یبان شما خواهد بود، اما اگر آنان استقامت ورزند و شما از خود ضعف و ترس نشان دهید، خداوند(عزوجل) آنان را بر شما پیروز خواهد نمود که او پشتیبان صابران است. چون شب فرا رسید، حبیب فرمان حمله صادر نمود و چنین دعا نمود: پروردگارا! ماه را پنهان کن، ما را از باران حفظ کن، از جان سربازانم محافظت بفرما و آنان را جزو شهدا به حساب بیاور. خداوند نیز دعای او را مستجاب نمود و او را فاتح میدان ساخت.(1)  
شبانه او بر اردوگاه دشمن بود که سبب شد روحیه آنان از بین برود و فرار را بر قرار ترجیح دهند.(2)  
او برای سربازانش نمونه والای شجاعت و دلیری بود، به نحوی‌که خود در مواقع حمله، پیشاپیش سپاهیان حرکت می‌کرد و از ماندن در پشت جبهه و به خطر نیانداختن جان خویش امتناع می‌ورزید. نقل است که چون قصد شبیخون بر سپاهیان موریان داشت، همسرش از قضیه با خبر شد و از حبیب پرسید: میعادگاه ما در میدان کارزار کجا باشد؟ او نیز پاسخ داد که یا خیمه موریان، فرمانده سپاهیان دشمن، یا بهشت میعادگاه آنان باشد. هنگامی که حبیب بر سپاهیان موریان یورش برد و توانست خود را به خیمه موریان رساند، مشاهده نمود که همسرش قبل از او خود را به خیمه رسانیده است.(3)  
تنها خود او نبود که الگوی والای شجاعت و جنگاوری محسوب می‌شد، بلکه همسر او نیز در شجاعت و ایثار و فداکاری زبانزد همگان بود.(4)  
حبیب در تمام مراحل کارزار با سرداران خود مشورت می‌نمود و هرگز فردی خودکامه و مستبد نبود. او دیدگاه‌ها و طرح‌های سرداران را می‌شنید و هر کدام را که بهتر و مفیدتر می‌دانست، اجرا می‌کرد. گویند که چون یک روز در میان اردوگاه خود قدم می‌زد، صدای مردی را شنید که می‌گفت: اگر حبیب به سخنان من گوش می‌داد، راهی را به او نشان می‌دادم که به امید خداوند، فتح و پیروزی را به ارمغان می‌آورد. حبیب نیز نزد آن مرد رفت و به سخنان او گوش فرا داد و چون نزد سرداران بازگشت به آنان گفت: مردی به من گفته است که نخست سربازان سواره به جانب دشمن گسیل‌دار و سپس خود و سربازان پیاده از پس آنان حرکت کن. چون در نیمه‌های شب دو سپاه به کارزار پردازند، من و سربازان پیاده به میدان نبرد وارد می‌شویم، این باعث خواهد شد که دشمن فکر کند، نیروهای کمکی به سپاه ما محلق شده است. و این روحیه آنان را به شدت تضعیف خواهد نمود.(5)  
حبیب نیز همین کار را کرد و شبانگاه سربازان سواره را به جانب دشمن روانه کرد و خود پشت سر آنان به راه افتاد. چون سحرگاه به میدان کارزار رسید او و همراهانش بر صفوف دشمن یورش بردند و به این ترتیب توانستند دشمن را شکست دهند و به غنایم بسیاری دست یابند.(6)  
حبیب مردی بود زیرک که در مورد جنگ‌هایش نخست می‌اندیشید و همه جوانب را در نظر می‌گرفت، سپس با سردارانش به مشورت می‌پرداخت و نظر آنان را نیز جویا می‌شد. او به بررسی میدان جنگ می‌پرداخت و تلاش می‌کرد به اطلاعات جامعی از دشمن دست پیدا کند. 
آن‌گاه با علم و بصیرت لازم، به طرح نقشه جنگ مبادرت می‌ورزید. اقدامات حبیب در میادین جهاد، برنامه‌هایی از پیش تعیین شده بود و نه اقداماتی بالبداهه و بدون طرح و نقشه و نیز به همین خاطر نیز در میادین کارزار، به پیروزی و نصرت دست می‌یافت. این خصوصیت مهم در کنار دیگر خصایل برجسته او، از حبیب مؤمنی راستین و شجاع ساخته بود که چون با دشمن به نبرد می‌پرداخت و یا بر قلعه‌ای چیره می‌شد، خدا را به یاد می‌آورد و چنین می‌گفت: 
لا حَولَ و لا قُوَّهَ إِلاّ بِاالله العَلِّی العَظِیمِ(7)  
او توانست تمام صفات این سرداران بزرگ را که عبارت بودند از استعدادی خداداد، علم و دانش، تجربه‌ای عظیم و ایمان و توکل به پروردگار قادر و توانا، در خود فراهم آورد و به سرداری کم نظیر تبدیل شود.(8)  
بیقین حبیب بن مسلمه، خدماتی را به فتوحات آن دوران نمود که هرگز فراموش نمی‌شود. او از جمله‌ي بزرگترین و پر افتخارترین سرداران عهد عثمان به شمار می‌آید که پس از عمری جهاد و نبرد در راه خدا و اعتلای پرچم اسلام، در سال چهل و دوم بعد از هجرت و در پنجاه و چهار سالگی ندای حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت. 
اگر جه عمر او کوتاه بود اما براستی که افتخاراتی عظیم را فراهم آورد که با گذشت قرن‌های متمادی در تارک تاریخ اسلام، جاودان مانده است. خداوند این صحابی جلیل القدر، مدیر خردمند، سیاستمدار با تجربه، سردار فاتح را به مقام رضوان خویش نائل آورد و از او خشنود باشد.(9)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تهذیب ابن عساکر (4/37). 
2) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 189. 
3) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 189. 
4) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 189. 
5) تهذیب ابن عساکر (4/37). 
6) قاده الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 190. 
7) تهذیب ابن عساکر (4/37). 
8) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 192. 
9) قادة الفتح الإسلامی فی أرمینیة، 192. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:315.xml">نخست: مراحل کتابت قرآن کریم</a><a class="text" href="w:text:324.txt">دوم: مشورت با جمهور صحابه(رض) در خصوص تدوین مصحف واحد</a><a class="text" href="w:text:325.txt">سوم: تفاوت میان اقدام ابوبکر(رض) و اقدام عثمان(رض) در زمینه جمع‌آوری و کتابت قرآن کریم</a><a class="text" href="w:text:326.txt">چهارم: آیا مصحف عثمان(رض) تمام گویش‌ها و حروف هفتگانه قرائت قرآن را شامل می‌شد؟</a><a class="text" href="w:text:327.txt">پنجم: تعداد مصحف‌هایی که عثمان(رض) تدوین و به دیگر نقاط فرستاد</a><a class="text" href="w:text:328.txt">ششم: موضع عبدالله بن مسعود(رض) در قبال مصحف عثمان(رض)</a><a class="text" href="w:text:329.txt">هفتم: فهم و درک صحابه(رض) از آیاتی که امّت را از اختلاف منع می‌کنند</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:316.txt">1- مرحله اول: در عهد نبی خدا(ص)</a><a class="text" href="w:text:317.txt">2- مرحله دوم: کتابت قرآن در عهد ابوبکر صدیق(رض)</a><a class="text" href="w:text:318.txt">مسايلی را که در رابطه با جمع‌آوری آیات قرآن در آن برهه از زمان می‌توان استخراج نمود</a><a class="text" href="w:text:319.txt">خصوصیات و امتیازاتی که باعث شد زید بن ثابت مأمور این کار خطیر شود</a><a class="text" href="w:text:320.txt">تفاوت قرآن مکتوب عهد نبی خدا(ص) و عهد ابوبکر صدیق(رض)</a><a class="folder" href="w:html:321.xml">3- مرحله سوم: کتابت قرآن در عهد عثمان بن عفان(رض)</a></body></html>بدون شک و براساس دلایل محکم، خود رسول خدا(ص) امر به کتابت و نگارش آیاتی که بر ایشان نازل می‌شد می‌دادند. همچنین ایشان را کاتب یا کاتبانی بود که این امر را انجام می‌دادند. به عنوان مثال زید بن ثابت به کاتب پیامبر(ص) مشهور بود که به دلیل کتابت آیات قرآن بدین لقب شهرت یافت. امام بخاری نیز در صحیح خود و در کتاب فضائل القرآن، بابی را تحت عنوان «کاتب النبی(ص)» به این امر اختصاص داده و در آن دو حدیث ذکر نموده است: 
الف: ابوبکر صدیق(رض) به زید گفت: تو آیات وحی را برای رسول خدا(ص) کتابت می‌کردی.(1)  
ب: از براء بن عازب نقل است که گفت: چون آیه «لایستوی القاعدون من المؤمنین... » نازل شد