---------------------------------------------------------------------
1) تحقیق مواقف الصحابة (2/34). 
2) طبقات ابن سعد (3/81). از طلق بن خشاف نقل است که چون او همراه قرط بن خیثمه به جانب مدینه رهسپار شد؛ به حسن برخورد کردند و هنگامی که قرط در مورد عثمان از او سؤال کرد، او پاسخ داد که عثمان مظلومانه به شهادت رسید.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ المدینة (4/124). از یزید بن ابی عبیده نقل است که چون عثمان به شهادت رسید، سلمه بن اكوع، به نشانه اعتراض از مدینه خارج شد و در منطقه نزدیک «ربذ»ساکن شد و تا مدتی پیش از مرگش در آن‌جا ماند.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ المدینة (4/124). از ابو حازم نقل می‌کنند که چون از عبدالله بن عمر در مورد عثمان سؤال شد، او فضایل و خوبی‌های او را بر شمرد و چون از او در مورد علی پرسیدند، باز به بیان فضایل و خوبی‌های او پرداخت، آن‌گاه گفت: هر کس می‌خواهد در مورد این دو تن سخنی بگوید تنها فضایل و مناقب آن‌ها را ذکر کند و در غیر این صورت، در مورد آنان چیزی بر زبان نیاورد(1) . در جای دیگر است که ابن عمر(رض) گفت: عثمان را دشنام و ناسزا ندهید که ما صحابه او را از بهترین افراد می‌دانستیم.(2)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تحقیق مواقف الصحابة (1/397). 
2) همان (2/397). در کتاب «فضائل الصحابه» سند این روایت، صحیح است. بدون شک قتل عثمان(رض) تأثیر زیادی بر فتنه‌ها و جنگ‌های پس از آن داشت. این رویداد باعث تضعیف ایمان مردمان و رواج دروغ و نفاق در میان ایشان شد(1) . به واقع، گزاف نگفته‌ایم اگر بگوییم با مرگ عثمان(رض) اختلاف و شکافی در میان امت پدید آمد که تا امروز نیز ادامه دارد(2) . پس از این فاجعه دلخراش، مصائب بسیاری گریبان‌گیر این امت شد و به طبع بد طینتان و مردمان پست فطرت توانستند ذات ناپاک خویش را به همگان بنمایانند و زهر خود را بر دین و دنیای امت بریزند. پس از این واقعه، اگر چه مردمان با امیر المؤمنین علی بن ابی‌ طالب(رض) -که در آن شرایط، بهترین گزینه خلافت و امامت امت بود- بیعت نمودند اما اوضاع و احوال آنچنان نابسامان بود که هیچ کس نمی‌توانست آن شعله‌های سوزان فتنه و آشوب را که از میان شکاف‌های موجود در صفوف وحدت امت اسلام زبانه می‌کشید خاموش کند و امت را بار دیگر به همان شاه راه ایمان و اتحاد باز گرداند.(3)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) احداث و احادیث فتنة الهرج، ص590. 
2) مجموعة الفتاوی (25/162). 
3) مجموعة الفتاوی (25/162). بیقین، ظلم و تجاوز به حقوق دیگران باعث هلاک در دنیا و آخرت می‌شود، کما اين‌كه قرآن نیز صراحتاً بیان می‌دارد که هر قوم و ملتی که به ستم و تجاوز رو آورند فرجامشان هلاک و نابودی است: 
(وَتِلْکَ الْقُرَى أَهْلَکْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِکِهِم مَّوْعِدًا) الكهف:٥٩ 
(و اينها شهرها و آباديهائي است (از عاد و ثمود و قوم لوط و امثال ايشان) كه ما (در رساندن عذابشان شتاب ننموده‌ايم و بلكه) موعدي براي هلاكشان تعيين كرده‌ايم و زماني آن‌ها را نابود ساخته‌ايم كه ايشان ظلم و ستم پيشه كرده‌اند). 
آنان هم که ظالمانه و به ناحق، آن ظلم و ستم را بر عثمان، آن خلیفه مظلوم، روا داشتند و سرانجام، دستان خویش را به خون او آلودند نتوانستند از این سنت الهی، خود را نجات دهند و به خاطر آن جنایت هولناک، به ذلت و خواری در دنیا گرفتار آمدند و هر یک به طریقی قصاص آن کار را پس دادند.(1) 
خلیفه بن خیاط در روایتی که سند آن صحیح است از عمران بن حدیر نقل می‌کند که عبدالله بن شقیق به او گفته است که چون اولین ضربه بر پیکر عثمان وارد آمد، اولین قطرات خون او بر مصحف و آیه: 
(فَسَيَکْفِيکَهُمُ اللّهُ) البقرة: ١٣٧ 
(و خدا تو را بسنده خواهد بود). 
چکیده؛ گویند این قطرات خون تا امروز نیز بر آن مصحف است و آن را پاک نکرده‌اند. ابن عساکر نیز از محمد بن سیرین روایت می‌کند: هنگامی که من مشغول طواف بیت بودم ناگاه صدای مردی را شنیدم که دعا می‌کرد و از خدا طلب آمرزش می‌خواست اما پس از لحظاتی می‌گفت: گمان نمی‌برم که او مرا عفو کند؛ این سخن مرا شگفت آمد، پس به او نزدیک شدم و علت این گفتار نادرست را از او جویا شدم، او گفت: من با خدایم پیمان بسته بودم که سیلی‌ای بر صورت عثمان بزنم و چون او به قتل رسید جنازه‌اش را در منزلش بر تختی گذاشتند تا مردم بر او نماز میت گذارند، من نیز به دنبال فرصتی می‌گشتم تا به عهد خود وفا کنم و چون این فرصت فراهم آمد بر جنازه عثمان رفتم و ملحفه را از روی صورت او برداشتم و آنگاه سیلی‌ای بر صورت او زدم، اما خداوند به مجازات این کار دست مرا فلج کرد. ابن سیرین نقل می‌کند: چون به دست او نگاه کردم، دیدم مثل چوب خشک شده بود(2) . به واقع، اگر آن جنگ‌ها و اختلافاتی را که تا امروز نیز ادامه داشته‌اند تنها آثار و تبعات این فتنه عظیم باشد، این، خود، بهترین دلیل در محکومیت قتل عثمان(رض) است. 
قاسم بن محمد روایت می‌کند که چند روز پس از شهادت عثمان، علی(رض) به دو مرد برخورد می‌کند که به همدیگر می‌گفتند با قتل عثمان، تا دنیا دنیاست، امت اسلام به جنگ و اختلاف با هم دچار خواهند شد؛ علی نیز رو به آنان می‌کند و می‌گوید: همین طور است. به خداوند سوگند این امت تا ظهور مسیح نسل اندر نسل به روی هم شمشیر می‌کشند و به جنگ و نزاع با یکدیگر مشغول خواهند بود(3) .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/483). 
2) سیر الشهداء دروس و عبر، ص 67 تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنة (1/485). 
3) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/485). فاجعه شهادت امیر المؤمنین عثمان(رض) همه‌ي اصحاب و مؤمنان راستین و بیدار دل را در غمی جانکاه فرو برد و دل‌های ایشان را مالامال از اندوه و حسرت نمود. در این میان، آنان‌که چون حسان بن ثابت(رض) و کعب بن مالک(رض) دستی در شعر و ادبیات داشتند به ذکر مناقب و فضایل این راد مرد تاریخ اسلام پرداخته و در ملامت و سرزنش قاتلان ناجوانمرد او شعرها سرودند(1) .
* از حسان است که می‌گوید(2) : 
اترکتم غزو الدروب و راءکم
فلبئس هدی المسلمین هدیتم
ان تقدموا نجعل قری سرواتکم
او تدبروا فلبئس ماسافرتم
و کان اصحاب النبی عشیه
ابکی ابا عمرو لحسن بلائه
		و غزوتمونا عند قبر محمد
و لبئس امر الفاجر المتعمد
حول المدینه کل لین مذود
و لمثل امر امیر کم لم یرشد
بدن تذبح عند باب المسجد 
امسی مقیما فی بقیع الغرقد

([ای ناکسان روزگار] آیا نبرد با دشمنان اسلام را رها کردید و در کنار قبر محمد [رسول الله(ص)] بر ما می‌تازید. حقا که ارمغانی بس زشت را به مسلمین دادید؛ چرا که از رهبران فاسد و منحرفی اطاعت کردید. [اما بدانید] اگر به مدینه باز آیید با شمشیرهایی تیز و بران از شما استقبال خواهیم نمود و اگر پا به فرار بگذارید خواهید فهمید که این [ذلت فرار] به