‌سازد كه رودبارها در زير (كاخها و درختان) آن روان است، و هر كس كه سرپيچي كند، خدا او را به عذاب دردناكي گرفتار مي‌سازد. خداوند از مؤمنان راضي گرديد همان دم كه در زير درخت با تو بيعت كردند. خدا مي‌دانست آنچه را كه در درون دلهايشان (از صداقت و ايمان و اخلاص و وفاداري به اسلام) نهفته بود، لذا اطمينان خاطري به دلهايشان داد، و فتح نزديكي را (گذشته از نعمت سرمدي آخرت) پاداششان كرد). 
از جابر بن عبدالله(رض) نقل است که رسول اکرم(ص) در روز حدیبیّه فرمودند: 
«أنتم خير أهل الأرض».
«شما، ای یاران من، بهترین مردمان زمین هستید». و ما آن روز هزار و چهار صد نفر بودیم و اگر امروز چشمانم بینا بودند، جای آن درخت را به شما نشان می‌دادم(19) . و این حدیث صراحتاً بیانگر فضل یاران بیعه الرضوان می‌باشد. اما شیعیان با تمسک به این ماجرا و عدم حضور عثمان در جمع آن صحابه، ادعای برتری علی(رض) بر عثمان(رض) را دارند اما این ادّعا باطل است؛ زیرا حضرت رسول(ص)، خود، به جای حضرت عثمان، بیعت نمودند و بدین‌سان عثمان بن عفان(رض) در اجر و پاداش اهل بیعه الرضوان شریک بود. از دیگر سو هدف این حدیث تفضیل تعدادی از صحابه بر سایر یاران پیامبر(ص) نیست(20) .
محبّ‎الدین طبری در کتاب خود می‌گوید: در روز حدیبیّه، عثمان از چند امتیاز نسبت به دیگر صحاب(رض) برخوردار بود که عبارتند از: پیامبر(ص) به جای حضرت عثمان(رض) با دست مبارک خویش بیعت عثمان را به جا آورد، نیز پیامبر اکرم(ص) عثمان بن عفّان را مأمور ابلاغ پیام خویش به مسلمانان ساکن مکه نمودند و حضرت رسول(ص) عمل حضرت عثمان(رض) مبنی بر امتناع طواف کعبه، بدون حضور رسول خدا(ص) را تأیید نمودند(21) . إیاس بن سلمه از پدرشان روایت می‌کنند که چون حضرت رسول(ص)، به جای حضرت عثمان(رض)، با دست خویش بیعت او را به جا آوردند، یاران گفتند خوشا به حال عثمان که با امنیت به طواف کعبه می‌پردازد، اما رسول اکرم(ص) فرمودند: 
«لو مكث كذا ما طاف حتى أطوف».
« تا زمانیکه من طواف نکنم عثمان نیز طواف نمی‌کند».(22) 
بعضی‌ها ظالمانه حضرت عثمان را، متهم می‌نمایند که در بیعه الرضوان شرکت نجسته و غایب بوده است، اما این اتهامات تنها به این دلیل مطرح شد تا ارکان خلافت را فرو ریزد(23) . در این مسأله در مباحث بعد به طور مفصل صحبت خواهیم نمود. 
 حضرت أنس بن مالک(رض) روایت می‌کنند که چون رسول خدا(ص) صحابه را به امر به بیعت با ایشان نمود، عثمان بن عفان به دستور پیامبر(ص) در مکه و دور از مسلمانان بود و هنگامی‌که صحابه با رسول خدا(ص) بیعت کردند، رسول خدا(ص) فرمودند: عثمان در مأموریتی است که خدا و رسولش بدو داده‌اند و سپس یکی از دستان خویش را بر زمین زد. خوشا به حال عثمان که دست رسول خدا(ص)، به جای دست او بیعت نمود که دست پیامبر بهتر از دست خود آنان برای صحابه بود.(24) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة الحدیبیّة، أبوفارس، ص 83. 
2) المغازی (2/600). 
3) المغازی (2/600). 
4) المغازی (2/600). 
5) مکانی است نزدیک مکه. 
6) زادالمعاد (3/290) و السیرة النبویّه، ابن هشام (3/344). 
7) زادالمعاد (3/290). 
8) زادالمعاد (3/290). 
9) غزوة الحدیبیّة، ابوفارس، ص 85. 
10) البخاری (4169). 
11) السیرة النبویة فی ضوء المصادر الأصلیة، ص486. 
12) صحیح البخاری (4169). 
13) السیرة النبویةفی ضوء المصادر الأصلیه، ص486.
14) السیرة النبویةفی ضوء المصادر الأصلیه، ص486. 
15) السیرة النبویةفی ضوء المصادر الأصلیه، ص486. 
16) زادالمعاد (3/291). 
17) صحیح السیرة النبویة، ص404. 
18) السیرة النبویة فی ضوء المصادر الأصلیّه، ص482. 
19) صحیح مسلم (3/1485). 
20) فتح الباری (7/443). 
21) الریاض النضرة فی مناقب العشرة، ص490 و491. 
22) همان؛ هرچند که در سند این حدیث ضعف وجود دارد. 
23) ذوالنورین مع النبی، ص32. 
24) سیر السلف الصاحلین (1/181). سنن الترمذی (3702). هرچند حدیث صحیح است اما اسناد آن ضعیف می‌باشد. عبدالرحمن بن یزید روایت می‌کند که چون جنازه عباس بن عبدالمطلب را به جایگاه جنازه‌ها آوردند، مردم در اطراف آن ازدحام کردند و آن را به مقبرستان بقیع تشییع کردند؛ جمعیت که بر جنازه عباس نماز گزاردند چنان زیاد بود که تا بحال، مثل تشییعی بدان حد پر ازدحام، را ندیده بودم؛ ازدحام چنان بود که هیچ کس نمی‌توانست به جنازه نزدیک شود. بنی¬هاشم اطراف جنازه عثمان را فرا گرفته بود. چون جنازه به محل قبر رسید، انبوه جمعیت، بیشتر از قبل شد. عثمان به افراد نظامی دستور می‌داد: تا مردم را از اطراف جنازه و بنی‌هشام دور کنند تا آنان بتوانند او را دفن کنند.(1)  این روایت نشان می‌دهد که در آن زمان تعداد زیادی از مردان نظامی در مدینه حضور داشته‌اند. تعدادی از مؤّرخان بر این باورند که عثمان، نخستین فردی است که دستگاه انتظامی را تأسیس نمود(2) . نقل است که عثمان ریاست آن را به یکی از اصحاب مهاجرین، به نام ابن قنقذ بن عمیر قریشی محوّل نمود(3) . که این، خود، بیانگر میزان اعتبار و شهرت او نزد عثمان و دیگر صحابه است، همچنین در کوفه سعید بن عاص، والی آن‌جا، عبدالرحمن اسدی را به ریاست نیروی انتظامی گماشت و در شام نصیر بن عبدالرحمن، از جانب معاویه بن ابوسفیان، والی آن‌جا عهده‌دار ریاست نیروی انتظامی بود.(4)  
در واقع بعد از ابوبکر و عمر، هیچ خلیفه‌ای چون عثمان نبود که، حدود را بدون هیچ نوع تبعیضی در مورد همه اجرا نماید، و هر درخواستی را در خصوص اصلاحات یا احقاق حقوق اجابت می‌کرد.(5)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (4/32). 
2) تاریخ خلیفه بن خیاط، 179. 
3) ولایة الشرطة فی الاسلام، 105. 
4) ولایة الشرطة فی الاسلام، 106. 
5) تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنه (1/409). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:232.txt">1- عثمان(رض) نماز منی و عرفات را از دو رکعت به چهار رکعت تغییر داد</a><a class="text" href="w:text:233.txt">2- افزودن اذان دوم در روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:234.txt">3- عثمان بن عفان(رض) هر روز غسل می‌نمود</a><a class="text" href="w:text:235.txt">4- سجده‌های تلاوت</a><a class="text" href="w:text:236.txt">5- اقامه نماز جمعه در سواحل مصر</a><a class="text" href="w:text:237.txt">6- استراحت عثمان(رض) در اثنای خطبه</a><a class="text" href="w:text:238.txt">7- گفتن قنوت پیش از رکوع</a><a class="text" href="w:text:239.txt">8- داناترین مردم به احکام حج</a><a class="text" href="w:text:240.txt">9- نهی نمودن مردم از بستن احرام پیش از رسیدن به میقات</a><a class="text" href="w:text:241.txt">10- حج تمتّع و عمره زنی که در دوران عدّه می‌باشد</a><a class="text" href="w:text:242.txt">11- نهی کردن مردم از متعه الحج</a><a class="text" href="w:text:243.txt">12- خوردن گوشت شکار</a><a class="text" href="w:text:244.txt">13- اجتناب از جمع میان دو همسر خویشاوند</a><a class="text" href="w:text:245.txt">14- در مورد شیر دادن</a><a class="text" href="w:text:246.txt">15- در مورد خلع زن از شوهر خود</a><a class="text" href="w:text:247.txt">16- عزادار شدن زن پس از مرگ شوهر، واجب است</a><a class="text" href="w:text:248.txt">17- با رغبت ازدواج کن</a><a class="text" href="w:text:249.txt">18- طلاق مردِ مست</a><a class="text" href="w:text:250.txt">19- بخشش پدر به فرزند</a><a class="text" h