تی، سپس روبه همراه خود کرد و گفت: به نظر شما من با این مرد چه کار کنم؟ همراهان گفتند: دشمنی است که خداوند او را در اختیار تو قرار داده و می‌توانی هر کاری را که مصلحت می‌دانی، انجام دهی، ایشان گفت: او فردی است که قصد داشت در حق من مرتکب گناه شود، اما خداوند(عزوجل) شر او را از من دور کرد، پس به آن مرد گفت: اگر ضامنی را نزد من بیاوری که تعهد دهد تا زمانی‌که من خلیفه هستم تو وارد مدینه نشوی، می‌توانی بروی، آن مرد نیز همین کار را انجام داد و مردی از قبیله خود را برای ضمانت نزد عثمان آورد وآن‌گاه از آن‌جا رفت(1) . 
این تسامح و گذشت بزرگی بود که ¬امیرمؤمنان و خلیفه مسلمانان، در حق مردی که قصد کشتن او را داشت از خود نشان داد، زیرا عفو وگذشت در عین داشتن قدرت، از صفات مردان خداست و خود، دلیلی است بر کنار گذاشتن هوای نفس و خواهش‌های خودخواهانه او که از ارتباط عمیق با آخرت و پشت کردن به دنیا حاصل می‌آید. این خصلت والا نه تنها ثواب آخرت را برای صاحب خود به ارمغان می‌آورد، بلکه سیاستی است حکیمانه، اگر عثمان آن مرد را به قتل می‌رساند و یا مجازات شدیدی را در حق او اعمال می‌کرد، قبیله او، کینه عثمان را به دل گرفته و منتظر فرصت مناسبی برای گرفتن انتقام از او، می‌شدند، اما با آن عفو و گذشتی که عثمان در حق آن مرد نمود، جریان را به نفع خود تغییر داد، به نحوی که این، خود قبیله‌ي آن مرد بود که او را به خاطر آن کار ناصواب، سرزنش و ملامت ‌کرد به این ترتیب، با این سیاست خردمندانه و حکیمانه، آتش فتنه‌ای که ممکن بود شعله‌ور شود در نطفه خفه شد و خلیفه مهربان و صاحب گذشت، توانست مردم را دوست و طرفدار خود نماید.(2) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ الإسلامی (17/22) و تاریخ المدینة المنورة، ص1027 و1028. 
2) التاریخ الإسلامی (17/22). خداوند، در قرآن، راجع به تواضع چنین فرموده است: 
(وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا) الفرقان: ٦٣ 
(و بندگان (خوب خداي) رحمان كسانيند كه آرام (و بدون غرور و تكبّر) روي زمين راه مي‌روند (و تواضع در حركات و سكنات ايشان و حتي در راه رفتن آنان آشكار است)، و هنگامي كه نادانان ايشان را مخاطب (دشنامها و بد و بيراههاي خود) قرار مي‌دهند، از آنان روي مي‌گردانند و به ترك ايشان مي‌گويند). 
خداوند تبارک و تعالی، در این آیه، اولین صفت بندگان مؤمن را تواضع دانسته است، عثمان بن عفّان نیز برخوردار از این خصلت والا بود که از اخلاص و ترس او نسبت به خداوند پاک و بزرگ نشأت می‌گرفت، عبدالله رومی روایت می‌کند: ذی‌النورین عادت داشت که هرگاه برای نماز شب و تهجّد برمی‌خاست، خود، آب وضویش را تهیه می¬کرد، چون از او خواستند که برای این کار، خدمتکارش را بیدار نماید، ایشان گفتند: شب حق آنان است تا استراحت کنند.(1) 
این نمونه‌ای است از رأفت و رحمت ذی‌النورین نسبت به اطرافیان خود، او با وجود کهولت سن و منزلت والایی که به خاطر خلیفه بودن از آن برخوردار بود، شب‌ها، خود، مایحتاج خویش را انجام می‌داد و مزاحم خواب و استراحت خدمتکار خویش نمی‌شد، هرچند در اسلام، خدمتکار، بنا به حکمت و خواست خداوند، مسخر صاحب خویش و در اختیار او است، اما مالک او باید بداند که خدمتکار او انسانی است چون خود او که از توان و ظرفیت محدودی برخوردار است و همانند او احساس و عاطفه دارد و باید احساسات و عواطف او را در نظر داشت، کارهای طاقت‌فرسا را به او نسپرد و خواب و استراحت را از او نستاند.(2) 
از دیگر مواردی که دلالت بر تواضع او دارد، احترام بسیار زیاد او نسبت به عموی بزرگوار نبی اکرم(ص) بود به نحوی که هرگاه عثمان سوار بر مرکبی می‌‌بود و از کنار عباس بن عبدالمطلب رد می‌شود، به احترام عباس، از مرکب پایین می‌آمد.(3) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحابة (حدیث 742). 
2) التاریخ الإسلامی (17/62). 
3) التبیین فی أنساب القریشین، ص153. تنها راه و روشی که حضرت عثمان و دیگر صحابه بزرگوار(رض) براساس آن پرورش یافتند و به رشد و تعالی رسیدند، قرآن کریم بود، کتابی که پروردگار عالمیان آن‌را بر پیامبر خویش(ص) نازل فرمود و به همین دلیل هم نبی اکرم(ص) تأکید داشت که این وحدت روش را حفظ کند و تک تک مسلمانان و جوامع آنان بر این اساس تربیت شوند. آیاتی را که حضرت عثمان، به طور مستقیم از زبان حضرت رسول(ص) می‌شنیدند، تأثیر شگرفی در ساختن شخصیت ایشان داشت، همین آیات بود که قلب ایشان را از پلیدی‌ها پاک گردانید، جانشان را پرورش داد و روحشان را تربیت نمود تا عثمان به انسان جدیدی تبديل شود، انسانی با ارزش‌ها، احساسات، اهداف، معرفت و راه و روشی دیگر.(1)  
 و به این صورت بود که عثمان شیفته قرآن شد. ابوعبدالرحمن سُلَّمی، از کیفیت فراگرفتن قرآن توسط عثمان نزد رسول خدا(ص) و میزان عشق شدید او به قرآن و عمل به آن چنین سخن می‌گوید: افرادی چون عثمان بن عفّان و عبدالله بن مسعود هرگاه آن ده آیه از قرآن را نزد حضرت رسول(ص) فرا می‌گرفتند، تا زمانی‌که تمامی معارف آن ده آیه را فهم نمی‌نمودند و بدان عمل نمی‌کردند، به آیات دیگری نمی‌پرداختند، بنابراین ما هم قرآن را یاد گرفتیم، هم معارف آن‌را و هم بدان عمل می‌نمودیم، آنان مدتی را صرف حفظ آن آیات می‌کردند(2)  تا بتوانند باآن‌ها انس بگیرند، قرآن در این رابطه چنین می‌فرماید: 
(کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْکَ مُبَارَکٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ) ص: ٢٩ 
((اي محمّد! اين قرآن) كتاب پرخير و بركتي است و آن را براي تو فرو فرستاده‌ايم تا درباره آيه‌هايش بينديشند، و خردمندان پند گيرند). 
حضرت عثمان از رسول خدا(ص) نقل می‌کند: 
«خیرُکم مَن تَعَلَّم القرآنَ و عَلَّمَه». 
(بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگر مسلمانان نیز یاد دهد). 
ایشان قبل از وفات رسول خدا(ص) تمام قرآن را برایشان عرضه داشت تا صحّت آن را تأیید نمایند. 
از مشهورترین شاگردان حضرت عثمان، می‌توان به ابوعبدالرحمن سُلَّمی، معیره بن أبی شهاب، ابوالأسود، زربن جیش(3)  اشاره نمود. در این‌جا شایسته است این صفحات را با جملاتی از حضرت عثمان که در مورد قرآن کریم است، بیاراییم: ایشان فرموده‌اند: اگر قلبهای ما از پلیدی‌های دنیا پاک گردد هرگز از کلام خداوند بزرگ سیراب نخواهیم شد(4) . نیز فرموده‌اند: بدترین روز، آن وقتی است که چشم به عهد و پیمان خداوند، یعنی قرآن کریم، نیافتد(5) . باز فرموده‌اند: سه چیز در دنیاي من نیکو هستند: سیرکردن گرسنگان، پوشانیدن برهنگان و تلاوت قرآن(6) . ایشان همچنین گفته‌اند: چهار چیز است که ظاهرشان فضیلت و باطنشان فریضه می‌باشند و آن‌ها عبارتند از: همنشینی با صالحان فضیلت است اما تبعیت از آنان واجب، تلاوت قرآن فضیلت می‌باشد