(رض) خود، علیه عثمان(رض) توطئه می‌کنند و مردم را بر ضد او می‌شورانند. بدون شک، تمام این روایات، دروغ و باطل می‌باشند(1) . اما بر خلاف این روایات، محدثان روایات صحیحی را ثبت کرده‌اند که در آن‌ها تصویری دیگر از صحابه ارائه شده است. در این روایات، صحابه از حامیان و مدافعان عثمان(رض) هستند و چون عثمان به شهادت می‌رسد از قاتلان او اعلام انزجار می‌کنند و خواهان مجازات و قصاص قاتلان اویند(2) .
در واقع، تمام صحابه(رض) از هر نوع دخالت در قتل عثمان(رض) مبرا هستند و تمام سخنانی که خلاف این اصل را بازگو می‌کنند بر هیچ دلیل صحیح و مستندی استوار نمی‌باشند. خلیفه بن خیاط در همین رابطه از عبدالاعلی بن هیثم نقل می‌کند که چون پدر او از حسن سؤال کرد که آیا صحابه در قتل عثمان نقشی داشته‌اند، حسن پاسخ می‌دهد که مهاجرین و انصار به هیچ عنوان در آن ماجرا نقش نداشته‌اند، بلکه قاتلان عثمان از مردمان مصر بودند. امام نووی نیز می‌گوید که هیچ یک از صحابه در قتل عثمان(رض) دخالت نداشتند، بلکه قاتلان او مشتی اراذل و اوباش بودند که در مصر گرد هم آمدند و از آن‌جا به جانب مدینه حرکت کردند. صحابه موجود در مدینه نیز توانستند جلوی خیل عظیم آنان را بگیرند تا اين‌كه سرانجام خلیفه مسلمین را به قتل رسانیدند(3) . نقل است که زبیر بن عوام(رض) آن شورشیان را غوغاگران شهرها می‌دانست و عائشه(رض) آن‌ها را ستیزه‌جویان قبایل می‌خواند(4) . ابن سعد در توصیف آنان می‌گوید که آنان مردمان پستی بودند که در شرارت با هم اتفاق نظر داشتند(5) . ابن تیمیه نیز آنان را منحرفانی مفسد و گمراه می‌داند که به حریم امت تجاوز کردند(6) .
ذهبی نیز آنان را سران و رؤسای شرارت می‌خواند(7)  و ابن عماد در کتاب شذرات الذهب، ایشان را اراذل و اوباش می‌داند.(8) 
در واقع، رفتار و عملکرد این شورشیان در طول محاصره¬ بیت عثمان(رض)، خود، مؤید این سخنان است. آنان در طول دوران محاصره، از رسیدن آب و غذا به ساکنان خانه عثمان(رض) ممانعت به عمل می‌آورند. حال آن‌که عثمان همیشه از مال خود، آب را به رایگان در اختیار مسلمانان قرار می‌داد(9)  و به مردمان در هنگام قحطی و سختی غذا می‌رساند و چون مصیبت و مشکلی بر مردم عارض می‌شد آنان را از بخشش‌های خود بهره‌مند می‌ساخت(10) . این رفتار شورشیان تا بدانجا صحابه را ناخونش می‌آمد که علی(رض) خطاب به آنان گفت: ای مردم! این کاری که شما با عثمان می‌کنید هیچ مسلمان و کافری آن را انجام نمی‌دهد، آب و غذا از این مرد و اهل بیتش قطع نکنید. ایرانیان و رومیان نیز به اسرای خود آب و غذا می‌دهند و آنان را چنین زجر نمی‌دهند(11) . با مطالعه دقیق و درست تاریخ، می‌توان دید که حوادث 