ه فلا تخلعه لهم».
«بدان که خداوند، پیراهني را بر تن تو خواهد کرد که در هر صورت، اگرمردمانی تو را وادار کنند که آن را از تنت بیرون بیاوری، هرگز این کار را مکن»(9) . 
این حدیث، علاوه بر تأیید حقانیت خلافت عثمان(رض) که از آن به پیراهن تعبیر شده است، بیان می‌دارد که اگر مردمانی از عثمان(رض) بخواهند که بنا به میل آنان، او از آن مقام کناره گیرد، نباید به درخواست آنان عمل کرد و به خواست نامشروع آنان تن در داد.(10) 
7- ترمذی از ابوسهله نقل می‌کند که عثمان در روز فتنه به او گفت که رسول خدا(ص) با او پیمانی بسته است و او بر آن عهد، صبر و استقامت خواهد نمود و به آن وفادار می‌ماند(11) . در واقع، این عهد و پیمان، همان حدیث پیراهن می‌باشد که در آن رسول خدا(ص) به عثمان سفارش کرد که: «در برابر خواست مردمان مقاومت کند و از مقام خود کناره نگیرد».(12) 
8- حاکم از ابوسهله، مولای عثمان، روایت می‌کند که امّ‌المؤمنین عائشه(رض) تعریف نمود: روزی رسول خدا(ص) به ما فرمود: « که دوست دارد یکی از یارانش را ببیند»، به آن حضرت عرض کردیم: آیا مایل هستید که ابوبکر را صدا بزنیم تا نزد شما بیاید؛ ایشان فرمود: « خیر». گفتم: عمر چطور؟ ایشان باز جواب ردّ دادند. با آمدن علی نیز موافقت ننمود. چون نام عثمان را بردیم، آن حضرت خوشحال شدند و از ما خواستند که او را فرا خوانیم، هنگامی که عثمان به خانه ما آمد، رسول خدا(ص) از من خواست تا از اتاق بیرون بروم و سپس به صحبت کردن با عثمان پرداخت، بعد از مدّتی دیدم که رنگ رخسار عثمان دگرگون شد. آن روزی که خانه عثمان(رض) در محاصره شورشیان بود به او گفتیم چرا فرمان نبرد نمی‌دهید؟ گفت: رسول خدا(ص) با من عهدی بسته است که باید به آن وفادار بمانم و بر آن صبر کنم.(13) 
 این حدیث نیز چون احادیث پیشین، مؤیّد حقّانیت خلافت عثمان(رض) می‌باشد و نشان می‌دهد که خلافت او مورد تأیید رسول خدا(ص) بوده است. در واقع، براساس همین احادیث معتبر، هر کس خلافت عثمان را نپذیرد، او را از اهل بهشت و جزو شهدا نداند و با قلب و زبان به توهین و تخریب شخصیت او بپردازد باید، در صحّت ایمان خود شک کند.(14) 
9- بخاری نیز از عبدالله بن عمر(رض) روایت می‌کند که صحابه در زمان حیات رسول خدا(ص) هیچ کس را با ابوبکر برابر نمی‌دانستند و بعد از او عمر و سپس عثمان را برتر از دیگر صحابه می‌پنداشتند. غیر از این سه نفر، آنان دیگر صحابه را با هم برابر می‌دانستند و هیچکدام را بر دیگری ترجیح نمی‌دادند(15) . این روایت نشان می‌هد که چطور خداوند متعال زمینه به خلافت رسیدن ابوبکر، عمر و عثمان را به قلبهای صحابه الهام نموده و آنان را مهیای پذیرش آن ساخت. (16) 
این تیمیه در این رابطه چنین می‌گوید: این روایت خبر از آن می‌دهد که صحابه، ابوبکر(رض) را بر دیگران برتری می‌دادند و بعد از او عمر و سپس عثمان را بهتر از دیگر صحابه می‌دانستند. در روایتی دیگر نیز نقل است که پیامبر خدا(ص) از این ماجرا باخبر بودند اما با آن مخالفتی ننمودند، بنابراین، این رجحان و فضیلت خلفای راشدین بر دیگر صحابه، از طریق احادیث و روایات رسول خدا(ص) به اثبات رسیده است. اگر هم دراین احادیث، شک کنیم، خود رفتار مهاجرین و انصار این واقعیت را می‌رساند و در عین حال با مخالفت رسول خدا(ص) نیز مواجه نشدند. از طرف دیگر، اجماع صحابه بر خلافت عثمان(رض) و بیعت داوطلبانه و از روی رضایت صحابه(رض)، خود، دلیلی دیگر بر این نکته می‌باشد.(17) 
تمامی این احادیث، همه و همه، بیانگر لایق‌تر بودن عثمان نسبت به امر خلافت است و هر کس که خود را پایبند به قرآن و سنّت رسول خدا(ص) می‌داند نباید در آن شکی به خود راه دهد. در واقع، بر هر مسلمانی واجب است به این امر مهم باور داشته باشد و در برابر شواهد و نصوصی که صحّت این مسأله را به اثبات می‌رسانند سر تسلیم فرود آورد.(18) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عقیدة أهل السنّة فی الصحابه (2/656). 
2) عقیدة أهل السنّة فی الصحابة (2/656). 
3) الفصل فی الملل و الأهواء و النحل (4/109 –110). 
4) صحیح البخاری (حدیث3695). 
5) عقیدة أهل السنّة فی الصحابة (2/657). 
6) سنن ابوداود (2/513). 
7) المستدرک (3/99). 
8) عقیدة أهل السنّة فی الصحابة (2/660). 
9) فضائل الصحابه (1/613). 
10) الدین الخالص (3/446). 
11) فضائل الصحابه (1/605)، سنن الترمذی (5/295). 
12) تحفة الأحوذی (10/209). 
13) فضائل الصحابه (1/605)، المستدرک (3/99) سند این حدیث در هر دو کتاب، صحیح می‌باشد. 
14) الدین الخالص (3/446). 
15) صحیح البخاری (کتاب فضائل أصحاب النبیّ، حدیث3698). 
16) عقیدة أهل السنّة فی الصحابة (2/664). 
17) منهاج السنّه (3/165). 
18) عقیدة اهل السنّه فی الصحابة (2/664). رسول خدا(ص) و همچنین اهل سنت و جماعت بر این اجماع نموده‌اند که عثمان(رض) بعد از ابوبکر و عمر(رض)، لایق‌ترین افراد برای امر خلافت بوده و هیچ‌کس نیز با این قضیه به مخالفت صحابه برنخواسته است(1) . ما در این‌جا آرای تعدادی از علمای حدیث را در این رابطه بازگو می‌کنیم: 
1- ابوشیبه از حارثه بن مضرب روایت می‌کند که: او در دوران خلافت عمر(رض) به حجّ رفت و مشاهده‌ کرد که همگان بعد از عمر، عثمان(رض) را لایق‌ترین افراد برای مقام خلافت می‌دانستند.(2) 
2-ابونعیم از حُذَیفه بن یَمان(رض) نقل می‌کند که روزی عمربن خطاب(رض) از من سؤال کرد: به نظرت، مردم بعد از من چه کسی را امیر خود خواهند کرد؟ من گفتم: قطعاً عثمان را به خلافت برخواهند گزید.(3) 
3- ذهبی از قول قاضی شریک بن عبدالله چنین روایت می‌کند: با مرگ رسول خدا(ص)، مردم، ابوبکر را به خلافت برگزیدند و اگر بهتر از ابوبکر در میانشان بوده باشد اما به هر دلیل، او را کنار گذاشتند، سپس با مرگ ابوبکر، عمر به خلافت رسید و به اقامه حق و عدالت مبادرت ورزید و چون در بستر مرگ افتاد، شورایی را برای تعیین خلیفه تشکیل داد و آنان نیز عثمان را به خلافت برگزیدند و اگر فرض کنیم که در میان ایشان، بهتر از عثمان بوده اما آنان او را انتخاب نکردند، پس آنان به امت خیانت نموده‌اند.(4) 
آرا و احادیث، نشان می‌دهد که عثمان در میان صحابه(رض) بعد از ابوبکر و عمر، از حق اولویت نسبت به سایر صحابه برخوردار بوده است؛ نیز روشن است که خود عمر نیز براساس احادیث رسول خدا(ص) و گرایشات مردم به این نکته پی برده بود که عثمان به خلافت خواهد رسید.(5) 
4- ابن سعد از قول نزال بن سبره(رض) روایت می‌کند که چون عثمان به خلافت رسید، عبدالله بن مسعود(رض) اعلام نمود: بدانید که ما بهترینِ افراد را به مقام خلافت برگزیدیم و در این مهم، هیچ قصوری ننمودیم.(6) 
5- حسن بن محمد زعفرانی از امام شافعی (رَحِمَه الله) نقل می‌کند که او در این رابطه چنین گفته است: چون پیامبر خدا(ص) وفات فرمود، مردم ابوبکر(رض) را به خلافت برگزیدند؛ پس از او نیز عمر(رض) خلیفه شد و چون در بستر مرگ افتاد، شورایی را جهت تعیین خلیفه تشکیل داد، اعضای این شورا نیز به اجماع، عثمان(رض) را به خلافت انتخاب کردند(7) . همچنین ابوحامد محمد مقدّس از امام شافع