ref="w:text:251.txt">20- سلب اختیار فرد سفیه از مال و ثروت خود</a><a class="text" href="w:text:252.txt">21- سلب اختیار فرد ورشکسته از مال و ثروت خود</a><a class="text" href="w:text:253.txt">22- تحریم احتکار</a><a class="text" href="w:text:254.txt">23- شتران بی‌صاحب</a><a class="text" href="w:text:255.txt">24- ارث بردن زن مطلقه از شوهری که در بستر مرگ است</a><a class="text" href="w:text:256.txt">25- ارث بردن زن مطلّقه‌ای که هنوز در دوران عدّه است</a><a class="text" href="w:text:257.txt">26- ارث بردن «حمیل»</a></body></html>در حج سال بیست و نهم بعد از هجرت، عثمان در منی، چهار رکعت نماز را به جماعت که به جا آورد. فردی نزد عبدالرحمن آمد و او را در جریان ماوقع گذاشت؛ عبدالرحمن، پس از اين‌كه دو رکعت نماز جماعت را در منی به جا آورد، نزد عثمان رفت و از او پرسید: مگر ما با رسول خدا(ص) در این‌جا دو رکعت نماز نخواندیم؟ عثمان حرف او را تایید نمود، عبدالرحمن باز از عثمان پرسید: مگر نه اين‌كه هم در عهد ابوبکر و عمر و هم در این چند ساله‌ای که تو خلیفه بوده‌ای، ما در منی دو رکعت نماز مي‌خواندیم؟ عثمان باز سخنان عبدالرحمن را تأیید نمود؛ سپس در پاسخ به اعتراض عبدالرحمن چنین سخن گفت: ابو محمد!(1)  سال جاری به من خبر دادند حجاج یمن و اعراب بادیه چنین شایع کرده‌اند که نمازهای فرد مقیم در شهر خود دو رکعت است به این دلیل که خود عثمان مقیم این شهر است اما باز دو رکعت نماز می‌گذارد؛ من بیم آن را داشتم که این، خود، فتنه‌ای شود برای امت، بنابراین، بر مردم چهار رکعت نماز گزاردم و در همین راستا نیز همسری از مکه برگزیدم و زمین و خانه‌ای در طائف تدارک دیدم، بدین ترتیب من مقیم آن‌جا شدم؛ عبدالرحمن در مقام پاسخ به عثمان چنین گفت: هیچ یک از این اقدامات،  کار تو را توجیه نمی‌کند، زنت که هر جا تو اقامت گزینی در آن‌جا سکونت خواهد کرد و طائف نیز سه شبانه‌روز از این‌جا فاصله دارد و تو هم اهل آن‌جا نیستی؛ در مورد شایعات حجاج یمن هم باید گفت که در زمان رسول خدا(ص) و هنگام ضعف اسلام و نیز دوران ابوبکر و عمر که دوران اوج و قدرت اسلام بود، مردم در این‌جا دو رکعت نماز می‌خواندند. اما خطر این چنین فتنه‌هایی، سبب نشد که ابوبکر و عمر، نماز از دو رکعت به چهار رکعت تغییر دهند. عثمان گفت: این تصمیمی است که من پس از تأمل بدان رسیده‌ام. هنگامی که عبدالرحمن از نزد عثمان خارج شد به عبدالله بن مسعود برخورد کرد و عبدالله از او پرسید: آیا عثمان نظرش را تغییر داد؟ عبدالرحمن گفت: خیر، عبدالله پرسید: پس باید چکار کرد؟ 
عبدالرحمن جواب داد: به سنت پیشین عمل کن. عبدالله گفت: اختلاف مضر و نادرست است. من نیز چون شنیدم که عثمان چهار رکعت به جا آورده است، نماز جماعت را چهار رکعت کردم. عبدالرحمن به عبدالله گفت: هر چند من شنیدم که او چهار رکعت خوانده است باز دو رکعت نماز را به جا آوردم، اما از این به بعد، من نیز نماز را چهار رکعت خواهم کرد.(2)  
عثمان به این خاطر نماز منی و عرفات را به چهار رکعت افزایش داد تا از شیوع فتنه در میان مسلمانانی که ایمانی ضعیف دارند ممانعت به عمل آورد. او در جواب سؤال عبدالرحمن بن عوف از این اقدام خود دلایل معقولی بیان داشت؛ بعد از اين‌كه عثمان دیدگاه خود را اعلام نمود عبدالرحمن و عبدالله بن مسعود و نیز دیگر صحابه نماز چهار رکعتی به جا آوردند و از هر نوع مخالفت با عثمان امتناع کردند. آنان می‌دانستند که عثمان امام و رهبری است هدایت یافته که اطاعتش واجب می‌باشد، اگر عثمان در شرع، راجع به تصمیم خود هر نوع نصّ مخالفی را می‌یافت بدون شک از اجرای آن تصمیم، امتناع می‌کرد تا اقدامی مخالف شریعت مرتکب نشده باشد. 
همین عامل نیز سبب شد که جمهور صحابه از تصمیم و اجتهاد او تبعیت نمایند(3) . دلایلی که عثمان در گفتگو با عبدالرحمن بن عوف راجع به اجتهاد خود بیان نمود کاملاً معقول بودند و اگر افراد آگاه در اسرار دین راجع به آن بیاندیشد پی به این نکته خواهند برد که اتمام نماز در آن شرایط بر قصر آن ارجحیت داشت. در آن ایام، اتفاقاتی رخ داد که در عهد رسول و یا دوران ابوبکر پیش نیامده بودند، عثمان از آن بیم داشت که مردم در مورد نمازهایشان دچار فتنه و اختلاف شوند، به ویژه آن‌که بیشتر مردم از مرکز خلافت دور بودند و امکان آن می‌رفت که از علما و آگاهان به احکام شریعت محروم باشند. عثمان با آن اقدام خود راه را بر هر نوع فتنه و اختلاف بست و مسلمانانی که ایمان ضعیف داشتند را از آن مهلکه دور نمود. از طرف دیگر او با انتخاب همسری از مکه و خرید خانه و زمینی در طائف، که امکان داشت بعد از مراسم حج بدانجا رود و در آن مکان سکنی گزیند، هر نوع شک و شبهه را در خصوص این اقدام بر طرف نمود. او با آن اقدامات، خود را به صورت مقیم مکه در آورد تا إتمام نماز بر او فرض گردد و این خبر از علم و معرفت دقیق و عمیق او نسبت به دین و فهم اسرار و رموز آن دارد.(4)  
همچنین ‌دسته‌ای از صحابه چون عائشه(رض)، عثمان(رض)، سلمان و چهارده تن دیگر از آنان، معتقد به اتمام نماز در موقع سفر بودند.(5)  
خود عثمان قصر نماز در سفر را واجب نمی‌دانست و این همان دیدگاه فقهای مدینه، امام مالک، امام شافعی و تعدادی دیگر از فقهاست. این در واقع مسأله‌ای است اجتهادی و به همین دلیل فقها در آن اختلاف نظر داشته‌اند. بر این اساس تصمیم عثمان در این خصوص نه مستوجب تکفیر اوست و نه فاسق و خارج از دین دانستن او(6) ؛ در مورد سخن ابن مسعود که خطاب به عبدالرحمن گفت: «اختلاف مضر و نادرست است.»(7)  که در روایتی دیگر چنین آمده است: «من از اختلاف بیزار هستم.»(8)  درسی عظیم نهفته است. او به ما آموخت که در مسايل اجتهاد باید از اختلافات پرهیز نمود؛ مسلمانان می‌بایست با سرمشق قرار دادن این رفتار و گفتار والا از پرداختن به فروع و مسايل کوچک که طبیعتاً در آن‌ها اختلاف نظرهایی وجود دارد، اجتناب ورزند.»(9)  در این شرایط حسّاس امروز نباید وقت و توان خویش را صرف مجادلات و مباحثات نمود بلکه بالعکس باید با حفظ وحدت، خود را مهیّای مواجهه با تهدیدات و خطرات مهم جهان امروز کرد(10) . همانطور که ابن مسعود و عبدالرحمن بن عوف و دیگر اصحاب با تبعیت از اجتهاد عثمان، نشان دادند که چه میزان بر حفظ وحدت مسلمانان تأکید دارند و این همان اخلاقی نسلی است که خواهان پیروزی و نصرت در میادین مختلف است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ابو محمد کنیه عبدالرحمن بن عوف بود. 
2) تاریخ طبری (5/268). 
3) صادق عرجون، عثمان بن عفان، 192. 
4) صادق عرجون، عثمان بن عفان، 194. 
5) الاصبهانی، کتاب الإمامه و الردّ علی الراقصة، 312. 
6) الریاض، النضره، 566. 
7) تاریخ الطبری (5/268). 
8) القواعد الفقهیة، 336. 
9) محمد الوکیلی، فقه الألویات، 169. 
10) کامل شریف، الفکر الإسلامی بین المثالیة و التطبیق، 29. رسول خدا(ص) در شأن خلفای راشدین چنین فرموده است: 
«علیکم بسنّتی و سنه الخلفاء الراشدین»(1) 
«به سنت من و سنت خلفای راشدین بعد از من تمسّک جویید و بدآن‌ها عمل نمایید.».
