ه گذشت سالیان دراز از دوران جنگ‌های رده، مرتدین را از منجلاب آن رهایی بخشیده است. در واقع، عثمان تلاش می‌نمود تا با دادن فرصت به مرتدین، آنان را از رأفت و رحمت اسلام، برخوردار نماید تا بلکه درونشان اصلاح و از هر نوع کینه و نفرت نسبت به اسلام پاک شود اما متأسفانه این کار نه تنها در مورد آنان مفید واقع نشد بلکه عداوت و خصومت آنان بیشتر ساخته و آن سفلگان را نسبت به اسلام و مسلمین جری‌تر نمود. بیقین مصداق آنان این بیت شاعر است که گفت: 
و کنت و عمروا کالمسمن کلبه		فتخدشه انیابه و اظافره(13) 
([با وجود خوبی‌های بسیاری که در حق عمرو روا داشتم اما او ناسپاس بود و نسبت به من ظلم كرد] گویا مثل من و او چون فردی است که سگش را با غذا فربه نمود اما سگ، با دندان و پنجه‌های خود، صاحبش را مجروح می‌کرد). 
مهمترین نتیجه‌ي به کار گرفتن مرتدین در مناصب و مسئولیت‌های شهر کوفه این بود که آنان ایمان مردم و میزان اطاعت و فرمانبرداری آنان نسبت به حکومت را تغییر دادند به نحوی‌که به خاطر عدم حمایت کوفیان از عبدالرحمان بن ربیعه در جنگ با ترکان، او در آن نبرد نابرابر، کشته شد حال آنکه این سردار بزرگ فتوحات، در عهد خلیفه به چنان پیروزی‌های عظیمی دست یافته بود که ترکان در مورد او می‌گفتند: او را فرشتگان یاری می‌دهند(14) . خود این آزادی‌های فعالیت مرتدین، عامل مهمی شد برای گسترش آشوب‌ها و فتنه‌ها که سرانجام به شهادت عثمان منجر گردید. این تأثیر تا آن‌جا بود که در میان قاتلان عثمان، می‌توان نام افرادی از قبایل مرتد چون سودان بن حمران سکونی، قتیره بن فلان سکونی و حکیم بن جبله عبدی را مشاهده کرد.(15) 
 ه‍: یهودیان و مسیحیان
آنان پس از خروج از جزیره العرب در مناطقی چون کوفه و بصره سکنی گزیدند. اینان و بالاخص، یهودیان، در طول سال‌هاي فتوحات، اوضاع و احوال مسلمانان را زیر نظر داشتند و منتظر فرصتی بودند تا ضربه مهلکی را بر پیکره جامعه مسلمین وارد سازند(16)  در گفتارهای آینده، به تفصیل راجع به تحرکات یهودیان در زمینه‌چینی براي فتنه عظيمی سخن خواهیم گفت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات فی عهد النبوة و الخلافة الراشدة، 380. 
2) همان
3) دراسات فی الأهواء و الفرق و البوع، ناصر العقل، 161 
4) دراسات فی الاهواء و الفرق و البدع، 380. 
5) دراسات فی الاهواء و الفرق و الفتن، 161. 
6) همان، 381. 
7) همان163.
8) دراسات فی عهد النبوة و الخلافة الراشدة، 381. 
9) عبدا.... بن سبأ و أثره فی أحداث الفتنة، 155. 
10) البدایة و النهایة (6/347). 
11) التاریخ الإسلامی (9/59). 
12) تاریخ طبری (4/382). 
13) عبدالله بن سبأ و أثره فی أحداث الفتنة، 157. 
14) تاریخ طبری (5/146). 
15) عبدالله بن سبأ و أثره فی أحداث الفتنة، 157. 
16) دراسات فی عهد النبوة و الخلافة الراشدة، 381. عامل مهم دیگری که در تغییرات و تحولات اجتماعی عهد عثمان بسیار تأثیرگذار بود، ساختار فرهنگی جامعه آن روز است. با ورود خیل عظیم اقوام و ملل مختلف به درون جامعه مسلمان، جریان خروشانی از فرهنگ‌ها، افکار، عقاید و نظام‌ها به درون این جامعه سرازیر شد. 
وضعیت، آن‌گاه وخیم‌تر شد که اقلیت فاتح، با وجود پیوندها و روابط گسترده‌ای که با ساکنان سرزمین‌های جدید برقرار کردند و به سکونت در کنار آنان، ازدواج با ایشان، فراگیری زبان آن مردمان، پوشیدن لباس‌های آن دیار و رعایت آداب و رسومشان مبادرت ورزیدند، باز نتوانستند در آن برهه از زمان، مردمان آن سرزمین‌ها را تحت تاثیر فرهنگ اسلام قرار دهند و از چشمه جوشان اخلاق و تربیت والای این شریعت ناب، سیراب سازند(1) . قبایل بادیه‌نشین عرب نیز به همین سرنوشت دچار شدند و اگر چه اسلام توانست برای مدت زمانی مشخص، این قبایل را تحت تأثیر تربیت و تزکیه خود قرار دهد اما با وجود تمام این تلاش‌ها، به دلیل عدم توازن تعداد این مردمان و تعداد محدود بزرگان مهاجرین و انصار که پرچم نهضت تربيت و تزکیه را در دست داشتند امکان تحت پوشش قرار دادن همگان میسر نشد و به این ترتیب، موالیان نتوانستند از آن افکار و باورهای جاهلیت دست بکشند و بر همان بینش‌ها و رفتارهای پیشین خود ماندند. امر مسلم آن است که همگام با حرکت جهاد و نبرد با دشمنان دین، نهضت تربیت و آموزش مفاهیم و معارف قرآن و سنت رسول خدا(ص) نیز واجب است تا هیچ‌گونه خلل و تزلزلی در میان صفوف و مسلمانان از یک طرف و از طرف دیگر شکافی میان فاتحان و مردمان آن سرزمین‌ها پدید نیاید که در غیر این صورت صفوف مستحکم مسلمانان از هم می‌پاشد و آن وحدت سیاسی و فکری و عقیدتی از میان می‌رود و این وظیفه خطیر تعلیم و تربیت را باید مبلغان و معلمان آگاه و خردمند، دوشادوش مجاهدان و رزمندگان سپاه اسلام انجام دهند تا توازن میان پیشروی‌های زمینی و نظامی و حرکت فکری و اخلاقی برقرار شود(2) . اما همانطور که بیان شد با وجود تمام تلاش‌ها و از خود گذشتگی‌ها، به دلیل اين‌كه سرعت روند فتوحات در مشرق و مغرب جهان آن روز، بسیار سریع بود به نحوی‌که در عرض چند سال سر تا سر بلاد عراق و ایران و ماوراءالنهر و هند و شامات و شمال آفریقا به تصرف مسلمانان در آمد توان محدود مبلغان و صحابه قادر نبود در میدان تعلیم و تربیت پا به پای فتوحات جلو برود(3) . مهمترین دلیل این عدم توازن این بود که بیشتر صحابه در میان کارزار کشته شده و تنها جماعتی اندک شمار از ایشان به جای مانده بودند که گرد ایشان را افرادی انگشت شمار را که علاقه‌مند به فراگیری و درک مفاهیم و معارف شریعت بودند فراگرفتند و به این ترتیب طبقه تابعین تشکیل شد. خود این تابعین نیز به دلیل خلوص نیت و شوق شدیدی که به جهاد در راه خدا داشتند در صف مقدم سپاهیان اسلام به نبرد با دشمنان می‌پرداختند و طبیعتاً بسیاری از ایشان نیز چونان صحابه به شهادت می‌رسیدند(4) . علاوه بر این مسأله، نبود زمان کافی جهت نهادینه کردن مفاهیم و معارف شریعت اسلام در میان مردم، در کنار عوامل دیگر، موجب شد تا بحرانی فکری و عقیدتی در جامعه ظهور پیدا نماید که این، خود باعث گردید تا پایه‌ها و ارکان نظام و دولت متزلزل شوند که نتایج آن را در آشوب‌ها و فتنه‌های اواخر خلافت عثمان می‌توان مشاهده نمود.(5) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات فی عهد النبوة و الخلافة الراشدة، 381. 
2) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/358). 
3) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/358). 
4) الیمن فی صدر الإسلام، 334. 
5) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/359). پس از گسترش فتوحات و انضمام سرزمین‌های جدیدی به قلمرو دولت اسلامی، نسل نوی در جامعه به وجود آمد که از نظر اعتقادات و اخلاق با نسل صحابه کاملاً متفاوت بودند. این نسل که آرام آرام قدرت سیاسی و اجتماعی را تصاحب می‌نمود در دنیایی غیر از دنیای صحابه می‌زیست و از خصوصیات و ویژگی‌های متمایزی برخوردار بود(1) . اگر مهمترین خصوصیات صحابه را، قدرت ایمان، فهم درست از معارف شر