وفیان، همیشه و به بهانه‌های مختلف، در مورد امرای خویش مطرح می‌کردند(16) . با عزل ولید، بسیاری از مردم کوفه، خشمگین شدند و ولید را از این اتهام مبرّا دانستند. اما به هر حال و براساس سوگند چند نفر، عثمان در سال30 بعد از هجرت، ولید را عزل و سعيد را جانشین او نمود. کوفیانی که شکایت ولید را نزد عثمان برده بودند و در میانشان افرادی چون مالک اشتر حضور داشتند، هنگام عزیمت سعید به جانب کوفه، از همراهان و در واقع استقبال کنندگان او بودند(17)  که بعدها همین افراد علیه او دست به شورش زدند و مقدمات عزل او را فراهم آوردند. چون سعید به کوفه رسید به مسجد رفت و در آن‌جا خطاب به مردم چنین گفت: ای مردم! بدانید که من علی‌رغم میل خود به ولایت کوفه انتخاب شده‌ام اما چون اطاعت از امیر مؤمنان واجب است، من نیز این مسئولیت را پذیرفتم. بدانید اگر بوی فتنه‌ای به مشامم برسد و ردّپایی از آن‌را ببینم، آن‌را در نطفه خفه خواهم کرد و در این کارزار کوتاه نخواهم نشست که یا من آن‌را از میان خواهم برد و یا او بر من چیره می‌شود(18) . به حقیقت که سعید، نشانه‌های ظهور فتنه و آشوبی بزرگ را در کوفه که مدت‌ها قبل از ولایت او آغاز شده بود تشخیص داده و به همین خاطر، فتنه‌انگیزان را تهدید نمود که با شدّت با آن فتنه برخورد خواهد کرد.(19)  
سعید پس از به قدرت رسیدن، به رتق و فتق امور مهم ولایت خود چون تعیین امرا و فرماندهان مورد اعتماد خود پرداخت(20) . او در طول حکومتش توانست فتوحات عظیمی را به دست آورد که در گفتار مربوط به فتوحات عهد عثمان، به تفصیل به آن پرداختیم. اما در سال33 بعد از هجرت شعله‌های فتنه‌ کم‌کم از زیر خاکستر زبانه کشیدند و حوادث ناگواری را در کوفه و سپس در دیگر سرزمین‌ها به بار آوردند. در این میان، مالک اشتر توطئه‌ای بر ضد سعید بن عاص تدارک دید و از طریق آن توانست جماعتی از مردمان ساده لوح و زود باور را با خود همراه سازد. در واقع، موضع کوفیان نسبت به سعید کم و بیش، همانند موضع آنان در قبال حکام پیش‌بینی خود چون سعد بن ابی وقاص و ولید بن عقبه بود. آنان پس از سعید بارها و بارها از دست والیان خود لب به شکایت گشوده و خواستار عزل آنان شده بودند و این به عادت این قوم لجوج و ناسپاس و فتنه‌انگیز تبدیل گشته بود. تنها تفاوتی که اعتراض این بار آنان با دیگر اعتراضاتشان داشت، شورش مسلحانه‌ای بود که همزمان با این اعتراض، کوفه را در نوردید، بدون شک این رخدادی بود كه در تاریخ کوفه و در تاریخ اسلام، برای اولین بار روی می‌داد. این حادثه را می‌توان ثمره تغییرات و حوادثی دانست که بر اثر تبلیغات و شایعات آشوب طلبان و فتنه‌انگیزان، مردم کوفه را تحت تاثیر خود قرار داد، پس از این اعتراضات، عثمان، سعید را عزل و سپس ابوموسی را طبق خواسته خود مردم کوفه به ولایت آن دیار منصوب نمود. چون ابوموسی(رض) به کوفه وارد شد، خطاب به مردم چنین گفت: ای مردم! دیگر این چنین طغیان مکنید و از این نوع اقدامات بپرهیزید، متحد باشید و از خلافت اطاعت کنید، از تعجیل و شتاب در تصمیم‌گیری‌ها و قضاوت‌هایتان پرهيز نمایید و صبر و آرامش را پیشه خود سازید که از امروز، امیری را که می‌خواستید نزد شماست. سپس چون از منبر پایین آمد مردم از او خواستند که برای نماز به امامت بایستید اما او امتناع کرد و اعلام نمود تا زمانی که مردم شهر با او پیمان نبسته‌اند که هیچ‌گاه علیه عثمان شورش نخواهند کرد، هرگز به امامت ایشان نمی‌ایستد. آنان نیز اعلام کردند که چنین خواهند بود که امیرشان می‌خواهد.(21)  عثمان نیز نامه‌ای به مردم کوفه نوشت و در آن خطاب به مردم چنین گفت: ای مردم! من فردی را نزد شما فرستاده‌ام که خود، او را برگزیدید. به خداوند سوگند که آبرویم را در معرض خطر فتنه شما قرار داده‌ام و صبورانه تمام توانم را به کار بسته‌ام تا شاید شما اصلاح شوید. ای مردم! هرچه را که دوست دارید به این شرط که عصیان خداوند در آن نباشد بازگو کنید و آن را از من بخواهید و از هر چه نفرت و کراهت دارید به این شرط که عصیان خداوند در آن نباشد بازگو کنید تا آن را از شما دور سازم. اما بدانید که این، مشروط بر این است که از خلافت اطاعت کنید و بر او شورش نکنید که در غیر این‌صورت همان‌گونه که با شما رفتار می‌شود که شما رفتار می‌کنید(22) . ابوموسی(رض) تا زمان شهادت عثمان(رض) بر ولایت کوفه ماند و حکومت نمود.(23) 
به این ترتیب می‌بینیم که ولایت کوفه در عهد عثمان(رض) پنج والی را به خود دید که اصلاً در دیگر ولایات سابقه نداشت. در طول حکومت این والیان، حوادث مهمّی روی داد که به طور مستقیم بر سرنوشت حکومت اسلامی تاثیر گذار بود تا اين‌كه سرانجام شعله‌های فتنه از این شهر زبانه کشید و همه‌ي قلمرو اسلامی را تحت تاثیر خود قرار داد. تجربه اثبات کرد که مردمان کوفه در تمام دوران حکومت والیان خود، علیه آنان دست به شیطنت می‌زدند و با وجود تلاش والیان جهت تأمین خواسته‌های آنان، باز هم آن مردم، ایشان را از خود می‌راندند. شاید به همین دلیل باشد که عمر بن خطّاب از دست آنان به تنگ آمد و در موردشان گفت که از خداوند می‌خواهد او را از شرّ مردم کوفه نجات دهد. 
مطلبی که لازم است که بیان شود نقش کوفیان در فتنه قتل عثمان می‌باشد تا آن‌جا که تنی چند از آنان، مسقیماً در قتل عثمان دست داشتند. از طرف دیگر، چون کوفه سرزمین‌های دیگری چون طبرستان، آذربایجان و شمال فلات ایران را تحت سلطه خود گرفته بود، با این سرزمین‌ها ارتباطی تنگاتنگ داشت. مهمترین دلیل اثبات این ارتباط، حضور خود والیان در فتح آن مناطق و نیز نظارت مستقیم آنان در حفظ امنیت و ثبات آن سرزمین‌ها می‌باشد(24) . به این ترتیب، بعید نیست که آن مناطق نیز در کنار کوفه، نقش را در جریان آن فتنه ایفا کرده باشند.(25)  
از خلال مطالعه ولایات قلمرو اسلامی در عهد عثمان می‌بینیم که ولایاتی چون بحرین، یمن، مکه و طائف که در خود جزیره العرب واقع بودند از ثبات و امنیت پایداری برخوردار بوده‌اند. شام نیز در طول خلافت عثمان، جز در رابطه با جنگ با رومیان، بدور از هر نوع تشنّج بود. مردمان بصره نیز در کنار والی خود، عبدالله بن عامر، سرگرم فتوحات و دفع حملات و توطئه‌های دشمنان بودند. در این میان، کوفه و مصر هستند که در اواخر عهد عثمان(رض) دچار تشنجات و حوادثی می‌شوند که باعث شد مردمان ان سرزمین‌ها به جای نبرد با دشمنان دین، علیه خلیفه خود سر به طغیان بردارند و در فتنه به شهادت رسانيدن او مشارکت داشته باشند.(26)  
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/239). 
2) تاریخ الطبری (5/239). 
3) همان (5/250)، الولایة علی البلدان (1/196). 
4) عثمان بن عفان، صادق عرجون، ص105، الولایه علی البلدان (1/196). 
5) همان (1/197). 
6) تاریخ الطبری (5/251). 
7) همان (5/250). 
8) همان (5/251). 
9) الولایة علی البلدان (1/198). 
10) الولایة علی البلدان (1/198). 
11) نگا: الفتنة الکبری، طه حسین (1/94). 
12) 