ا و عبرت‌ها عبارتند از:
1- ثبات مؤمنان بر اعتقادات خود و استقامت آنان در برابر همه شکنجه‌ها و ستم‌هایی که اشرار و گمراهان بر سرشان آوردند، خود، این دلیلی است بر صدق ایمان و اخلاص آنان در باورهایشان و عظمت روح و جان آنان، بطوری‌که آرامش روح و درون و رضای خداوند متعال را برتر از تمامی شکنجه‌‌ها و ستم‌های کفار می‌دانند. در واقع در نزد مؤمنان راستین و مخلص، این روح است که قدرت دارد، نه جسم، بنابراین با تمام توان خود در مسیر اجابت خواست روحشان حرکت می‌کنند و به مطالبات و نیازهای جسمشان اعتنایی ندارند و این، خود، راز موفقیت و آزادی ملّت‌ها از زیر یوغ ظلم و جور ستمکاران و نجات از تاریکی‌های جهالت است.(7) 
2- حضرت عثمان(رض) از سنت پیامبر اکرم(ص) آموخت که باید نسبت به امّت مهربان بود و بر آنان شفقت ورزید و این درس مهم در دوران خلافت خود او نیز و در روزگار حیات حضرت رسول(ص) و خلافت ابوبکر صدیق و عمر فاروق هویدا بود. او به چشم خود می‌دید که نبی‌اکرم چقدر نسبت به یاران خویش مهربان است و تمام تلاش خود را می‌نماید که آنان در امنیت و آسایش به سر برند و به همین دلیل بود که به مسلمانان امر فرمود تا به نزد پادشاهی بروند عادل که به هیچ کس ستم نمی‌کند و کلام آن حضرت(ص) راست بود، مسلمانان در حبشه در امان بودند و توانستند دین خود را حفظ و گسترش دهند(8) . بنابراین، این پیامبر(ص) بود که سرزمین حبشه را برگزید و مسلمانان را تشویق به هجرت بدانجا نمود تا در امنیت قرار گیرند و این درس مهمی است برای رهبران جهان اسلام که باید برنامه‌های خود را براساس حکمت و دوراندیشی در جهت حمایت از اسلام و مسلمین تدوین کنند و در جستجوی مکانی امن به عنوان مرکزی باشند که در صورت به خطر افتادن مراکز اصلی و پایه‌ای، بتوانند داعیان و امّت اسلام را پناه دهد، زیرا که ثروت واقعی، همان داعیان راستین هستند که باید دولت‌ها تمام تلاش‌های خود را صرف حفظ و حمایت از آنان بنمایند، و این اسلام نشأت گرفته از این تفکر است که هر فرد مسلمان در اسلام بنا به ندازه تمام انسان‌های غیر مسلمان ارزشمند است و باید در حفظ جان و امنیت او بکوشد. 
3- دیگر درسی که حضرت عثمان از این هجرت گرفتند آن بود که در موقع بروز خطر(9) ، باید رهبر جامعه و دار و دسته آن برای دفاع از جامعه و در میدان نبرد پیش قدم و پیش قراول باشند، و خود را سپر قرار دهند و نباید خود از میدان كارزار بگریزند و پیروان را به معرکه بفرستند، زیرا این روشی است بدور از سنت نبی اکرم(ص)(10) . و بر اساس این اصل بود که حضرت عثمان در دوران خلافت خویش، نزدیکان و اهل بیت خود را در صف مقدم لشکر قرار می‌دهد، کما اين‌كه عبدالله بن أبی سرح در فتوحات آفریقا، عبدالله بن عامر در فتوحات مشرق، خود، پیشاپیش سپاهیانش نبرد می‌کردند و نیز حضرت(رض) به معاویه دستور داد که همراه همسرش سوار بر کشتی در صف مقدم ناوگان خود به نبرد با رومیان بپردازد. البته در این خصوص، در مبحث فتوحات به تفصیل سخن خواهیم گفت. 
4- حضرت عثمان(رض) اولین مسلمانی است که همراه با اهل بیت خویش هجرت نمود(11)  و پیامبر خدا(ص) نیز همین مطلب را تدییر نموده‌اند: 
«صَحِبَهما اللهُ، إنّ عثمان لأَوّلُ مَن هاجَرَ إلی اللهِ بِأَهْلِهِ بعدلوط. »(12) . 
(خداوند یار و همراه عثمان و رقیّه باشد، عثمان، بعد از حضرت لوط(ع) اولین فردیست که با اهل بیتش در راه خدا هجرت کرده است). 
هنگامی که شایع شد مردم مکه اسلام آورده‌اند، دسته‌ای از مهاجران حبشه به نزدیکی‌های مکه بازگشتند، اما متوجه شدند که این خبر دروغ است، بنابراین در جوار چند تن از اهل مکه سکنی گزیدند. حضرت عثمان همراه با رقیه، همسر خود، نیز جزو این دسته از مهاجران بودند(13) . این دسته از مهاجران همچنان تا زمانی‌که خداوند(عزوجل) امر به هجرت به مدینه داد، در محل استقرار خود ماندند. حضرت عثمان، فردیست که از همان بدو اسلام آوردن، جز در زمان‌هایی که به خاطر هجرت و یا انجام امور مهم از جانب رسول خدا(ص) مأموریت می‌یافتند، همیشه هم‌صحبت و ملازم رسول خدا(ص) بودند و هیچ کس نمی‌توانست جای او را آن‌چنان که باید بگیرد. 
در واقع این وضعیت حضرت عثمان، درست بمانند شرایط دیگر خلفای راشدین بود، گویا که این خصوصیت و امتیاز، مختص آنان بوده و خود، دلیلی برای به خلافت رسیدنشان شد.(14) 
حضرت ذی‌النورین(رض) همیشه رابطه‌ای محکم با اسلام و قرآن داشت و هرگز امری، چه عام و چه خاص، از امور زندگی پر برکت نبی‌اکرم(ص) و خلافت ابوبکر صدیق و عمر فاروق از دید او پنهان نماند و از آن‌ها غفلت نورزید و به تعبیر امروزی، ایشان تمام امور مربوط به کارهای بنیادین در حکومت و دولت اسلامی را مدّنظر داشتند.(15) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التمهید و البیان، ص22. 
2) الهجرة فی القرآن کریم، ص290 و السیرة النبویة، إبن هشام (1/413). 
3) دماء علی قمیص عثمان، ص15 و طبقات ابن سعد (1/204). 
4) طبقات (1/204) و تاریخ الطبری (2/69). 
5) الجامع لأحکام القرآن (10/107). 
6) الجامع لأحکام القرآن (15/240). 
7) السیرة النبویّة، مصطفی السباعی، ص57. 
8) الهجرة فی القرآن الکریم، ص312. 
9) التربیة القیادیة (1/333). 
10) التربیة و القیادیة (1/333)، السیرة النبویّة، الصلّابی (1/348). 
11) الصواعق المرسلة (1/314). 
12) المعرفة و التاریخ (3/268). 
13) السیرة النبویة، إبن هشام (1/420). 
14) عثمان بن عفّان، عمّا، ص 80. 
15) عثمان بن عفّان، عقّاد، ص 78. روزی عثمان از اطرافیان آب خواست تا وضو گیرد، چون آب آوردند، با آن دست راستش را شست، سپس دست راستش را داخل ظرف کرد و سه بار دو دستش را شُست و بعد از مسح سر، سه بار پاهایش را تا قوزک شُست و در آخر گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمودند: 
«من توضأ نحو وضوئي هذا، ثم صلى ركعتين لا يحدث نفسه فيهما، غفر الله ما تقدم من ذنبه».
«هر کس این‌چنین وضو بگیرد، پس دو رکعت نماز را خالصانه بخواند، خداوند(عزوجل) تمام گناهان او را می‌بخشاید».(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الموسوعة الحدیثیة مسند احمد (حدیث418). عثمان بن عفّان از رسول خدا(ص) روایت می‌کند که ایشان فرمودند: 
«إني لأعلم كلمة لا يقولها عبد حقًا من قلبه إلا حُرم على النار».
«من کلمه‌ای را می‌دانم که هر کس آن را قلباً بگوید از آتش دوزخ نجات می‌یابد».
عمربن خطاب گفت: من می‌دانم آن کلمه چیست؟ آن کلمه، کلمه اخلاص است که خداوند بزرگ، محمد و یارانش را به آن ملزم نمود، آن کلمه، کلمه تقواست که نبی خدا(ص) عمویش ابوطالب را حین احتضار او، به آن فرا می‌خواند، آن کلمه، گفتن لا إله إلّا الله است.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الموسوعة الحدیثیة مسند احمد (حدیث447). عثمان بن عفّان از نبی خدا(ص) روایت می‌کند که ایشان فرمودند: 
«مَن ماتَ وهو یَعْلَمُ أَنْ لا إلاَ إلاّ اللهُ دَخَلَ الجَنَّةَ»(1) . 
(هر کس ایمان داشته باشد که هیچ معبود و فرمانروایي جز خداوند(عزوجل) 