ندیشی عمر بن خطاب(رض) در مسايل مربوط به حکومت و نحوه اداره آن است؛ این سفارشات نظامی کامل در نحوه حکومت و مدیریت است که مسايل بسیار مهمی را در بردارد که شایسته است آن‌را به عنوان پیمان‌نامه‌ای گران‌بها چراغ راه خویش سازیم. در این‌جا لازم می‌نماید که به مهمترین اصول و مبادی آن سفارشات در ابعاد و جنبه‌های دینی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی نظری بیافکنیم:الف: بر لزوم داشتن تقوای خدا و ترس از او هم در خفا و هم در ملأ عامّ و هم در گفتار و هم در کردار تأکید می‌کند؛ زیرا آنکه از خدا می‌ترسد، از دین او و دستوراتش صیانت و حفاظت می‌کند. 
ب: اقامه و اجرای قوانین و حدود خداوند نسبت به همه مردم؛ زیرا در دین، صراحتاً حدود خداوند(عزوجل) بیان شده و جزو دین است و دین، خود، حجّتی است بر مردم که بر اساس پایبند بودن بدان‌ها محاسبه می‌شوند وهر نوع تساهل و غفلت در آن‌ها، موجب از میان رفتن دین و جامعه می‌شود. 
ج: استقامت و صبر که از ضروریات دین و دنیا و از اموریست که هم حاکم و هم رعیّت او می‌بایست در گفتار و کردار خود به آن ملزم باشند. الف: ملزم بودن به عدالت؛ زیرا عدالت اساس و پایه حکومت است واجرای آن باعث قدرت و ثبات حکومت و جامعه می‌شود، وجایگاه واحترام حاکم را در دل مردم زیاد خواهد کرد. 
ب: احترام و عنایت خاص نسبت به مسلمانان نخستین، اعم از مهاجرین و انصار، زیرا آنان در اسلام پیشقدم بودند ودین و قرآن از طریق زحمات و تلاش‌های آنان به دیگر مسلمانان رسیده است.1- ایشان عثمان بن عفّان، ابوالعاص بن امیّه بن عبدالشمس بن عبد مناف بن قصّی(1)  بن کلاب است که نسب ایشان در عبد مناف به نسب پیامبر(ص) می‌رسد. مادرشان أروی دختر کُرَیْز بن ربیعه بن حبیب بن عبدشمس بن عبد مناف بن قصّی(2)  و مادر بزرگ مادری ایشان، ام حکیم البیضاء دختر عبدالمطلب، خواهر تنی عبدالله، پدر نبی اکرم(ص) می‌باشد، زبیر بن بکار نقل می‌کند که ام حکیم و عبدالله دوقلو بوده‌اند. بنابراین حضرت عثمان پسر دختر عمه رسول الله(ص) بود و حضرت رسول، پسر دایی مادر حضرت عثمان. مادر حضرت عثمان، در دوران خلافت پسرش، مسلمان از دنیا رفت و ایشان، خود، در تشییع جنازه مادر شرکت نمودند(3)  اما پدر آن حضرت در زمان جاهلیت فوت نمود. 
2- کنیه ایشان: در زمان جاهلیت کنیه ایشان، أبو عمرو بود اما پس از اين‌كه رقیه دخت رسول اکرم(ص) از ایشان، صاحب عبدالله شد، مسلمانان، ایشان را با کنیه ابوعبدالله صدا می‌زدند.(4) 
3- لقب ایشان: لقب آن حضرت ذی‌النورین بود. بدرالدین العینی(5)  در شرح خود بر صحیح بخاری گفته است: از مهلّب بن أبی صفره(6)  سؤال شد: چرا به عثمان، ذی‌النورین می‌گفتند؟ او گفت: زیرا ایشان تنها فردی بود که با دو دختر نبی اکرم ازدواج نمود(7) . عبدالله بن عمر بن أبان جعفی در این مورد گفته است: دائیم، حسین جَعفی به من گفت: پسرم، آیا می‌دانی چرا به عثمان، ذی‌النورین می‌گفتند؟ من گفتم: نه نمی‌دانم، او گفت: زیرا که از ميان خلقت آدم تا روز قیامت تنها عثمان است كه با دو دختر یک پیامبر ازدواج کرده است(8) . هر چند در این رابطه، قولی بر این است که چون در هنگام شب، زیاد قرآن تلاوت می‌نمود، به این لقب شهرت یافت، زیرا قرآن و قیام در شب هر دو بسان نور می‌باشند.(9) 
4- تولّد ایشان: آن حضرت در مکه و شش سال بعد از عام‌الفیل به دنیا آمد(10) . هرچند که قولی دیگر، شهر طائف را محل تولد ایشان می‌داند. به این ترتیب می‌بینیم که ایشان، پنج سال از حضرت رسول(ص) کوچکتر بوده‌اند.(11) 
5- ظاهر ایشان: آن حضرت، مردی بودند میان بالا، با پوستی نازک، ریشی پرپشت، مفاصلی بزرگ و پشتی پهن، موی سرشان انبوه بود و عادت داشتند ریششان را زرد می‌‌کردند. امام زُهری در وصف ظاهر ایشان می‌فرماید: عثمان مردی چهارشانه، با موها و صورتی زیبا که موهای دو طرف پیشانیش ریخته بود(12) ، بینیشان باریک و دراز بود و ساق‌های پایشان کلفت می‌نمود، دستانی بلند، موهایی مجعّد، دهانی زیبا و سیمایی زیبا داشتند. گویند ایشان، پوستی سفید داشت، اگرچه قولی دیگر بر آن است که او رنگی گندمی داشته‌اند.(13) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (3/53). الاصابة (4/377). 
2) التمهید والبیان، محمد یحیی الأندلس، ص19.
3) الخلاقة الراشدة والدولة الأمویّة، یحیی الایحیی، ص388. 
4) التمهید و البیان، ص19. 
5) محمود بن احمد بن موسی العینی، ازعلمای تاریخ، حدیث و فقه بود و صاحب تألیفات بسیار (د. 855 ه‍ ‌) نگا: شذرات الذهب (7/286) و الضوء اللامع (10/131). 
6) مهلب بن أبی صفره أزدی (د 83 ه‍ ) از امرا و سرداران بنامی بود که در عهد معاویه و در هند نبرد‌های بسیاری) انجام داد. او از جانب ابن زبیر، امارت منطقه جزیره را عهد دار بود و در دوران عبدالملک بن مروان، جنگهای بسیاری میان او و خوارج روی داد. سپس در سال (79 ه‍ ‌) از جانب عبدالملک، امارت خراسان یافت، شهرت او بیشتر به خاطر جنگهای او با خوارج بود. نگا: وفیات الأعیان (5/350). سیرأعلام النبلاء (4/383).
7) عمدة القاری شرح صحیح البخاری (16/201). 
8) سنن البیهقی (7/73) که بنا به قول دکتر عاطف لماضه این خبری حسن است. 
9) ذوالنورین عثّمان بن عفّان، ص 79. 
10) الإصابة (4/377). 
11) عثمان بن عفّان، صادق عرجون، ص45. 
12) تاریخ الطبری (5/440). 
13) صفة الصفوة (1/295). صحیح التوثیق فی سیرة و حیاة ذی النورین، ص15. الف: اهتمام به ارتش و تجهیز آن جهت حفاظت از کیان و امنیت دولت و نیز رسیدگی به نیازهای سربازان. 
ب: نگذار که سربازان به مدت زیادی در مرزها مانده و از زن و فرزندان خویش بدور باشند که این کار باعث خستگی، افسردگی، فشار روحی و معضلات اخلاقی می‌شود، بنابراین باید به آنان اجازه داد تا در زمان‌های مقرر و معینی به نزد خانواده خویش بازگردند که هم باعث تقویت روحیه می‌شود و هم نسل آنان حفظ می‌شود. 
ج: به هر یک از سربازان، براساس لیاقت خود او، خراج و پاداش داده شود که هم وضعیت معیشت او و خانواده‌اش معلوم و روشن باشد و هم فکر و ذهن او مشغول نحوه کسب درآمد نشود. الف: توزیع عادلانه ثروت میان مردم و ممانعت از انحصار آن در دستان گروهی خاص. 
ب: اگر اهل ذمه به وظایف خود در قبال دولت عمل نمودند، نباید بیش از توانشان به آنان فشار آورد. 
ج: تأمین مایحتاج مردم و عدم قصور در آن، و نیز نباید بیش از توان و قدرتشان بر آنان سخت گرفت و تنها باید مازاد مال و ثروتشان را به عنوان خراج و مالیات گرفت.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------
1) العانی، الخلیفة الفاروق عمر بن الخطّاب، 173 –175.الف: اهتمام به مردم و تلاش در جهت تأمین نیازها و احتیاجات آنان. 
ب: پرهیز از تبعیض و تبعیت هوی و هوس که خود، سبب انحراف حاکمان و گسترش فساد در جامعه می‌شود. 
ج: احترام به همه مردم و ارزش قائل شدن برای آن‌ها؛ زیرا این امر باعث رشد روابط میان افراد جامعه شده و ارتباط آنان با حاکمان را تقویت می‌کند. 
د: درهای دستگاه‌های حکومت باید به روی مردم باز باشد و 